رسالهی پیش رو، رسالهی فارسی «روزی با جماعت صوفیان»، اثر حکیم و عارف بزرگ قرن ششم، شیخ «شهابالدین ابوالفتوح یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی (587 ـ 549)» است. رسالهی حاضر، شامل عکس و پیادهشدهی صفحه به صفحه و سطر به سطر از روی نسخهای در مجموعهای کهنسال، متعلق به کتابخانهی ملی، تحت شمارهی 2412، که تاریخ تحریر آن 659 هجری قمری و به خط «محمّدعلی بن علی دامغانی جاجرمی» میباشد، پیاده شده است. این نسخه، که با درگذشت مؤلف تنها هفتادودو سال فاصله دارد. صفحه نخست رساله پیش رو با صفحه نخست نسخه خطی و بقیه صفحات نیز یک به یک مطابقت دارد
"Shahāb ad-Dīn" Yahya ibn Habash Suhrawardī (Persian: شهاب الدین سهروردی, also known as Sohrevardi) was a Persian philosopher and founder of the Iranian school of Illuminationism, an important school in Islamic philosophy and mysticism that drew upon Zoroastrian and Platonic ideas. He is referred to by the honorific title "Shaikh al-ʿIshraq" (Master of Illumination) and "Shaikh al-Maqtul" (the Murdered Master) in reference to his execution for heresy.
آن کسان که در آسمان و ستارگان نگرند، سه گروهند: گروهی به چشم سَر نگرند و صفحه ای کبود بینند، نقطه ای چند سپید بر وی. این گروه عوامند. گروهی آسمان را هم به دیده ی آسمان بینند و این گروه، منجّمانند. اما کسانی که سِرّ آسمان و ستاره می بینند، نه به چشم سَر بینند و نه به دیده ی آسمان؛ بلکه به نظر استدلال.
موضوع این رساله، تلفیق نظریه ی عقول دهگانه و هیئت بطلمیوسی بود؛ حد واسطی بین فلسفه و نجوم. من اولین بار در این رساله متوجه شدم که فلاسفه عقول دهگانه رو (که واسطه های خلقت هستن) با افلاک دهگانه (زمین، ماه، عطارد، زهره، خورشید، مریخ، مشتری، زحل، فلک ستارگان و فلک الافلاک) تطبیق می کنن. بعدها توی رساله ی آواز پر جبرئیل بیشتر با این مسئله آشنا شدم. برای توضیح بیشتر به ریویوی من برای آواز پر جبرئیل رجوع کنید.
بعضی از تطبیق هاش خیلی جالب بود و هیجان انگیز، مثلاً این که عقل اول رو با فلک الافلاک تطبیق کرده بود که مرز بین وجود و عدمه، در نتیجه هر نوری که به این فلک تابیده میشه مثل شیشه از خودش عبور میده و به خاطر همینه که در فلک الافلاک (فلک بالای ستارگان که شیشه ای و بی رنگه) هیچ جرم نورانی ای وجود نداره.