Jump to ratings and reviews
Rate this book

هزار افسان کجاست؟

Rate this book
شرح تصویر روی جلد:‏
فریدون ضحّاک را می‌افکَنَد؛ شَهرناز و اَرنواز می‌نگرند.‏
شاهنامه‌ی شاه‌ تهماسبی. تبریز [آغاز ِ حدودِ ۹۰۴ هـ/۱۵۲۵م].‏
نقاش: سلطان محمد

520 pages, Hardcover

First published January 1, 2012

17 people are currently reading
397 people want to read

About the author

بهرام بیضائی

70 books48 followers
بهرام بیضایی: مروری بر زندگی و آثار یک اسطوره زنده

بهرام بیضایی، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر و اسطوره‌شناس برجسته ایرانی، در ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران چشم به جهان گشود ور در روز ۵ دی ۱۴۰۴ در سن ۸۷ سالگی، دور از وطن، چشم از جهان فروبست. او به عنوان یکی از پیشگامان موج نوی سینما و تئاتر ایران و از تأثیرگذارترین چهره‌های فرهنگی معاصر شناخته می‌شود که با خلق آثاری عمیق و چندلایه، نقشی بی‌بدیل در غنای هنر و اندیشه ایرانی ایفا کرده است.


آغاز راه و شکل‌گیری اندیشه

بیضایی در خانواده‌ای اهل فرهنگ و ادب در تهران زاده شد. پدرش، ذکایی بیضایی، شاعر بود و این پیشینه، او را از همان ابتدا با ادبیات و هنر مأنوس کرد. علاقه‌ی وافر او به سینما و نمایش از دوران نوجوانی آغاز شد و همین علاقه او را به سمت پژوهش‌های گسترده در تاریخ نمایش ایران و جهان سوق داد. بیضایی تحصیلات خود را در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تهران آغاز کرد، اما آن را ناتمام گذاشت تا به صورت مستقل به تحقیق و آفرینش هنری بپردازد.


حاصل پژوهش‌های ژرف او در همان دوران جوانی، کتاب مرجع و ماندگار "نمایش در ایران" بود که به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع در زمینه تاریخ نمایش ایرانی شناخته می‌شود و تسلط عمیق او بر ریشه‌های فرهنگی و نمایشی ایران را به نمایش می‌گذارد.


کارنامه هنری: از صحنه تئاتر تا پرده سینما

فعالیت‌های هنری بیضایی در دو حوزه اصلی تئاتر و سینما متمرکز است، هرچند قلم او در قالب فیلمنامه، نمایشنامه، پژوهش و داستان‌نویسی نیز آثاری درخشان خلق کرده است.


در عرصه تئاتر، بیضایی با نگارش نمایشنامه‌هایی چون "پهلوان اکبر می‌میرد"، "مرگ یزدگرد"، "چهار صندوق" و "افرا، یا روز می‌گذرد"، جانی تازه به تئاتر ایران بخشید. آثار نمایشی او با بهره‌گیری هوشمندانه از اساطیر، تاریخ و فرم‌های نمایش ایرانی (همچون تعزیه و نقالی) و ترکیب آن با تکنیک‌های مدرن تئاتری، به کاوش در مفاهیمی چون هویت، تاریخ، زن، مرگ و حقیقت می‌پردازند. زبان فاخر، ساختار پیچیده و شخصیت‌پردازی عمیق از ویژگی‌های بارز نمایشنامه‌های اوست.


در حوزه سینما، بیضایی کار خود را با ساخت فیلم کوتاه "عمو سیبیلو" در سال ۱۳۴۹ آغاز کرد و با اولین فیلم بلندش، "رگبار" (۱۳۵۱)، نام خود را به عنوان یک فیلمساز صاحب‌سبک و اندیشمند مطرح کرد. "رگبار" با نگاهی دقیق و شاعرانه به تحولات اجتماعی و تقابل سنت و مدرنیته، آغازگر مسیری بود که با شاهکارهایی چون "باشو، غریبه کوچک" (۱۳۶۴)، "شاید وقتی دیگر" (۱۳۶۶) و "مساف" (۱۳۷۰) ادامه یافت.


فیلم "مرگ یزدگرد" (۱۳۶۰)، که اقتباسی از نمایشنامه خود او بود، نقطه عطفی در کارنامه سینمایی او و سینمای ایران به شمار می‌رود. این فیلم با ساختاری مبتنی بر روایت‌های متناقض و تمرکز بر مفهوم نسبیت حقیقت، نمونه‌ای درخشان از سینمای فلسفی و تاریخ‌نگر است. "سگ‌کشی (۱۳۷۹) نیز پس از سال‌ها دوری از فیلمسازی، بازگشتی قدرتمندانه برای او بود که با استقبال منتقدان و تماشاگران روبرو شد.


سبک و مضامین کلیدی

آثار بیضایی، چه در سینما و چه در تئاتر، از ویژگی‌های منحصر به فردی برخوردارند:


زبان و دیالوگ: استفاده از زبانی فاخر، ادیبانه و در عین حال دقیق و حساب‌شده که به آثار او عمقی چندبعدی می‌بخشد.
اسطوره و تاریخ: بهره‌گیری از اساطیر ایرانی و بازخوانی رویدادهای تاریخی برای طرح مسائل جهان معاصر.
هویت زنانه: توجه ویژه به شخصیت زن و جایگاه او در تاریخ و اجتماع. زنان در آثار بیضایی اغلب شخصیت‌هایی قدرتمند، کنش‌گر و پیچیده هستند.
ساختار روایی: استفاده از ساختارهای روایی غیرخطی، روایت‌های تودرتو و شکستن مرز میان واقعیت و خیال.
پژوهش و دقت: تمامی آثار او بر پایه تحقیقات گسترده و دقیق در زمینه‌های تاریخی، اسطوره‌شناسی و فرهنگی بنا شده‌اند.


مهاجرت و تداوم فعالیت

بهرام بیضایی در سال ۱۳۸۹ به دعوت دانشگاه استنفورد به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به عنوان استاد مدعو در این دانشگاه به تدریس و پژوهش در زمینه ادبیات و هنرهای نمایشی ایران پرداخت. او در طول اقامت خود در آمریکا نیز از فعالیت هنری باز نایستاد و چندین نمایشنامه از جمله "طرب‌نامه" و "چهارراه" را با حضور بازیگران ایرانی در کالیفرنیا به روی صحنه برد و کارگاه‌های آموزشی متعددی برگزار کرد.


بهرام بیضایی، با بیش از نیم قرن فعالیت هنری و پژوهشی، نه تنها به عنوان یک هنرمند بزرگ، بلکه به مثابه یک اندیشمند و روشنفکر تأثیرگذار، جایگاهی رفیع در تاریخ فرهنگ

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
70 (60%)
4 stars
36 (31%)
3 stars
7 (6%)
2 stars
1 (<1%)
1 star
1 (<1%)
Displaying 1 - 20 of 20 reviews
Profile Image for Dream.M.
1,049 reviews663 followers
February 24, 2025
به نام تو مینویسم "بهرام بیضایی" ؛ ای قصه‌گویی که حقیقت را از دل تاریکی بیرون می‌کشی.
در جهانی که افسانه‌ها کم‌کم رنگ می‌بازند و حافظه‌ جمعی ما تکه‌تکه از هم می‌پاشد، بهرام بیضایی ایستاده است؛ چونان دیده‌بانی که چشم از حقیقت برنمی‌دارد. او فقط نویسنده نیست، فقط نمایشنامه‌نویس یا فیلمساز نیست؛ او نگهبان قصه‌هایی است که اگر نبود، شاید دیگر هرگز کسی آن‌ها را به یاد نمی‌آورد.
بیضایی با قلمی که بیشتر به تیغ شبیه است، پرده از چهره‌ حقیقی قصه‌های گمشده برمی‌دارد. او از ویرانه‌های تاریخ، از سطرهای خاک‌گرفته‌ هزار افسان، از ناله‌ سیاوش در آتش، از سکوت تلخ یزدگرد در برابر مرگ، از اشک‌های باشو در غربتی بی‌پایان، و از عشق ساده معلمی به دختر همسایه، روایت می‌سازد. قصه‌هایش زنده‌اند، چون او همچون مسیحا نفس به جان کلمات می‌دمد. هر جمله‌ای که می‌نویسد، فریادی است علیه فراموشی، اعتراضی به تاراج هویت، و سوگواری برای اسطوره‌هایی که در گذر زمان مثله شده‌اند.
خواندن بیضایی مثل قدم زدن در خرابه‌های یک شهر کهن است؛ اما هر آجر این خرابه نفس می‌کشد، هر دیوار زخمی دارد که قصه‌ای‌ست برای گفتن. وقتی آثار بیضایی را می‌خوانی، احساس می‌کنی عضوی از این جست‌وجو هستی؛ سفیری که باید حقیقت قصه‌ها را به آیندگان برساند.
بیضایی نه‌فقط یک نویسنده‌ بزرگ، که یک رسالت است. رسالتی برای زنده نگه داشتن افسانه‌ها، برای مقابله با فراموشی، و برای این‌که همیشه کسی باشد که بپرسد:
"اگر افسانه‌ها نباشند، انسان چه چیزی برای گفتن دارد؟"
...........
هزار افسان کجاست؟
افسانه‌ها پیش از آنکه بر کاغذ بنشینند، در حافظه‌ جمعی ملتی باستانی، در حافظه قصه‌گویان و افسانه‌سرایان، و در حافظه شب‌های طولانی جریان داشتند؛ آنجا که مادری برای کودکش، سالکی برای رهرو‌اش، و کنیزی برای شهریارش داستان می‌گفتند. اما چه شد که قصه‌های نخستین ما، از آنِ دیگری شد؟ چه شد که هزار افسان ایرانی، در گذر قرن‌ها، در سایه‌ نام "هزار و یک شب" رنگ و بوی دیگری گرفت؟
بهرام بیضایی در "هزار افسان کجاست؟" نه‌تنها به دنبال پاسخی برای این پرسش است، بلکه روایت تازه‌ای از سرنوشت قصه‌های ایرانی ارائه می‌دهد؛ روایتی نه‌فقط تاریخی، که سرشار از احساس، دغدغه و هویت.

☆ گم‌شده‌ای به نام هزار افسان
کتاب با یک پرسش بنیادی آغاز می‌شود:
هزار افسانی که نخستین بود، کجاست؟
بیضایی از همان ابتدا، خواننده را با واقعیتی تکان‌دهنده روبه‌رو می‌کند؛ اینکه آنچه ما امروز به‌عنوان هزار و یک شب می‌شناسیم، ریشه در هزار افسان ایرانی دارد، اما در گذر زمان و در پیچ‌وخم تاریخ، هویت نخستینش را از دست داده است.
او اسناد تاریخی، نسخه‌های خطی و روایت‌های شفاهی را کنار هم می‌چیند تا تصویری دقیق از این تغییر شکل ارائه دهد. در میان روایت‌هایش، به سراغ منابع کهنی چون "الفهرست ابن ندیم" می‌رود، که در آن به روشنی از هزار افسان ایرانی نام برده شده است (مجموعه‌ای از داستان‌ها که به زبان پهلوی نوشته شده بود و بعدها، در دوره‌ی عباسی، با تغییرات فراوان به هزار و یک شب تبدیل شد.)
بیضایی نشان می‌دهد که در اصل، هزار افسان روایتی ایرانی بوده که در دوران ساسانیان شکل گرفته است، اما پس از ورود اسلام و انتقال فرهنگی به جهان عرب، این قصه‌ها تغییر یافتند، شخصیت‌هایشان دگرگون شدند و فضای آن‌ها از ایرانی به عربی متمایل گشت. او با بررسی داستان‌های مشهور هزار و یک شب مانند "علاءالدین و چراغ جادو"، "سندباد بحری"، "حسن بصری"، و "شاهزاده‌ی سنگ‌شده"، رد پای عناصر اسطوره‌ای و روایی ایرانی را در آن‌ها بازمی‌یابد.

☆ افسانه‌های ایرانی چگونه تغییر کردند؟
بیضایی در این کتاب، نشان می‌دهد که چگونه قصه‌های اصیل ایرانی، که پر از المان‌های کهن‌الگویی و اسطوره‌های آریایی بودند، در نسخه‌ جدیدشان دستخوش تغییرات اساسی شدند. برخی از این تغییرات عبارت‌اند از:
○ تغییر هویت قهرمانان: شخصیت‌های ایرانی مانند گردآفرید و اسفندیار، جای خود را به شخصیت‌های جدیدی با ویژگی‌های متفاوت دادند. بسیاری از زنان قدرتمند داستان‌ها، در نسخه‌ی عربی کم‌رنگ شدند یا نقش آن‌ها تغییر یافت.
○ تغییر زمینه‌ جغرافیایی و فرهنگی: داستان‌ها که در فضای ایران باستان و تمدن‌های شرقی روایت می‌شدند، در نسخه‌ی جدید خود به بغداد، دمشق، و قاهره منتقل شدند. نام‌های ایرانی حذف شدند و جای خود را به اسامی عربی و اسلامی دادند.
○ افزایش المان‌های جادویی و عرفانی: در حالی که هزار افسان ریشه در واقعیت‌های تاریخی و اجتماعی داشت، نسخه‌ جدید آن پر از عناصر جادویی و ماورایی شد، که با تأثیرپذیری از فرهنگ‌های مختلف، رنگ و لعاب تازه‌ای گرفتند.

☆ زبان و ساختار کتاب
بیضایی، که خود از بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویسان و پژوهشگران ادبیات نمایشی ایران است، این پژوهش را نه با زبان آکادمیک خشک، بلکه با لحنی پرشور و شاعرانه نوشته است. او در کنار تحلیل‌های تاریخی و زبانی، از ضرباهنگ و آهنگ نثر بهره می‌برد تا متن را همچون قصه‌ای نفس‌گیر پیش ببرد.
جملاتش گاه ضربتی و کوتاه‌اند، گاه بلند و پیچیده، همچون جویباری که در میان صخره‌های تاریخ جاری است. او روایت‌ها را با حسرت و اندوهی عمیق همراه می‌کند، اندوهی از اینکه بخش مهمی از هویت فرهنگی ما، در گذر قرن‌ها تغییر کرده و از آنِ دیگری شده است.

☆ ارزش کتاب و اهمیت آن
"هزار افسان کجاست؟" از چند جهت اثری بی‌همتا است:
○ برگرداندن هویت به قصه‌های ایرانی: این کتاب، نه‌فقط پژوهشی در باب تاریخ قصه‌پردازی، بلکه تلاشی برای بازیافتن میراث گمشده‌ ادبیات ایران است.
○ نقدی بر فراموشی فرهنگی: بیضایی، در کنار تحلیل‌هایش، هشداری جدی نیز به ما می‌دهد که اگر قصه‌های خود را از یاد ببریم، تاریخ و هویت خود را نیز از یاد خواهیم برد. این کتاب، زنگ خطری است برای همه‌ی کسانی که به فرهنگ، ادبیات، و تاریخ ایران علاقه‌مندند.
○ سبک روایی کم‌نظیر: بیضایی با زبانی پرشور، زنده، و تأثیرگذار، قصه‌ی گم‌شده‌ی هزار افسان را روایت می‌کند. خواننده، با هر صفحه، احساس می‌کند در میان ماجرایی هیجان‌انگیز پیش می‌رود، نه در یک تحقیق خشک تاریخی.
○ پیوند با دنیای امروز: در حالی که کتاب به ریشه‌های تاریخی قصه‌ها می‌پردازد، بیضایی با ظرافت، آن را به زمان حال نیز پیوند می‌زند. او نشان می‌دهد که فراموشی گذشته، تنها یک اتفاق تاریخی نیست، بلکه فرایندی است که همچنان ادامه دارد. او مارا به این تأمل وامی‌دارد که "چه روایت‌هایی از ما برای آیندگان باقی خواهد ماند؟"
......
این کتاب رو در همخوانی "گروه همخوانی کتاب‌های بد " تاپیک نانفیکشن، با دوستای عزیزم سارا، آقای منوچهری، ندا و حسین همخوانی کردیم. کتاب خیلی حرف برای گفتن داره، این حجم از اطلاعات و دانش حقیقتا هرکسی رو مبهوت و عاشق بیضایی می‌کنه.
خوندن کتاب رو به شدت پیشنهاد میکنم، البته تکنیکالی بهتره کتاب رو بعد از "ریشه‌یابی درخت کهن " از بیضایی بخونید .
Profile Image for Peiman.
652 reviews200 followers
September 4, 2025
از پیشگفتار کتاب

آیا هزار افسان خیالات است؟
در کتاب گرانقدر تحلیلی از هزار و یک شب نویسنده‌ی بزرگوار رابرت ایروین، سخن گهرباری دارد که در چشم من چون آفتابی می‌درخشد. جمله‌ای مهم و کلیدی است به ویژه که در آن، سر خود، اصالت داستان‌های هزارویک شب را، یکجانبه و یکجا، به ادبیاتِ عَرَب می‌بخشد. فرماید: «هزار و یک شب که در خاورمیانه تا روزگاران اخیر به فراموشی سپرده شده بود، با چنان گستردگی و دفعات متعددی به زبان‌های غربی ترجمه شد که علی رغم پیشینه‌های عربی داستان‌ها، انسان اندکی به وسوسه می‌افتد که آن را در اصل اثری از ادبیات اروپایی به شمار آورد!»
این‌همه بزرگ منشی ستودنی است. اروپاییان که هزار و یک شب را ترجمه کرده‌اند تمایل دارند آن را اروپایی بدانند؛ عربان که هزار افسان، از پهلوی یا فارسی برایشان ترجمه شده آن را از خود می‌دانند؛ ولی ایرانیان که این کتاب را به وجود آورده‌اند، هرگاه از تعلق به آن حرفی بزنند، نژادپرست خوانده می‌شوند. این تجربه‌ای است که برای من پیش آمد، وقتی نمایش شب هزارویکم را بر صحنه داشتم.
میل به مال خود کردن، یا بذل و بخشش آثار دیگران، با هزار و یک شب آغاز نشده، و هنگامی که غربیان نخستین بار عیسی مسیح را با موهای زرین در کتاب‌های مصور و فیلم‌هایشان به صلیب کشیدند، و در آفرینش‌های شنفدیداری شان از هزار و یک شب، وانمود کردند شهرزاد ـ جای شهریار ساسانی ـ برای خلیفه‌ی بغداد قصه می‌گوید، آغاز شده بود. تمایل به مال خود کردن، و بذل و بخشش آثار دیگران، مسلّماً ایشان را مردمی بزرگوار و بلند نظر نشان می‌دهد وقتی آثار ایرانی را در موزه‌های خود به نام‌های عربی معرفی می‌کنند؛ و حتی به خود اجازه می‌دهند هزارویک شب را سرِ خُود شب‌های عربی بنامند، کاری که خود عرب‌ها نکرده‌اند؛ و وقتی با حمایت سازمان جهانی یونسکو، در ماه مه ۲۰۰۴م، در عروس شهرهای جهان، میزگرد بین‌المللی «سهیم شدن در هزارو یک شب» با برنامه‌ريزي سازمان پژوهشی عربی‌دانان دنیای عرب، از خود در می‌آورند که به شهادت فهرست جلساتش ظاهراً تنها ملتی که در آن سهیم نیست ایرانیان‌اند، که اگر هزار و یک شبی هست، در بنیاد، از دسترنج آنهاست.
و همزمان با چنین همایشی ما در اینجا چه میکردیم؟ جز اینکه آن بالا مشغول تقسیمِ میزها و غنایم بودیم؛ مشغول دریغ کردن ابزار آفرینش فرهنگی از اهالی فرهنگ، و اهالی فرهنگ خود مشغول بودند به تقسیم مسئولیت شکست‌های اجتماعی این قرن میان خود و دیگران. چه می‌کردیم جز اینکه در غارت و ویرانی آثار تاریخی و فرهنگی (یک نمونه اش چپاول تمدن جيرفت) و ویرانی محیط زیست (یک نمونه اش نابودي درخت‌های تهران و کشتزارها و جنگل‌های شمال) با چشم بستن و خاموش ماندن همدستی می‌کردیم، و هر کس را که ردّی از فرهنگ خویش جستجو می‌کرد نژادپرست می‌خواندیم، تا خود را در چشم غربی مقبول، و در چهارچوب مدرنیزم عقب مانده‌ی وطنی، پیشرو نشان بدهیم.

Profile Image for Hamed Manoochehri.
336 reviews40 followers
February 28, 2025
سندرم بیضایی چیست و چگونه از آن لذت ببریم


تقریبا پنج روز میشه که کتابو تموم کردم و هنوز هر وقت از سرِ کار برمیگردم خونه میخوام برش دارم و یه جورِ فال طوری بازش کنم و بخونمش. تقریبا ساعت 5 صبح جمعه ست و بعد از چهار سال داره برف می باره. به بهونه گردگیریِ خونه ای که توی این دو هفته روز هشت-نُه بار گردگیریش کردم، با یه نیم نگاه به متن کتاب، به کتاب صوتیش گوش میدم. میرسم به اونجا که بیضایی  با تبحرِ یه شعبده باز یه‌هو از متن اصلی دستشو میبره به کف کلاهِ پانویس و با یه خرگوشِ استعاری بر میگرده بالا تا توضیح داده باشه چطور تعزیه، سیاوش و ایزدبانو آناهیتا به هم مربوطن و همه چی به آب ربط داره!
شیشه پنجره آشپزخونه بخار گرفته و بعد از شش ماه یه هو دلم برای عکاسی تنگ میشه.

این سندروم بیضایی (برای من و خیلیا "سندرم خود بیضایی پنداری") هست و وقتی اتفاق می‌افته که یاد بگیری خودتو بسپاری به ذهن سنجاقکیِ بیضایی و هر لحظه جهت عوض کنی. از دور یه پرپر زدن بی‌هدفه، غافل از اینکه سنجاقک بهترین شکارچی دنیاست. بیضایی، در نهایت، همیشه می زنه به خال. 

تجربه بیضاییستیِ پژوهش خوانی یه فعالیت اینتراکتیوه; پژوهش از بیضایی، کشف و نظم دهی از ما. آسمون و باد از بیضایی و پَرِ پرواز و نیت بال زدن از ما. 

پژوهش، در بیضایی‌خوانی، یه متن سرراست نیست؛ یه جریان سیال ذهنه که نمی شه مهارش کرد. افسار پذیر نیست. اما اگه از دور نگاش کنی لذت می‌بری و اگه اگه اگه همپاش بشی دیگه آدم سابق نمی‌شی. این میشه که می ری وسط برف عکاسی و انگشتت که بی حس می شه میگی هنوز برای سه تا شات دیگه شارژ دارم. یا می شینی یه ریویو برای "هزار افسان کجاست" می نویسی که می شه بهترین تجربه ریویوخوانی دوستت. 


👨‍💻[پژوهش] بیضایی و کجای کار بیضایی می لنگه


توضیح:

مشابه عنوان کتاب "ریشه یابی درخت کهن" اینجا هم کلمه پژوهش در عنوان داخل کروشه نوشته شده و این به نظرم نشون دهنده بی اهمیت بودن این وجه کتاب (وجه پژوهشی به سبک علمی) هست و همیشه این «کروشه باز. پژوهش. کروشه بسته» به نظرم یه اشاره به Afterthought-بودنِ «پژوهش» در آثار [پژوهش]ی بیضاییه. من اینو وقتی "ریشه‌یابی …" می خوندم متوجه نشد و از نوع کار پژوهشی بیضایی ناامید و حتی مستاصل شدم. چرا این "استاد دانشگاه استنفورد" و عضو آکادمی اسکار متوجه نیست پژوهش چه اصولی داره؟

حالا اما متوجهم که بیضایی داره خودشو روی کاغذ میاره. بیضایی، یه مرد 80 ساله ست که داره دِینشو به فرهنگ و هنر میهنش با تراوش قطره قطره دانشش ادا میکنه.  جایی برای سانسور، توقف و نظم بخشی نیست، اما


🔫نقد به کتاب و [پژوهش]

قبل از بسطِ این باید بگم که برای کسی که "هزار افسان کجاست" رُ به عنوان یه پژوهش کلاسیک قراره بخونه (که شامل من نمیشد) این بخش صحبتم به درد بخوره ولی اگه قراره خودخواسته دچار سندرم بیضایی بشید به کارِتون نمی‌آد.

پژوهش بیضایی دو بخش داره:

1- بیضایی از چندین و چند منبع معتبر، یه خیل عظیم  داده‌های فوق‌العاده جالب و ظاهراً بی ربط ارائه می ده. 

2- بیضایی میاد و با تفسیر خودش و نه به روش علمی این اطلاعاتو به هم ربط می ده. 

🚫یکی از کارهایی که بیضایی میکنه استفاده از "و آیا نمی شود" برای خلق نوعی مغلطه ست که اگر الف با ب و جیم با دال ارتباط دارد و این ارتباط به کاف مربوط است، آیا نمی شود سین را یه شین ربط داد؟ یا همون what/if fallacy.


🚫مشکل بعدی بیضایی عدم مشخص کردن "هدف" در گفتمانه. 
شما ممکنه 10 صفحه یا بیشتر بخونید و تازه متوجه بشید که بیضایی داشته به شاملو و نگاه منتقدانه‌ش به فردوسی ایراد می گرفته. این مثل کتاب "ریشه یابی…" منشا در عدم ویراست کتاب داره.

🚫به علاوه بیضایی از جواب های ساده و به قولی قضیه حمار گریزانه و این باعث می شه در خیلی از موارد از خاطرنشان کردن اسطوره های مدیترانه و خصوصاً یونان طفره بره. به علاوه موضوعاتی که سابقاً و توسط اکثر قریب به اتفاق متخصصین پذیرفته شده و دلایل مستدل و منطقی براشون موجوده رُ خاطر نشان نکنه.


♦️به هر حال

این کتاب یکی از بهترین تجربه های مطالعه‌م در سال جاری بود و اینو مدیون دوستان جدیدی هستم که منو توی جمعشون قبول کردن و اجازه دادن خودم باشم. 

امیدوارم شما هم ترغیب به خوندنش شده باشید و اگه خوندین لذتشو ببرید.

راستی اصطلاح «سندرم بیضایی» ساخته ذهن من نیست و احتمالاً ریشه‌ش یا برمی‌گرده به سده سوم قبل از میلاد و دهات های اطراف چغازنبیل یا به دوستمون Dream.M🦄.
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,179 followers
August 17, 2016
جدا از این‌که بیضایی قصد دارد در فصل‌های ابتدایی، ریشه‌های ایرانی «هزار و یک شب» را بیابد و اثبات کند، آن‌چه محور کتاب «هزار افسان کجاست؟» را تشکیل می‌دهد شهرزاد و خواهر اوست. در کنار این دو، ضحّاک نیز نقش برجسته‌ای دارد و به تفصیل مورد بررسی قرار می‌گیرد.
شاید پیش‌نیاز مطالعه‌ی این کتاب، آگاهی و اشراف نسبت به مضمون هزار و یک شب باشد تا خواننده دچار سردرگمی نشود. اما کم‌تر اتفاق می‌افتد که علم خواننده با بهرام بیضایی برابری کند. نتیجه‌ای که او در جستجو و کشف و شهودش در آثار تاریخی و متون کهن به دست می‌دهد شگفت‌انگیز است. وقتی رشته‌های ناپیدای میان شاهنامه و هزارویک شب را بر خواننده عیان می‌کند، نمی‌شود غافلگیر نشد. بیضایی به مقایسه مضمون‌ها نیز دست می‌زند و پای آیین‌های باستانی و دینی را هم وسط می‌کشد. به گمان من این کتاب حجیم (از منظر محتوا) خواننده را با بخش بزرگی از اطلاعات پراکنده‌ای مواجه می‌کند که محال است خودش در یک عمر مطالعه به دست آورد و حالا بیضایی همه‌شان را یک‌جا گرد هم آورده. دست مریزاد آقای بیضایی.

Profile Image for Sara.
1,802 reviews562 followers
February 26, 2025
من عاشق مدل مغز آشفته و پر از دیتای بیضایی وقتی راجع به اساطیر ایران صحبت می‌کنه شدم رفت!
شاید اگه خیلی علاقمند نباشی یا زیاد در این روابط چیزی نخونده باشی این کتاب برات شلوغ باشه ولی با نظر بایاس دارم بسیار می‌ارزه.
یه چیزی راجع به کتاب چاپی بسیار آزارم میداد و اون وجود اعراب گذاری افراطی و علائم آوایی بسیار زیاد و بیهوده‌اش بود، به قدری اذیتم کرد که چاپی رو همون اوایل کنار گذاشته و سراغ صوتی رفتم. هرچند تمام ارجاعات رو خونده بود ولی باز هم اون وسط به چاپی مراجعه میکردم چون ارجاعاتش خیلی خوب بودند.
همون اولا راجع به ترجمه مزخرف هزار و یک شب به الفه لیل حرف زد و حرص خورد، بعد دنبال منشأ یابی هزار و یک شب و هزار افسان و بیان نمونه‌هاش افتاد.
شخصیت های مشترک با اساطیر قبلی رو معادل سازی کرد. از مثلا اعجوبه و محجوبه، ضحاک و شهرزاد و ارنواز، بی‌بی شهربانو، هفت پیکر، استر(زن خشایارشا) و سایرین کلی حرف زد.
البته اینا همه در جهت معادل یابی نبودند و گاهی برا مقایسه و بیان حرف.های دیگه اینا رو مثال میزد. مثلا راجع به استر گفته بود که برخلاف شهرزاد، پادشاه رو درنده خو تر کرده بوده.
برای سایرشون از داستان گویی زنان و بحث های این‌چنینی سخن گفته بود. مثلا اینکه تو هفت پیکر هفت زن بهرام براش شعر و داستان میگفته و تو اعجوبه و محجوبه هم دو زن داستان میگفتند.
در ادامه از سام نامه و کلا بحث جن و پری کلی حرف زده بود.
از مراسمات عامیانه و محلی ناشی از یه سری باور ها مثل نخل کشی(که هنوز سمت یزد اجرا میشه)، پری‌خوانی، چامه سرایی، گاو ربایی، زن گرفتن برای چاه خشک شده و اینا هم صحبت کرده بود.
از جالبی های دیگه‌اش برام صحبت کردنش راجع به بختیار نامه و طومارهای نقالی حتی دقیقا با ذکر نام هفت لشکر و امثالهم بود.‌ از محجوب هم زیاد نقل قول داشت و اصلا سایرینی که در این زمینه ها کار کردند.

کتاب رو تو گروه رویا همخوانی کردیم و رویا براش یه ریویوی خیلی خوب نوشته. منم کلی ازش نوت برداشتم و یادداشت‌برداری کردم اما فعلا توان جمع‌اوریشون رو ندارم؛ سر فرصت و حوصله، اگه عمری باشه میام بخش به بخش میذارمشون.

اسفند ۱۴۰۳
Profile Image for Mehrasa Rezaei.
109 reviews12 followers
July 21, 2022
یکی از بهترین کتاب هایی بود که خوندم.
نه تنها درباره ی ریشه ی هزار و یک شب، که درباره ی کلی باور عامیانه و اسطوره ای ایران هم حرف میزنه.
خیلی دوستش دارم.
Profile Image for Mansoor.
708 reviews30 followers
August 24, 2023
با بهرام [بیضایی] شما هیچ‌وقت به توافق نمی‌رسید، چون او همیشه باید نقش شهید را بازی کند
—بهمن فرمان‌آرا

شهید بیضایی که رمانتیک‌وار فانوس به دست گرفته و دنبال ریشه‌های ایرانی می‌گردد (بی‌ آن‌که چیزی از پیشینه‌ی مفهوم ایران بداند)، دست‌کم به پژوهشگران ایرانی هم‌مشربش تأسی می‌کرد-به فروغی، به یارشاطر، به تقی‌زاده-و از سختگیری، نظم و انسجام ذهنی و پایبندی‌شان به روش علمی چیزکی می‌آموخت تا یک مشت یاوه‌درایی را جای "پژوهش" به خواننده‌ی فلک‌زده‌ی فارسی اماله نکند. خواننده‌ی فارسی‌زبان امروز هم متاسفانه به خاطر سوءتغذیه‌ی شدید فرهنگی، این جزوه‌ی مکتبی را شاهکار پژوهشی قلمداد می‌کند
Profile Image for Aroosha Dehghan.
Author 3 books94 followers
August 12, 2021
خوانش هزار افسان کجاست برای من تجربه ای دلچسب بود. در این کتاب، بهرام بیضایی با بررسی ریشه های اسطوره ای و شیوه ی داستان نگاری تلاش می کنه تا ریشه ی ایرانی هزار و یک شب رو اثبات و ریشه ی عربی اون رو رد کنه. در این راه هم از منابع گوناگونی کمک گرفته و هر جا نیاز به توضیح بیشتر یا نقل قول از منبعی بوده، در متن کتاب یا در پانویس ها آورده. یکی از نقات قوت کتاب هم همین منبع نگاری های ریز به ریز نویسنده هست که باعث میشه خواننده سردرگم نشه و هر جا نیاز به آگاهی بیشتر داشت، بتونه بهشون رجوع کنه. منابع به کار رفته هم از یک طیف فکری یا یک دوره ی زمانی نیستند. از هزار سال پیش تا امروز، و چه از کسانی که هزار و یک شب رو عربی می دونند و چه از کسانی که ریشه ی ایرانیش رو باور دارند، منبع هست.

در فصل نخست و دوم، بیضایی به نقد دیدگاه عربی بودن کتاب می پردازه و اون رو کاملا رد می کنه. در ادامه ریشه ی هندی رو هم بررسی می کنه و اگرچه انکار نمی کنه که اساطیر هند و ایران هم ریشه هستند، اما ثابت می کنه که نوشته شدن داستان هزار و یک شب در هند درست نیست.
در فصل سوم به این می پردازه که شخصیت های شهرزاد و دین آزاد از کجا میان و ریشه ی اسطوره ای اون ها رو بررسی می کنه. در فصل چهارم بازگفت های کهن تر این داستان در ایران رو میاره و تک به تک بررسی و با هزار و یک شب امروزین تطبیق میده. در فصل پنجم و ششم به نقش سخن و سخنوری، که اصل داستان هزار و یک شب هست، در اساطیر و باورهای هندوایرانی می پردازه و ریشه ی واژگان و نام های داستان هزار و یک شب رو درمیاره.
در فصل هفتم، به بازگفت دیگری از این داستان می پردازه و اثر داستان بنیادین هزار و یک شب بر رخدادهای سپسین و ماجرا شهربانو و تعزیه ها رو بررسی می کنه.
در بخش پی آورد ها سه عنصر اصلی هزار و یک شب از اسطوره تا تاریخ و داستان و نمونه های اوستایی بازبینی میشه.
در بخش پیوست ها نیز به سه مورد دیگه اشاره میشه که تاثیر پذیرفته از همین داستان بنیادین هزار افسان هستند و در باورهای عموم و ترانه ها و داستان های فولکلور به جا ماندند.
Profile Image for محمدحسین بنـکدارتهرانی.
221 reviews66 followers
January 13, 2018
مثل همه‌ی انتخاب‌های بیضایی عالی و قابل استفاده بود اما جسته‌گریخته لغزش‌هایی به این کتاب راه یافته بود که برایم غریب بود از بیضایی بزرگ چنین خطاهایی سربزند
Profile Image for Amir.
147 reviews94 followers
June 25, 2012
کتاب بیضایی – همچون قصه‌های هزارافسان – پر است از فکر نو و سخن رهایی‌بخش. رهایی‌بخشی سخن بیضایی در همین امیدی است که برمی‌انگیزد با نشان دادن و گشودن این‌همه راه نو در اسطوره‌ها و در قصه‌ها که تا امروز ما رسیده‌اند. کتاب بیضایی می‌خواهد خواننده‌اش را شهرزاد کند؛ همین که هر خواننده یکی از راه‌های گشوده‌ی بیضایی را بگیرد و برود تا خودش قصه‌گوی راه تازه باشد [یادتان هست آن دیوار را که رویش نوشته بود: این خـــط را بگیر و بیا ــــــــــــــــــــــ ] یعنی امیدی نو، یعنی شهرزادی دیگر.
Profile Image for Roya.
282 reviews346 followers
November 24, 2018
تنها مشکل من عدم انسجام کتاب بود و پراکندگی. در مقایسه با کتاب های صرفا اسطوره ای اطلاعات بسیار بیشتر و البته جالب تری دارد که باعث می شود غصه بخورم دسترسی به اساطیر ایران باستان اینقدر مشکل است، و این که درگیری با حاشیه های نوشتن و پژوهش در ایران باعث شده بیضایی و امثال او نتوانند حتی بیش تر این ها بنویسند هرچند همین هم مایه ی حیرت است. ما را نمی دانم اما من از گرسنگی اساطیری رنج می برم و باید با همین چند کتاب و اطلاعات عموما پراکنده خود را فعلا سیر نگه دارم
Profile Image for Reza.
52 reviews2 followers
July 5, 2016
ریشه یابی مفصل و باحوصله‌ی داستان بنیادین هزار و یک شب که بهرام بیضایی اصل آن را از هزارافسان ایرانی می‌داند و افزون بر خرده اشارات تاریخی به هزارافسان با تاکید بر ایرانی بودن داستان بنیادین هزارویک شب (و نه لزوما تمامی داستان‌های نقل شده در کتاب) برای اثبات این ادعا رد داستان بنیادین کتاب را از اسطوره‌های باستانی هندوایرانی تا نشانه‌های باقی مانده در روزگار کنون می‌گیرد.
من خیلی از خوندن این کتاب لذت بردم و دلیلش هم این بود که همه چیز خیلی دقیق و باحوصله بیان شده بود و هرجا که نیاز به ارجاع به منابع دیگه‌ای بود به قدر کفایت از اون‌ها در پانویس یا متن اصلی گفته شده بود.
هرچند که حس میهن‌دوستی بیضایی در اصل این کتاب مشخصه ولی این میهن‌دوستی به هیچ رو رنگ میهن‌پرستی به خودش نمی‌گیره.
Profile Image for Somayeh Farhadi.
71 reviews72 followers
September 9, 2016
کتابی است درباره ی داستان بنیادین هزارافسان یا هزار و یک شب ( و یا به نادرست، شب های عربی).
نویسنده در ابتدا به طول و تفصیل به اصالت ایرانی داستان می پردازد و نشان می دهد که «هزار افسان» به صورت کتاب (به زبان پهلوی) در ایران نگاشته شده و بعدها در طول زمان از بین رفته است. به تندی از «شب های عربی» خواندن این کتاب از طرف غربیان انتقاد می کند و در ادامه به داستان بنیادین و شخصیت هایش (به خصوص شهرزاد و دین آزاد) که ریشه در اساطیر باستانی ایران دارند می پردازد.
کتاب پر است از اطلاعات پراکنده درباره ی اسطوره ها و تاریخ اساطیری ایران. همچنین نوشتار زیبای آقای بیضایی با انبوهی از واژه های ایرانی اش بسیار به دل می نشیند!
Profile Image for مهدی اکبری‌فر.
Author 1 book5 followers
February 2, 2018
ایده‌های نو و ادعاهای خلاقانه‌ای دارد، اما آنگونه که باید و شاید از استحکامات زبان‌شناسانه و علمی برای ادعاها برخوردار نیست. در مواجهه با منابع عموما انتقادی برخورد کرده است اما آنجا که یک کتاب بی ارزش و غیر علمی همانند نوشته های فریدون جنیدی موافق سخن و نتیجه ی وی سخن گفته، خبری از این دقت و نکته سنجی نیست. بصورت کلی بیضایی از منظر افسانه شناسی و اسطوره شناسی و مردم شناسی موفق عمل کرده اما از منظر برخی ادعاها که در حیطه زبانشناسی و باستانشاسی قرار میگیرند، کتاب را معتبر نیافتم.
Profile Image for Ashkan Ansari.
Author 1 book87 followers
February 20, 2018
این کتاب، پژوهشی است که نویسنده در آن تلاش دارد تا با بازخوانی هزار و یکشب و تطبیق آن با آنچه که از هزار افسان بازمانده است نشان دهد که داستان های هزار و یکشب، که ریشه ای کاملن ایرانی دارد. ‏
آنچه در مقدمه این کتاب خواندم، همانگونه که برای من راهگشا بود، تصور می کنم برای بسیاری هم راهگشا خواهد بود. بیضایی می نویسد که با نوشتن این کتاب نه می خواهد بگوید که ایران، مرکز عالم است و نه آن که داشته های فرهنگی ایران را نادیده بگیرد. باعث تاسف است که گروهی داشته های هنری و فرهنگی ایران را نادیده می گیرند و یا به نام این و آن می بخشند. ‏
روش پژوهش بیضایی بسیار نزدیک به روش زمینه ای1 است. ‏
خواندن این کتاب هم می تواند برای علاقمندان به فرهنگ و تاریخ ایران جذاب باشد و هم برای علاقمندان به نقد ادبی. از دید من، مهمتر از مضمون کتاب، روش پژوهش بهرام بیضایی است
----------------
1. Grounded Theory
Profile Image for Ali.
Author 17 books677 followers
December 12, 2014

بیضایی در زمینه ی ادبیات نمایشی ما اثر گذارترین قلم در پنج دهه ی اخیر بوده است. بیضایی سنت نمایشی ما را هم خوب می شناسد. خواندن بیضایی را، بهررو توصیه می کنم.

https://www.goodreads.com/author_blog...
Profile Image for Nazila.
35 reviews4 followers
April 30, 2017
کتابی بی نظیر در پژوهش اسطوره های هند و ایرانی و داستان بنیادین هزار و یک شب. وسعت مطالعات بیضایی خیره کننده ست و نتایج و روابطی که از اسطوره های مختلف به دست میاره بهت آوره.
Profile Image for Amir Soleimani.
93 reviews4 followers
March 28, 2021
اگر دغدغه اصلی کتاب یعنی اینکه کتاب هزار افسان کجاست برای شما مهم نباشد باز هم از خواندن این کتاب و دانستن بسیار چیزها و اسطوره ها که قبلا نمیدانستید سرمست میشوید.
Profile Image for Vahid.
357 reviews29 followers
June 16, 2025
تلاشی جانانه و ارزشمند برای بازشناسی هزار افسان که قصه‌های هزار و یک شب از آن تاثیر پذیرفته است.
در شگفتم از عمق آگاهی استاد بهرام بیضایی از اسطوره‌های ایران باستان و احاطه به منابع متعدد تاریخی
8 reviews
February 18, 2016
شهرزاد مرا فریفته بود همیشه و هرگاه که هزار و یک شب برابرم میرقصید، تنها و تنها شهرزاد جلوه ای دلبرانه داشت و تمامی داستانهای کتاب، هیچ میشدند اگر شهرزادی نبود که هر شب با قصه‌گویی ��انی را نجات دهد و شهریار دیوسیرتی را انسان. هزار افسان کجاست؟ همه شهرزادهای تاریخ اسطوره و حماسه ایران را کاویده است و از جان ایران بیرون کشیده تا بیشتر فریبندگی کند. هزار افسان کجاست همان هنر و نبوغ شهرزاد است. کلامی که از دل فرهنگ و دانش جاری شود به راستی که نجاتبخش جانهای بیشمار است‌. اگر این مهم را بیاموزیم چه نیاز به جنگ و تتاول و شمشیر؟
Displaying 1 - 20 of 20 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.