اشتباهی که ممکن است بسیاری از دوستان مانند من بکنند این است که تصور می کنند تاریخ بیهقی کتابیست بمانند سایر کتاب های تاریخ، پر از مجیز این و ذم آن و پر از عدد و رقم و روایات جنگ و فتوحات آن امیر و شکست این.
اما پس از خواندن این گزیده متوجه شدم که سخت در اشتباه بودم و نهادن نام تاریخ بر این شاهکار ادبیات فارسی اشتباه است، کتاب تاریخ بیهقی به نظر من یک رمان تاریخی ست، رمانی که در آن شخصیت ها واقعی هستند و اتفاق ها واقعی و راوی همچنین، رمانی که در آن بوفضل بیهقی تلاش کرده تا حکایاتی یاورد تا بقول خود سودی داشته باشد و بر دل اثر کند. از این لحاظ به گلستان سعدی نزدیک است و از لحاظ تاریخی شاید یکی از دقیق ترین کتاب های شرح ماوقع.
در هنگام خواندن گزیده افسوس می خوردم بر اینکه چقدر کلمات زیبا و پرمعنی داشته ایم هزار سال پیش و چقدر حیف که بسیاری از آنان را استفاده نمی کنیم دیگر، مانند شغل دل به معنی نگرانی و یا شبگیر به معنی پیش از صبح
تاریخ بیهقی یکی از کتاب هاییست که آقای دولت آبادی به شدت به آن علاقه مند است در کنار متن های ناصرخسرو و شاهنامه ی ابومنصوری، و حالا کاملا متوجه شدم که چرا
در اولین فرصت به سراغ متن کامل کتاب خواهم رفت اگر عمری باقی بود