حسین بشیریه در سال ۱۳۳۲ در همدان متولد شد. وی لیسانس خود را در رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران گرفت و سپس برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت. در سال ۱۹۷۹ در رشته رفتارشناسی سیاسی از دانشگاه اسکس انگلستان فوق لیسانس دریافت کرد و در سال ۱۹۸۲ موفق به اخذ درجه دکترا در رشته تئوری سیاسی از دانشگاه لیورپول گردید.
او که در دانشگاه تهران ممنوعالتدریس شده بود ایران را ترک کرد و به دانشگاه سیراکیوز در نیویورک رفت.
بشیریه در فصل مقدماتی کتاب به معرفی موج جدید در نظریه های گذار به دموکراسی می پردازد. او ابتدا نظری اجمالی به نظریه های قدیمی تر و کلاسیک دموکراتیزاسیون می نماید. این نظریه ها که بیشتر به مکتب نوسازی تعلق دارند نگاهشان به دموکراتیزاسیون ساختاری است. معروف ترینِ این نظریه ها که نظریۀ سیمور مارتین لیپست است، به عنوان نمونه، میان دموکراتیزاسیون و توسعۀ اقتصادی رابطۀ همبستگی نیرومندی می بیند و حصول توسعۀ اقتصادی را پیش شرط استقرار دموکراسی می داند. در مقابل این دسته از نظریات، موج جدید نظریات نه ساختارگرایانه که کنش گرایانه اند، و تاکید بیشتر را بر کارگزاران سیاسی و اجتماعی می نهند. بشیریه این نظریات را نیز به دو دسته تقسیم می کند: دستۀ اول مانند برینگتون مور، گوران تربورن، و پرزورسکی به تعبیر نویسنده کارگزار اصلی دموکراتیزاسیون را طبقات اجتماعی می دانند؛ و دستۀ دوم مثل نظریۀ برتن و دیگران، و لری دیاموند و خوآن لینز، نخبگان سیاسی را بازیگران اصلی وضعیت گذار می دانند. نویسنده سپس ساموئل هانتینگتون را در مقام تحلیل گری به میان می آورد که سعی کرده این دو دسته از نظریات را با یکدیگر تلفیق کند، و هم بر نخبگان سیاسی و هم بر طبقۀ متوسط انگشت نهد. با این حال، چنان که بشیریه نیز تاکید می کند در موج جدیدِ نظریات بیشترین تاکید همانا بر نقش نخبگان سیاسی قرار دارد، و دموکراتیزاسیون محصول تعامل استراتژیک و مصالحۀ نخبگان سیاسی دانسته می شود. نویسنده در این دیباچۀ کوتاه و موجز به خوبی ویژگی های اصلی ادبیات گذار و گرایش های روش شناسانۀ این ادبیات را هویدا می کند، و به نیکی مختصات این ادبیات جدید را ترسیم می کند. با این حال، شاید چند نکته در اثر مذکور شایان توجه مجدد باشد. نخست آن که، دلیل مغفول ماندن تعدادی از اصلی ترین آثار ادبیات گذار مانند آثار اشمیتر و اودانل (1986)، راستو (1970)، دیپالما (1990)، و پرزورسکی(1991) در نوشتۀ مذکور چندان مشخص نیست. ثانیاً، از دهۀ 1990 گرایش های جدیدی در ادبیات دموکراتیزاسیون بروز کرده است که انتقاداتی را بر وجوه نخبه گرایانۀ ادبیات گذار وارد کرده اند، و مؤلفه های دیگری مانند رژیم پیش از گذار، جنبش های اجتماعی، عوامل اقتصادی، و تاثیرات بین المللی را وارد تحلیل دموکراتیزاسیون کرده اند. این مرحلۀ جدید در ادبیات گذار نیز نادیده انگاشته شده و توجهی بدان نگردیده است. علاوه بر این، برخی از طبقه بندی های انجام شده در کتاب نیز تا حدودی محل تأمل هستند. به عنوان نمونه، اثر برینگتون مور در ردۀ آثار کارگزارمحور در ادبیات گذار به دموکراسی قرار داده شده است، در حالی که ادبیات گذار تقریباً به نح
کتاب خوبیه اما به نظرم بسیار به بروز رسانی احتیاج داره و بخش زیادی از مطالبش تایخ گذشته هست... کمتر از زبان نویسنده حرف زده شده و بیشتر مقالات افراد دیگه ترجمه و بازگو شده
همچنان جنگ و همچنان قطعی اینترنت و حدودا ۲۴ ساعت تا پایان ضربالعجل ترامپ برای حملهی بیشتر به زیرساختها.
-- این کتاب شامل ۸ مقالهست دربارهی "گذار به دموکراسی". درواقع مسالهی اصلی در این مقالات نه اقتدارگراییها هستن نه تقویت پایههای دموکراسیهای نوظهور. مسالهی اصلی دقیقا فاز گذار هست. این فاز قطعا فاز مهمیه چرا که در نمونههای زیادی، آدمها با کلی سختی و رنج و هزینه و فداکاری درنهایت انقلاب میکنن و دوباره یه گروه جدید رو جایگزین قبلیا میکنن و همچنان در سختی باقی میمونن. توجه کردن به شرایط مختلف و آگاهی بیشتر کمک میکنه که این اتفاق تکرار نشه یا حداقل چیزهایی باقی بمونه که احتمال رسیدن به دموکراسی رو در آینده نوید بده.
-- نکتهی مهم اینه که بسیاری از حرفهایی که ما میشنویم و فکر میکنیم نقدهای جدیای هستن به خواستههامون، اساسا پیشتر در حوزهی آکادمیک پرسیده شدن و پاسخهای دقیقی براساس عدد و رقم و داده و نظریه براشون وجود داره. مثلا اینکه آیا دموکراسی در همهی کشورها شدنیه؟ (زیاد میشنویم که بخش پر سر و صدای اپوزیسیون در این ماهها ادعا میکردن که اصلا دموکراسی تو خاور میانه جواب نمیده و نباید سمتش رفت). یا مثلا اینکه آیا پیش شرطهای اقتصادی خاصی برای رسیدن به دموکراسی وجود داره؟
میخوام بگم که خوندن یه همچین چیزایی کمک میکنه بدونیم که این حرفها اولینبار نیست که مطرح میشن و اینجوری نیس که جوابی براشون وجود نداشته باشه. ضمن اینکه دامنهی آگاهی خودمون رو هم وسعت میده.
-- عنوان ۸تا مقاله رو اینجا میذارم شاید به درد کسی خورد: موج جدید نظریههای گذار به دموکراسی زمینههای سیاسی و اجتماعی فروپاشی رژیمهای غیردموکراتیک و گذار آنها به دموکراسی موانع گذار به دموکراسی در ایران آیا همهی دنیا میتواند دموکراتیک شود؟ مردم دموکراسی را چگونه میبینند؟ مشکلات گذارهای همزمان سازمانهای بینالمللی و ظهور دموکراسی چالشها و فرصتهای فراروی گذار به دموکراسی
-- جدیترین نقد به کتاب اینه که سال ۱۳۸۴ فکر میکنم چاپ شده و خب بخشی از گفتههای مقالات ممکنه اندکی تغییر کرده باشه یا تکمیل شده باشه.
مشکلات نگارشی و غلط املایی و تایپی در مقالهی چهارم هم واقعا خوندنش رو سخت کرده بود.
مسالهی دیگه هم اینه که مقالات همهاشون مقالات علمی هستن و ممکنه چندجا توضیح روش پژوهش و دادههای زیاد یه مقداری خسته کننده باشه. اما ازون کتاباس که واقعا دانش آدم رو زیاد میکنه و حتما خوندنش خوب خواهد بود.
-- چه حرفهایی که تا برات تعریفشون نکنم انگار اصلا تو سرم نیستن.
این کتاب مجموعهای از مقالات حول موضوع دموکراسی است. دو مقاله اول از حسین بشیریه است که بیشتر به مبانی نظری موضوع میپردازد، مقالات میانه کتاب مجموعه پژوهشهایی است در نقاط مختلف جهان درباره دیدگاه مردم به دموکراسی، امکان تحقق دموکراسی در کشورهای مختلف، تاثیر جامعه جهانی بر تحقق این امر و … . این پژوهشها به لحاظ زمانی بسیار قدیمی و تاریخ گذشته هستند، گذر زمان عدم کارایی دموکراسی در بسیاری از کشورهایی که در این مقالات مورد پژوهش بودند را نشان میدهد. مساله ای برای من مطرح بود این است که در بخشهای متعدد تعریف دموکراسی دچار تحریف شده و با مفاهیم لیبرالیسم یکی شده! قطعا برای رسیدن به یک جامعه دموکراتیک حداقلهایی از آزادی همچون آزادی بیان لازم است، اما دموکراسی ارتباطی با میزان دخالت یا عدم دخالت دولت در حوزه خصوصی افراد ندارد! مقاله آخر را بیش از همه دوست داشتم، این مقاله به مبانی نظری مرتبط با تحولات مفهوم سیاست و قدرت در آرا ماکس وبر، فوکو، آرنت، هابرماس و … میپردازد. این مقاله دموکراسی را نه محدود به دولت و حکومت بلکه در شیوه زیست و به گفته هابرماس قدرت ارتباطی میداند که فضای عمومی بستر شکل گیری چنین ارتباطی است.