Jump to ratings and reviews
Rate this book

Tikhiy Don #1-4

Тихий Дон

Rate this book
And Quiet Flows the Don or Quietly Flows the Don (Тихий Дон, lit. "The Quiet Don") is 4-volume epic novel by Russian writer Mikhail Aleksandrovich Sholokhov. The 1st three volumes were written from 1925 to '32 & published in the Soviet magazine October in 1928–32. The 4th volume was finished in 1940. The English translation of the 1st three volumes appeared under this title in 1934. The novel is considered one of the most significant works of Russian literature in the 20th century. It depicts the lives & struggles of Don Cossacks during WWI, the Russian Revolution & Russian Civil War. In 1965, Sholokhov was awarded the Nobel Prize for Literature for this novel. The authorship of the novel is contested by some literary critics & historians, who believe it wasn't entirely written by Sholokhov.

704 pages, Hardcover

First published January 1, 1928

Loading interface...
Loading interface...

About the author

Mikhail Sholokhov

226 books423 followers
Mikhail Aleksandrovich Sholokhov was awarded the 1965 Nobel Prize in Literature "for the artistic power and integrity with which, in his epic of the Don, he has given expression to a historic phase in the life of the Russian people."

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
5,963 (45%)
4 stars
3,960 (30%)
3 stars
2,098 (16%)
2 stars
720 (5%)
1 star
344 (2%)
Displaying 1 - 30 of 599 reviews
Profile Image for Ahmad Sharabiani.
9,566 reviews56.6k followers
October 21, 2021
Тихий Дон, part 1/2 = Tikhiy Don = And Quiet Flows the Don (Tikhiy Don #1-2), Mikhail Sholokhov

And Quiet Flows the Don or Quietly Flows the Don or Quiet Don, is an epic novel in four volumes by Russian writer Mikhail Aleksandrovich Sholokhov.

The first three volumes were written from 1925 to 1932 and published in the Soviet magazine Oktyabr in 1928–1932, and the fourth volume was finished in 1940.

The English translation of the first three volumes appeared under this title in 1934.

The novel is considered one of the most significant works of Russian literature in the 20th century.

It depicts the lives and struggles of Don Cossacks during the First World War, the Russian Revolution, and Russian Civil War.

In 1965, Sholokhov was awarded the Nobel Prize for Literature for this novel.

تاریخ نخستین خوانش: ماه آگوست سال 1980میلادی

عنوان: دن‌ آرام - جلد اول و دوم از دوره ی چهار جلدی؛ میخائیل شولوخوف؛ مترجم: احمد شاملو؛ تهران، انتشارات مازیار، سال1379، در1960ص؛ موضوع داستانهای نویسندگان روسیه - سده 20م

نخستین بار برگردان روانشاد «به آذین» را خواندم، سپس نسخه ای به زبان «انگلیسی»، که نام مترجمش یادم نمانده است، سپس باز هم برگردان روانشاد «احمد شاملو» را خواندم؛ هر سه برایم گوارا بودند؛ اما درباره ی داستان «دن آرام» و ترجمه ها: برگردان نخست را روانشاد «محمود اعتمادزاده (به‌ آذین)» انجام داده، سپس جناب «منوچهر بیگدلی خمسه» آن را ترجمه کردند، و پس آنگاه بود که روانشاد «احمد شاملو» نیز «دن آرام» را به فارسی برگرداندند، تا بماند یادگار؛ روانشاد «شاملو» ترجمه ی مترجم فرانسوی: «آنتوان وی‌تز» از رمان را، به فارسی برگردانده‌ اند؛ جناب «ایرج کابلی» در مقابله، با نسخه ی «روسی»، با روانشاد «شاملو» همکاری داشته‌ اند؛

و اما داستان: «دُن آرام»، داستانیست درباره ی «کازاک‌های (قزاقهای)» ساکن «دن»، و شرح زندگی یک خانواده ی «کازاک» به نام «ملِخوُف» است، در زمان صلح، و در سال‌های سرنوشت‌ساز جنگ اول جهانی، انقلاب ماه اکتبر سال1917میلادی «روسیه»، و در یک جنگ داخلی تلخ؛ البته قهرمانان، و نقش آفرینان داستان، همانند رمان «جنگ و صلح» «تولستوی»، بسیارند؛ اما آنچه خوانشگر را، بیشتر به دنبال خود می‌کشاند، بازیگر اصلی است، که مردی جوان، به نام «گریگوری (گریشا) پانتلویچ ملخوف» است؛ «گریگوری» شخصیتی شجاع، جنگاور و خستگی‌ ناپذیر است، که در تمام رویدادهای بزرگ تاریخی زمان خویش، حاضر شده‌ است؛ او هرگزی نمی‌داند چرا می‌جنگد.؛ آیا علیه «آلمان»‌ها می‌جنگد، یا علیه بلشویکها؟ در جستجوی عدالت، گاهی با سرخ‌ها رابطه برقرار می‌کند، و گاه به سراغ سفیدها می‌رود؛ (سرخ: لقب «کمونیست»‌ها، و سفید: عنوانی برای طرفداران امپراتوری) بوده است؛ او عاشق «روسیه»‌ است، اما از «تزار» نیز نفرت دارد؛ او دولتی سوسیالیستی می‌خواهد، به شرطی که مالکیت «کازاک‌ها» بر زمین را، دست نخورده باقی بگذارند؛ تجربیات سیاسی، و نظامی «گریگوری»، که به خاطر رخدادها، و مشکلات جنگ اول جهانی، و انقلاب روسیه، به دست آورده، در پس داستان عشق شورانگیز، و غم‌انگیز وی رنگ می‌بازند

تاریخ بهنگام رسانی 06/09/1399هجری خورشیدی؛ 28/07/1400هجری خورشیدی؛ ا. شربیانی
Profile Image for Ahmad Sharabiani.
9,566 reviews56.6k followers
January 2, 2022
Тихий Дон = Tiknii Don = And Quiet Flows the Don Vol. 1, Mikhail Sholokhov

And Quiet Flows the Don or Quietly Flows the Don (Quiet Don) is an epic novel in four volumes by Russian writer Mikhail Alexandrovich Sholokhov.

The first three volumes were written from 1925 to 1932 and published in the Soviet magazine Oktyabr in 1928–1932, and the fourth volume was finished in 1940. The English translation of the first three volumes appeared under this title in 1934.

The novel deals with the life of the Cossacks living in the Don River valley during the early 20th century, probably around 1912, just prior to World War I.

The plot revolves around the Melekhov family of Tatarsk, who are descendants of a cossack who, to the horror of many, took a Turkish captive as a wife during the Crimean War.

She is accused of witchcraft by Melekhov's superstitious neighbors, who attempt to kill her but are fought off by her husband. Their descendants, the son and grandsons, who are the protagonists of the story, are therefore often nicknamed "Turks".

Nevertheless, they command a high amount of respect among people in Tatarsk. The second eldest son, Grigori Panteleevich Melekhov, is a promising young soldier who falls in love with Aksinia, the wife of Stepan Astakhov, a family friend.

Stepan regularly beats her and there is no love between them. Grigori and Aksinia's romance and elopement raise a feud between her husband and his family.

The outcome of this romance is the focus of the plot as well as the impending World and Civil Wars which draw up the best young Cossack men for what will be two of Russia's bloodiest wars.

The action moves to the Austro-Hungarian front, where Grigory ends up saving Stepan's life, but that doesn't end the feud.

Grigory, at his father's insistence, takes a wife, Natalya, but still loves Aksinia.

The book deals not only with the struggles and suffering of the Cossacks but also the landscape itself, which is vividly brought to life. There are also many folk songs referenced throughout the novel.

تاریخ نخستین خوانش: روز هشتم ماه مارس سال1977میلادی

عنوان: دن‌ آرام - جلد اول از چهار جلد؛ نویسنده: میخائیل شولوخوف؛ مترجم: م.ا به آذین؛ تهران، نیل، سال1344، چاپ دیگر سال1363؛ چاپ دیگر تهران، دادار، سال1381؛ شابک دوره9647294549؛ شابک جلد نخست9647294506؛ چاپ دیگر تهران، فردوس، سال1384؛ چاپ دوم سال1388؛ چاپ سوم سال1391؛ موضوع داستانهای جنگ جهانگیر نخست، از نویسندگان روسیه - سده20م

عنوان: دن‌ آرام در چهار جلد؛ نویسنده: میخائیل شولوخوف؛ مترجم: منوچهر بیگدلی خمسه، تهران، گلشائی، سال1368؛ چاپ دیگر: تهران، نگارستان کتاب، سال1387؛ شابک دوره9789648155754؛ شابک جلد یک9789648155761؛

عنوان: دن‌ آرام در چهار جلد در دو مجلد؛ نویسنده: میخائیل شولوخوف؛ مترجم: احمد شاملو؛ تهران، مازیار، سال1382؛ شابک دوره9645676266؛ چاپ چهارم سال1387؛

عنوان: دن‌ آرام؛ نویسنده: میخائیل شولوخوف؛ مترجم: اسماعیل قهرمانی پور؛ تهران، سمیر، سال1391؛ در1800ص؛ شابک دوره9789642201655؛

نخستین جلد، از چهارگانه ی «شولوخوف»، در سه بخش نوشته شده؛ کتابی که قرار است، روزگار مردمان «دن» را، در زمان «روسیه تزاری»، روابط شخصی، زندگی روستایی، و بالاخره جنگ جهانگیر نخست را، به تصویر بکشد؛ بخش اول و دوم کتاب، به روابط میپردازد، و بخش سوم، که فاجعه بارترین بخش کتاب است، مربوط به جنگ جهانگیر اول است؛ تصویرسازی شخصیتها، به ویژه: «گریگوری»، «آکسینیا» و «ناتالیا»، با یک روند منطقی، در بخش نخست کتاب شکل گرفته، ولی در ادامه، ضعف شخصیت پردازی، به چشم میآید؛ بخش جنگ نیز، از مشکل روایی رنج میبرد، که بیشتر شبیه یک گزارش است، تا داستان، اگر این بخش از رمان، با اثر «تولستوی» که عنوانش «جنگ و صلح» است، مقایسه شود ضعف کار بیشتر هویدا میشود

نقل از متن برگردان به آذین: (در آوریل سال1918میلادی، شکاف بزرگ سرزمین «دون»، بواقعیت پیوست: قزاقان از جبهه برگشته، آنان که اهل بخشهای شمالی، یعنی «خوپرواوست مدویتسکایا» و «دون علیا» بودند، بهمراه واحدهای در حال عقب نشینی ارتش سرخ، رفتند؛ قزاقان بخشهای پائین، در تعاقبشان بودند، و آنان را، بسوی مرزهای منطقه میراندند؛ از «خوپر» تقریبا همه قزاقان عزیمت کردند، اما از «اوست مدویتسکایا» نیمی از مردان و از «دون علیا» عده ی بسیار کمی رفتند؛ تاریخ تا سال1918میلادی، بانتظار نشست، تا مردم آبادیهای بخشهای «علیای دون» را، از مردم بخشهای سفلی، جدا کند؛ ولی ریشه ی این جداسری به صدها سال پیش، کشیده میشد، به دورانی که، قزاقان تنک مایه تر بخشهای شمالی، که از زمینهای حاصلخیز «آزوف» و تاکستانها، و شیلات، و شکارگاههای آن، بی بهره مانده بودند، گاه گاه از «چرکاسک» روی میگرداندند، و خودسرانه به سرزمینهای «روسیه بزرگ» میتاختند، و برای همه ی گردنکشان و آشوبگران، از «رازین» گرفته تا «سکاچ»، مطمئن ترین پشتیبان بودند؛ حتی در دورانهای اخیر، هنگامی که سراسر ارتش «دون»، زیر پنجه ی استبداد، در نهان، به جنب و جوش میافتاد، قزاقان بخشهای «علیای دون»، آشکارا سر به شورش برمیداشتند؛ آنان به رهبری «آتامان»های خود، ارکان نظم «تزاری» را، به لرزه درمیآوردند، با سربازان امپراطوری میجنگیدند، و کرجیهای باری، روی «دون» را، غارت میکردند، و تا «ولگا» پیش رفته، قزاقان سرکوب شده ی «زاپوروگ» را به شورش برمیانگیختند.)؛ پایان نقل

تاریخ بهنگام رسانی 09/11/1399هجری خورشیدی؛ 11/10/1400هجری خورشیدی؛ ا. شربیانی
Profile Image for Ahmad Sharabiani.
9,566 reviews56.6k followers
June 27, 2021
Tiknii Don = Quiet Flows the Don: a novel in Four books, Mikhail Sholokhov

And Quiet Flows the Don or Quietly Flows the Don (Quiet Don) is an epic novel in four volumes by Russian writer Mikhail Aleksandrovich Sholokhov.

The first three volumes were written from 1925 to 1932 and published in the Soviet magazine Oktyabr in 1928–1932, and the fourth volume was finished in 1940. The English translation of the first three volumes appeared under this title in 1934.

تاریخ نخستین خوانش ماه آگوست سال 1980میلادی

عنوانهای چاپ شده در ایران: «دن آرام - چهار جلدی»؛ «دن در دریا آرام میگیرد»؛ «دن آرام - چهار جلد در دو مجلد»؛ نویسنده: میخائیل شولوخوف؛ تاریخ نخستین خوانش: روز هشتم ماه مارس سال 1977میلادی

عنوان: دن آرام - چهار جلدی؛ نویسنده: میخائیل شولوخوف؛ مترجم: م.ا به آذین (محمود اعتمادزاده)؛ تهران، نیل، 1344؛ در چهار جلد؛ چاپ دوم1356؛ چاپ دیگر 1363؛ چاپ دیگر 1381 در چهار جلد و 1760ص؛ شابک دوره 9647294549؛ چاپ دیگر تهران، فردوس؛ 1388؛
در چهار جلد؛ شابک 9789643204099؛ موضوع داستان جنگهای داخلی روسیه و انقلاب از نویسندگان روسیه، سده 20م

عنوان: دن آرام - چهار جلد در دو مجلد؛ نویسنده: میخائیل شولوخوف؛ مترجم: احمد شاملو؛ تهران، مازیار، 1382؛ شابک9789645676276؛

عنوان: دن آرام - چهار جلد در دو مجلد؛ نویسنده: میخائیل شولوخوف؛ مترجم: منوچهر بیگدلی خمسه؛ تهران، گلشائی؛ 1368؛ در چهار جلد؛

عنوان: دن در دریا آرام میگیرد؛ مترجم: اسماعیل قهرمانی پور؛ تهران، سمیر، 1391؛ در 1800ص؛ شابک9789642201655؛

چکیده: خانواده ی «ملخوف»، اولاد «پروکوفی ملخوف (مه له خوف)» هستند؛ که از جنگ‌های «عثمانی»، زنی «ترک تبار» بنام «مورا» به خانه آورده بود؛ «گریگوری» دومین فرزند، و دومین پسر، و آخرین پسر خانواده‌ است، او دلباخته ی زن همسایه، به نام «آکسیانا» می‌شود؛ «آکسیانا»، که از شوهری تندخو و بدرفتار خود «استپان آستاخوف»، بیزار است، متقابلاً به «گریگوری» دل می‌بازد، و با او رابطه برقرار می‌کند؛ وقتی پدر «گریگوری»، به رابطه ی نامشروع این دو پی می‌برد، به اجبار «گریگوری» را، به ازدواج با دختری پاکدامن، به نام «ناتالیا»، وامی‌دارد؛ ولی «گریگوری» دل در گرو عشق «آکسیانا» دارد، و با زن قانونی خود، به سردی برخورد می‌کند؛ آنگاه وقت آن می‌رسد، که «گریگوری» کار در مزرعه را رها کند، و به خدمت نیروهای نظامی «روسیه»، اعزام شود؛ او می‌رود، و خیلی زود، جنگ جهانگیر نخست آغاز می‌شود؛ او در جنگ به مناسبت شجاعتش، صلیب «سن ژرژ» می‌گیرد، و به درجه ی ا��تواری، و سپس به درجه ی افسری می‌رسد؛ با پیروزی اولیه نیروهای شورشی و ارتش سفید، ژنرال‌های سفید، «گریگوری» را به مناسبت سواد کمش از فرماندهی لشکر (ژنرالی - بدون درجه)، به ستوانی (درجه‌ ای که پیشتر داشت) تنزل می‌دهند، و «گریگوری» می‌پذیرد؛ اما چندی بعد به صف «بلشویک‌»ها می‌پیوندد، و در نبردی با آنها، همقطار می‌گردد؛ انقلاب «بلشویکی (اکثریتها)» فرا می‌رسد، و سربازان در دو دسته ی «سفیدها» و «سرخها»، با هم مبارزه می‌کنند، و به کشتن یکدیگر مبادرت می‌ورزند؛ حوادث، موافق نیروهای شورشی، و ارتش سفید نیست؛ آنها در برابر «کمونیست‌ها» شکست می‌خورند، و عقب می‌نشینند، و فرماندهانشان می‌گریزند؛ «گریگوری» وقتی می‌بیند سفیدها و سرخها چگونه اسیران یکدیگر را که هموطن هم هستند، می‌کشند، دلزده و دلخسته عزم خانه و کاشانه می‌کند؛ «گریگوری» به خانه می‌آید، در حالیکه پدرش، مادرش، برادرش، زن برادرش، پدرزنش، و همسر قانونی اش را، در طول داستان از دست داده‌ است؛ او امیدوار است که باز سر ِ زمین برود، و زندگی آرامی را به دور از جنگ و ویرانی، و آدمکشی آغاز کند؛ اما غافل از اینکه هم‌ولایتی، و دوست سابقش «میخائیل کاشه ووی»، که از ابتدا به سرخها پیوسته، و هوادار متعصب و سرسخت «کمونیست‌ها» شده بود، و خواهر او را نیز به زنی گرفته، و در منزل آنها ساکن شده بود - قصد دارد، او را به این خاطر که ضدانقلابی است، دستگیر و از بین ببرد؛ «گریگوری» می‌گریزد و چند ماه با دسته‌ ای یاغی همگام می‌شود؛ اما در نهایت برمیگردد، و دلداده ی خود، «آکسیانا» را برمی‌دارد، و رو به سوی مقصدی (زندگی آرام) می‌رود؛ «آکسیانا» در این راه، توسط نگهبانان سرخ کشته می‌شود، و «گریگوری» او را دفن می‌کند، و از آنجا می‌رود؛ «گریگوری» که همه چیزش را باخته‌ است، به خانه برمیگردد، و درمی‌یابد که دخترش نیز از بیماری جان سپرده‌ است؛ «گریگوری» پس از آن، به آبادی مزرعه ی خویش می‌پردازد، و زمان می‌گذرد، و پسرش «میشاتکا» ازدواج می‌کند، و برخلاف پدر، خانواده‌ ای سرشار از عشق و شادی تشکیل می‌دهد؛ زمان می‌گذرد ولی «دن» همچنان آرام به مسیر خود به سوی دریا ادامه می‌دهد؛ ...؛

نخست برگردان «به آذین» را خواندم، سپس برگردانی از «روسی به انگلیسی» که نام مترجمش یادم نمانده است، سپس برگردان روانشادمان «احمد شاملو» را؛ هر سه برایم گوارا بودند

تاریخ بهنگام رسانی 05/04/1400هجری خورشیدی؛ ا. شربیانی
Profile Image for Jan-Maat.
1,549 reviews1,825 followers
July 31, 2018
Observant goodreaders, of whom there are many, will have noticed the rather curious rendering of the title of this book, which literally would be "The Quiet Don", into British English. Well the story goes that because a Don in British English is a member of the Oxbridge teaching staff, the kind of person usually expected to be mostly quiet, that readers would imagine this to be a novel about a typical Oxbridge academic and so the publisher went for the current title to make clear they meant the river, although plainly they weren't troubled by the thought that readers might imagine that this would be a novel about the rural hinterland of industrial south Yorkshire.

Instead it is a rollicking saga of southern Russia in the years of war and civil war, I felt having finished the first part, it was the kind of thing that Catherine Cookson might have written if she had written a story about Cossack families, Civil War and communism in southern Russia as opposed to fictionalised versions of her conception and childhood set in Northumberland.

I first read it years and years ago, way back in the last century, the cover blurb mentions this book in comparison with War and Peace, well it certainly has both war and peace in it, but rereading I have to conclude that it is also far, far, less memorable. Nobel Prize for literature in 1965, from which I conclude that it is nothing new to make that award to books which are rather unexceptional.

So I was leafing through The Sunday Times a couple of weeks back, miserable Murdochian right-wing rag that it is, and read an article that was full of praise for this old book and in particular the Stephen Garry translation of 1934, and I thought, like Burglar Bill 'I'll read that' . Aside from the title choice the Garry translation also chops the original book in two and dropped apparently about 25% of the original, which was interesting to have in mind as I read, at points I'd wonder - why was this left in, and with so much cut, are the author's and the translator's conception of the novel the same?

This is an unusual Russian novel in that it touches upon WWI, which is a bit of a non-event in Russian consciousness, despite the million and more deaths it has been completely washed away by the impact of the second Great Patriotic war of '41 to '45 which was to be a cornerstone for the construction of Soviet patriotism by the postwar Communist regime. Anyway Sholokhov wrote this novel, his authorship was then disputed, a dispute which was I believe only within living memory resolved in his favour by computer analysis. Later Solzhenitsyn, like a stiff legged dog, approached his theme, sniffed at it and then urinated over it his own multi-volume screed tackling the same theme but from his own nationalist agenda.

So what's it all about, this rollicking saga? Well It is the grand rolling saga of Don cossacks from the years directly before the Sarajevo assassination, through the war, the two revolutions (March and November) and the beginnings of the Russian civil war at which point amidst mass executions of prisoners - with the promise of more to come - this volume ends, after botched hangings, a flogging, and the now traditional head shot .

In the beginning we have a picture of simple village life, the women are full figured, the men tough, the horses characterful. The way of life is barely literate, the telegraph and railway exist, but not in this village. There are a handful of rapes within the first hundred pages, all fairly casual. This isn't we feel a setting of much sophistication, nor is it sold to us as any kind of Eden. The particular fly in the ointment is sexual incompatibility which leads to both husbands and wives seeking out other lovers and to a certain amount of domestic violence.

The story follows a variety of characters and something of the ideological shift from a complacent monarchism to, well, a world of immense variety, if not exactly freedom of choice - authoritarian military dictatorship, authoritarian nationalist ( in several flavours), anarchist, foreign domination, Bolshevik, asocial banditry.

A recurrent theme is the conservatism of the Cossack world, the agents of change come from outside or from the fringes of that world, outsiders agitate for change and by the end of the novel are imposing their agendas in respect of the principles that nature hates a vacuum and that the absence of an ideology is a sign of inherent conservatism. Indeed the part Turkish ancestry of one of the main characters: Gregor Melekhov is frequently stressed as if to underline that the world of the cossacks is in stasis, change can only come about from the outside.

Another give away that this isn't the world of War and Peace is that the characters here aren't on a quest to live meaningful lives, they don't have spiritual or intellectual aspirations as Tolstoy's do, some are concerned about the quality of the sex they are having, others about whether their horse will pass muster when they are summoned to Summer training camp, arguably because of that the politics in the book is all the more interesting and significant.

At times I felt that certain of Sholokhov/Garry's characters were only there to remind or tell the reader about the course of the political narrative, so we get characters in Petrograd, apparently only so we get to see a revolution or two and experience from a certain view point Kornilov's abortive putsch.

Politically the novel has a broader interest and significance in that it was published in 1929. And in keeping with the nationalist shift of the year with the increasing political dominance of Stalin, the tendency is here is by and large nationalist Communism is literally foreign and brought in by foreign agents and rendered only partially acceptable by the conviction that Lenin is a secret Cossack, equally of interest I felt given the upcoming political terrors was the depiction of one of the die hard Bolshevik agitators suffering psychologically to the point of experiencing sexual impotence as a result of his participation in a death squad, given his frequent references to the need to be hard through out the novel, irony I assume was intended. The novel, as I said ends with mass executions and the leaders of the anti-Bolsheviks while not literally braying monocle wearing nit -wits, tend slightly in that direction while the broad mass of the men who ride with them are broadly sympathetic in that they are in defence of their homeland and familiar pattern of life, the incoming Bolsheviks are not all paragons of virtue, the realities of civil war are in this book are scrappy, brutal, and clumsy. Reading I was comparing this to Isaac Babel's Red Cavalry , Babel's story collection is the more exceptional work in my opinion, there's more of a unity of literary form and story telling, here the traditional cosy familiar novel allows the author to slip sex and violence peaceably under the reader's nose while Babel would have prefer to have it explode out of the page in your face. The casualness and also the 'black humour' involved (at least at times put me in mind of Blood Meridian though the effect there is more sustained and intensified, both authors were looking in a similar direction I feel. Theirs are worlds which are intrinsically violent,which indeed give signs of being in cycles of intensifying violence. Yet here ultimately the reader knows there will be peace, the only question is how much violence and devastation will there need to be to reach it?

I thought perhaps there was something in the depiction of nature, particularly the titular Don that mirrored the political economy and rendered the book fit to weather the changing circumstances of the Soviet union during the 1930s. Nature here isn't harsh, nor beneficent, or particularly fecund, it rather flows on to its own rhythm. The seasons are as inevitable as the eventual Dictatorship of the Proletariat. As in 1984 too much knowledge of party dogma can be a fatal mistake, not one that our characters are likely to make, the important thing is to have been backing the right horse and to avoid taking part in the races yourself. So we can see the political illiteracy of the cossacks as a strength, blessed are the ignorant who follow Comrade Stalin, for they shall (mostly) avoid Siberian labour camps.

A wife isn't a bear, she won't run off into the forest
Profile Image for El.
1,355 reviews503 followers
February 26, 2011
I initially thought reading this would take longer than a month, but somehow I managed to rock its Russian face. It's no secret that these Russian tomes can often be dense, filled with hundreds of characters (with a bunch of different names) doing things in highly detailed settings, where things like a blade of grass or a pebble in a river somehow manage to be a character themselves for fifty pages or so. Russian novels are dark and cold, just like the land from whence they came. Many of the authors had beards, even the women authors! (Or so I like to imagine.)

(Sholokhov, sadly, did not have a beard. At one point he had a mustache, but that hardly counts.)

Quiet Flows the Don is no exception in the land of Dark and Cold Russian Novels. This book has girth, baby. The Don of the title refers to the Don River and it most certainly is a character in the book. It has attitude, and apparently emotions. (Okay, so in reality? The attitude and emotions of the human characters are reflected in the motion of the river. It's all very literary, yo. Symbolic and shit.)

The story starts in the early 20th century, before WWI and all, and it revolves around a Cossack family. Did I mention there were a lot of characters? There were. According to the List of Characters at the beginning of the book (to which I referred regularly) there are 32 main characters, 53 Historical Persons including some actual familiar names like Stalin, Lenin, and Trotsky. I suck at math, but I do know that the grand total then comes out to 85 characters. (And maybe more that the List of Characters didn't think necessary to mention?)

(That's a Cossack. Burly, right?)

So this Sholokhov guy. He was a fanboy of Tolstoy, which I think is pretty evident in Quiet Flows the Don. I would say Sholokhov wrote this book with War and Peace in mind. Like War and Peace, Quiet Flows the Don is about war - though instead of focusing on the French invasion of Russia as in the Tolstoy, Soholokhov's story revolved around the start of WWI and Russian Civil War. There are periods of "peace" in both books as well, moments of downtime in which we see a flash of home life - the women, the children, the farms - though the politics never seems to leave these pages. This is a politically charged novel, and Sholokhov's personal politics are on every single page. (Yes, that can get tedious, thank you for asking.)

But I'm happy I read this. As far as the Russkies go, Sholokhov is one I haven't heard that much about. Apparently he and Aleksandr Solzhenitsyn had a few issues which I think is interesting. I mean, Solzhenitsyn looked like he could kick a few asses. (Or at least smother people to death in his beard.) I can't say that Sholokhov was as good as his forefathers like Tolstoy, or even some who came slightly later, like Solzhenitsyn. But a fine contribution to Russian literature, and a solid good read nonetheless.
Profile Image for Maziyar Yf.
493 reviews240 followers
January 3, 2022
میخاییل شولوخوف در کتاب عظیم دُن آرام ، حماسه ای با شکوه آفریده ، نگارش این حماسه عظیم دوازده سال به درازا کشیده و شولوخوف ده سال سخت و طاقت فرسا از زندگی کازاک ها در مناطق اطراف رود دُن را توصیف کرده است . هنر نویسنده در این رمان دوهزار صفحه ای سخت ستودنی بوده ، او تنها به تاریخ پر رنج و ملال یک ملت یا یک قوم در جریان جنگ جهانی اول و جنگ داخلی و مبارزه بی وقفه با سرما ، قحطی و بیماری نپرداخته ، شولوخوف با همتی بسیار رسم و رسوم کازاک ها را با استادی و مهارت ترسیم کرده ، اجتماعات عظیم آنها ، باده نوشی های حیرت آور ، اخلاق تند زنان و مردان ، جنگ آوری بسیار آنان ، روش کشاورزی و دامداری ، پیوند شگف انگیز کازاک ها با اسب ها ، دشت ها و استپ های پهن و بی انتها ، طبیعت وحشی روسیه ، مردمانی سرسخت وسخت کوش ، شولوخوف تابلویی بسیار زنده از دن و اطراف آن خلق کرده است .
آنچه در دن آرام بسیار قابل توجه است هنرسخت ستودنی نویسنده در جمع کردن تضادها ست ، جایی که او عشق و جنگ ، مرگ و تولد ، هستی و نیستی ، زیبایی و زشتی و خیر وشر را در کنار هم آورده ، اما آنچه در این کتاب ماندگار مانده میل به زندگی و یا همان اراده معطوف به حیات است .
دهقانان ، کشاورزان و مردم عادی روستایی دور افتاده در استپ های دن به نام تاتارسکی ، قهرمانان کتاب شولوخوف هستند ، مه لخوف ها ، آستاخوف ها ، کارشانوف ها . آنها در منطقه ای که گویا تمدن در آن هنوز ظهور نکرده سرگرم زندگی ، کشاورزی و دامداری خود هستند ، زندگی برای آنها به اندازه کافی سخت است ، مبارزه آنها با طبیعت سخت وحشی روسیه گویا تمامی ندارد ، شولوخوف به زیبایی تمام این طبیعت وحشی اما زیبا را در جا به جای کتاب ترسیم کرده است ، عطر مست کننده علفها ، زمزمه آرام و گاهی فریاد رود دن ، رقص مستانه اسبها وحشی ، مردمی که عذاب زندگی را با مستی و خماری تحمل می کنند و شاید همین است که به آنها روحیه ای شگفت آور برای تحمل مصیبت های زندگی داده است .
اما قرن بیستم گویا پایانی برای این زندگی سنتی ایست ، جنگ جهانی اول آنها را در خود فرو می برد ، آنها هم مانند کشاورزان آلمانی ، فرانسوی ، انگلیسی ، ایتالیایی و اتریشی بدون آنکه دلیل آنرا بدانند با هم می جنگند ، گریگوری قهرمان داستان یکی از میلونها جوانی ایست که نمی داند چرا باید بجنگد ، به چه دلیل باید آدم بکشد و این خونریزی و بازی بزرگان کی تمام می شود تا او بتواند به خوتور خود بازگردد.
شولوخوف با مهارت در دل داستان عظیم جنگ و خشونت ناشی از آن ، قصه عشق دیگری را هم گفته که عظمت آن کم از جنگ جهانی ندارد ، عشق آکسینیا و گریگوری داستان طولانی ایست که به موازات انبوه جنگها ادامه یافته ، آکسینیا زن جوانی ایست که بر ضد مرد سالاری حاکم در دُن هم قیام کرده ، او در کتاب نماد زنانی ایست که می خواهد زندگی خود را در دل زمانه ای بسیار وحشتناک در دست خود بگیرد .
با پایان یافتن جنگ اول ، زمانه برای کازاک ها گویی تلختر از زهر شده ، جنگ داخلی روسیه ، حنگ بین سرخها و سفیدها بذر دودستگی و برادر کشی در خوتورها و استانسیاهای اطراف دُن انداخته ، شولوخوف خواننده را با خود به دل سرخ ها و سفید ها برده و به وسیله گفتگوهای میان افراد عموما دون پایه ، اختلاف فرهنگ و ایدئولوژی را نشان می دهد ، او با هنرمندی در قلب داستان روایت های فرعی آفریده و به این گونه داستان را در کلیات و جزییات آن به پیش می برد .
روایت شولوخوف از جنگ داخلی روسیه دهشتناک است ، او چنان تصویر مخوفی از برادر کشی در روسیه نشان داده که جنگ اول در برابر آن هیچ به نظر می رسد ، نویسنده همگام با جنگ داخلی بسیار بی رحم شده ، او با سنگدلی خوتورهایی را که وصف کرده به آتش کشیده و نابود می کند ، به همین گونه افرادی که از ابتدا در کتاب بوده اند گاه بدست دشمنان و گاهی بدست دوستان کشته می شوند ، میلونها فرد خانه خود را ترک کرده و به غرب می روند و دوباره میلونها تن از غرب به شرق بر می گردند .
حکایت گریگوری برای خود داستان متفاوتی اییست ، او یک بار به سرخها پیوسته و یک بار هم به سفید ها ، گویا جواب خود را در هیچ کدام پیدا نکرده است ، او هر دو را به یک اندازه بی رحم ، خشن ، وحشی و بی منطق می بیند که تنها به فکر کشتن هستند ، چپاول ، دزدی ، کشتن اسیران و مجروحان ، قتل و عام غیر نظامیان . گریگوری البته خود یک فرشته نیست و تقریبا در تمامی این جنایات شرکت دارد ، آنچه شولوخوف در داستان با مهارت نشان داده شاید همان مفهوم عادی شدن شر هانا آرنت باشد .
گریگوری و همراهانش تقریبا ده سالی ایست که بدون وقفه جنگیده اند ، غارت کردند و کشته اند و البته شاید هم شبی نبوده که باده نه نوشیده باشند ، الکل نقش بسیار مهمی در کمک به آنان در هضم وقایع و تحمل فجایع دارد ، اما سختی طاقت فرسای جنگ آنان را در هم شکسته ، انسان دوستی شولوخوف با این مردان انسانیت باخته قابل تحسین است ، او کسی را قضاوت نکرده ، شاید شولوخوف گناه را به گردن شرایط و روزگار می دانسته که چنین شرایط وحشتناکی به کشاورزان و کارگران تحمیل کرده ، عصاره انسانی آنان را نوشیده و آنها در حالتی حیوانی رها کرده است .
آشکار است که با یک شاهکار بی بدیل ، یک حماسه و یکی از بزرگترین رمانهای قرن بیستم روبرو هستیم ، شولوخوف داستانی آفریده که با وجود انبوه شخصیت ها و داستان های فرعی فراوان ، جهت کلی خود ، عشق گریگوری و آکسینیا در کوران جنگ را فراموش نکرده و در هر لحظه از کتاب سرنوشت این دو را تعقیب می کند ، همین گونه شولوخوف کتاب خود را با مفاهیم ایدئولوژی سرخ ها و کمونیست ها پر نکرده است .
در مورد ترجمه فارسی کتاب ، زنده یاد شاملو ترجمه مرحوم به آذین را با همه غنایی که داشته خالی از روح و شور وهیجان می دانسته و آنگونه که مهرداد فرهمند در مقاله ای نوشته به طبع شاعرانه شاملو خوش نیامده است ، ترجمه شاملو اگر چه بسیار زنده و پر روح است اما استفاده بی شمار شاملو از اصطلاحات و ضرب المثل های فارسی و زبان عامیانه به نظر کارشناسان و البته نه خواننده عادی به داستان ضربه زده است .
اما بزرگترین اشکال ترجمه های جناب شاملو و مرحوم به آذین در استفاده از کلمه قزاق به جای کازاک است ، همانگونه که
در کتاب تاراس بولبا پرویز شهدی هم به اشتباه قزاق ترجمه کرده است ، کازاک ها قومی سفید پوست و از نژاد اسلاو و ارتدوکس بوده و هستند ، آنها در اوکراین ، جنوب روسیه و اطراف دُن می زیسته اند و به اسب سواری و جنگ آوری شهره بوده اند .( ایوان ربروف خواننده مشهور روس ترانه های زیبایی در باره آنان دارد ) حال آنکه قزاق ها از نژاد مغول ، زرد پوست ، عموما سنی مذهب و ساکن آسیای مرکزی بوده اند و ارتباطی با کازاک ها ندارند . البته شاملو کسی نیست که این فرق را نداند ، او در پانوشت صفحه 407 به این نکته اشاره کرده و دلیل استفاده از واژه قراق را آشنا بودن این کلمه برای ایرانیان دانسته است .
در پایان باید گفت دن آرام شولوخوف و ترجمه قابل توجه فارسی آن ، فضایی سخت جذاب و ملوس آفریده است گویی که خواننده همگام با گریگوری و آکسینیا ، ده سال سخت و طاقت فرسا از تاریخ روسیه را تجربه کرده است
Profile Image for Chrissie.
2,738 reviews1,469 followers
December 3, 2019
In 1965 Mikhail Sholokhov was awarded the Nobel Prize for Literature for And Quiet Flows the Don. It is a lengthy novel about the Cossack people covering a time period starting from the end of the Russo-Turkish War of 1877-1878 through the First World War, the Russian Revolution and the Russian Civil War.

The English language Audible version of And Quiet Flows the Don is 13 hours long, unabridged, read by Stefan Rudnicki but is only the first of the book's four volumes. The following three volumes, here given in order, are entitled The Don Flows Down to the Sea, Virgin Soil Upturned and Harvest on the Don. The first volume, which is as far as I have come and review here, ends during the First World War.

Three things stand out and have made the novel special for me.

I like the author’s prose style, a lot. I will provide one quote:

“And over the village slipped the days, passing into the nights; the weeks flowed by, the months crept on, the wind howled, and, glassified with an autumnal, translucent, greenish-azure, the Don flowed tranquilly down to the sea.”

I like the words the author chooses. The language is not florid, it is simple and strong. It encompasses an undercurrent of feeling. The author speaks of the land, of the river, the wind, and the Cossack people. He pays attention to the basics—how the dirt sucks up the dew, the howling of the wind, the colors, the majesty and the elemental beauty of the steppes and the river.

Just as he magnificently draws the landscape, he captures the essence of the Cossack people--their passion, their hot-blooded nature and turbulent spirit. Their sense of being one of a group. I have read of the Cossacks in many books, but know I know them. This is the second reason I so very much like this book.

My appreciation of the prose must in part be due to the book’s translator, Stephen Garry.

Thirdly, how the author constructs the novel is well done. Being essentially about a group of people, rather than particular individuals, he ties the many to a few central characters, with the Melekhov family of Tatarsk at the center. Tatarsk is a village of the Don River valley. The family consists of the father, mother, two sons and a daughter, who is the youngest. The elder son is married. The younger son, Grigori Melekhov*, is the primary protagonist of the story. He loves the wife of the son in a neighboring family. This is a scandal in the village. It is not to be accepted. He is alternately guffawed and scorned and then pushed into marriage. His wife does love him, but he doesn’t love her. One cannot negate that which one feels. Above all else, the Cossacks are an emotional people.

I will give only example of how the many, many characters and diverse stories connect back to Grigore. He is off at war, the First World War, and he is in the cavalry. Horses are galloping, sabers and lances fly. We are introduced to a new character, a young, newly enlisted Cossack recruit, a student of mathematics. He is writing a diary. He is in love….he is disappointed in love and then he dies. His notebook comes into the hands of Grigori. By throwing in this new character, readers are given another figure, another Cossack, another soldier of the war. With this little story, humor and sadness come together. It had me first smiling and then sighing. The multitude of individuals tied to the few central characters allows readers to grasp the Cossacks as a group, as a people, as a whole, made up of different personality types, people of different ages and experiences. The author does this very well; he knows what to put in and what to leave out.

Stefan Rudnicki narrates the audiobook. I like very much how he reads it, so four stars for the narration. He speaks clearly and with strength. He keeps a good pace. His pronunciation of Russian names allows one to easily distinguished one from the other.

I hope the remaining three volumes will soon be available at Audible, and I hope they too will be read by Stefan Rudnicki.

* Grigori Melekhov is said to be based on two real people, two anti-Bolshevik leaders of the Upper Don.
Profile Image for Bill Purkayastha.
44 reviews11 followers
June 28, 2013
How does one go about writing a review of one’s favourite book of all? One runs the risk of making one of two errors: one might either ignore flaws, and praise too much, to the point of gushing; or, one might try and be too critical in an attempt to be even-handed, and thus sell the work short.

Mikhail Sholokhov’s Quiet Flows the Don (that’s the complete and unabridged English edition of Tikhii Don, “The Quiet Don” in the original Russian) is not an easy book to read. It’s not something for those who have limited attention spans and/or no knowledge of history. And, though it’s a novel of war, it’s emphatically not for those who are looking for action.

The Russian Civil War was one of the most defining events of history. This is not the place for discussing its effects, but two things should be remembered: first, if it had not happened, the twentieth century would have been almost in every way completely different; and, secondly, the victory of the Bolsheviks in the war was far from assured. As the war progressed, the Red Army had not only to fight against the Whites, but against anarchists, assorted bandit formations, and rebellious Cossacks, who switched sides several times as the tide of events washed over them.

The book is the story of one such Cossack, and of the women whom he loves, and the struggles he has to go through.

Grigorii Melekhov is a young Cossack in the Don valley just prior to the start of the First World War. He loves Aksinia, the wife of another Cossack, and this results in so much fighting and turmoil that his father forcibly marries him off to another woman, Natalya, who is as sweet and gentle as Aksinia is fiery and determined. Finally, Aksinia and Grigorii run off together, and find employment in the mansion of a wealthy landowner, where they might find a modicum of happiness.

But the war comes, the First World War, and the Tsar orders the Cossacks to the front. Grigorii is sent to the Austro-Hungarian front, and for the first time kills men in combat. Meanwhile, as the war drags on, the Tsarist autocracy begins to collapse under the weight of its own corruption, and the masses begin to rise up in protest.

The Don Cossacks were not directly involved in the overthrow of the monarchy, and the news only filtered through to them later, causing anxiety more than anything. After all, though they had been routinely used as cannon fodder by the Tsars, they were historically and almost organically part of the Tsarist apparatus, and could not imagine life under any other system. However, they weren’t exactly given a choice in the matter, and soon enough the tides of the Civil War washed over them.

Quite apart from not being a book for the attention-span-challenged, this book is not for the squeamish; the Russian Civil War was one of the most brutal in history, with both sides (or, to be exact, all sides) routinely massacring prisoners and carrying out what today would be considered war crimes. In this war, there were two kinds of combatant; one who was ideologically driven, and fought on one or the other side, through victory or defeat; and, on the other, the kind of soldier who fought not for ideology but in defence of his own ethnic group and its perceived interests. Grigorii Melekhov was emphatically of the latter, and switched back and forth from the Red to the White sides as the fortunes of war dictated.

Meanwhile, the two women in his life, Natalya and Aksinia, live through their own private torment – Natalya, scarred in a suicide attempt, her attempt to make a life again with Grigorii sabotaged by the war; and Aksinia, torn between her husband, whom she does not love and who does not love her, and Grigorii, whose child she has borne and who she knows is torn between her and Natalya. It’s a love story as well as a war story, and in these circumstances the outcome can’t be anything but tragic.

The writing, even in translation, is superb, the minor characters brilliantly etched. It’s not a book which one can read and say to oneself, “Now so-and-so is quite superfluous; one could just delete him and nothing would be lost”. Even the insignificant valet of the landowner has his own place in the narrative, serving to fill out the canvas. And there’s the odd moment where one sees the hope of the future, like the German whom Grigorii takes prisoner early in the novel and then lets go, who shakes his hand and tells him: “In the coming class wars we’ll be on the same side of the barricades, won’t we, comrade?”

One of the most important things about the novel is its sympathetic treatment of the Whites; though written in Stalin’s USSR by a very much establishment author, it’s as far from a Communist polemic as it’s possible to get. That it won the Stalin Prize in 1941 is another proof of something I’ve said before and will say again: the alleged persecution of dissent by Stalin is at least partly exaggerated, not least by his successors like Khrushchev for their own political purposes.

What are the flaws of the book? Apart from the fact that one needs at least some background knowledge of the First World War and the Russian Civil War, including an idea of Russian civil society of the time, at two thick volumes it’s certainly not something to be gone through in one session. Spanning almost a decade, the ebb and flow of characters can sometimes be confusing, especially if one is a newcomer to Russian literature and can’t remember Russian names.

Also, the only conclusion one can draw from this book is, when brothers fight, nobody wins. Even the victor has lost whatever it was that was worth fighting for.

Completely and absolutely recommended, for those who care.
Profile Image for فؤاد.
1,057 reviews1,725 followers
April 19, 2015
بذارید اول از نکات مثبت بگم تا یادم نرفته.
ترجمه ی احمد شاملو از این رمان، خیلی خوب بود. سومین ترجمه ایه که از شاملو می خونم (دو تای قبلی: گیل گمش و شازده کوچولو) و دارم مطمئن می شم که یکی از مترجم های واقعاً خوب ماست.
کتاب رو نه لفظ به لفظ، بلکه مضمون به مضمون ترجمه کرده بود. یعنی گشته بود مضمون معادل اون حرف هایی که اونا می زنن، توی اصطلاحات و ضرب المثل های فارسی پیدا کرده بود و به جای اصطلاحات فرانسوی و روسی، از اصطلاحات فارسی استفاده کرده بود. در نتیجه، شما بیشتر احساس می کردید که دارید کتابی از مثلاً جلال آل احمد می خونید، نه میخاییل شولوخوف.
البته یه کم توی استفاده از ضرب المثل ها زیاده روی کرده بود و مثلاً هر کس توی هر جمله ای که به کار می برد، دو سه تا ضرب المثل می آورد، در حالی که در زندگی واقعی ما اینقدر از ضرب المثل استفاده نمی کنیم.

اما نکات منفی.
توی ویکی پدیا این کتاب رو با "جنگ و صلح" مقایسه کرده بود و گفته بود همون طور که جنگ و صلح تلفیقی از جنگ و زندگی عادی مردمه، این هم همینطوره.
اما جدای از این شباهت، هیچ شباهت دیگه ای به هم ندارن و این کتاب راه صد ساله ای داره تا به گرد جنگ و صلح برسه.
اول این که جنگ و صلح، مضمون و درونمایه داشت، این رمان اگر هم بشه براش درونمایه ای پیدا کرد، خیلی مبهمه و تا آخر کتاب هم به نتیجه ای نمی رسه. "کنت پیر بزوخوف" توی جنگ و صلح، دنبال یه چیزیه (مفهوم زندگی) که در آخر رمان بهش می رسه، اما "گریگوری ملخوف" توی دن آرام، شک و تردید و دو دلی بین کمونیست بودن و نبودن رو تا آخر کتاب حفظ می کنه و اصلاً دنبالش نمی ره که به جوابی برسه. پیوسته از جبهه ی سرخ ها به جبهه ی سلطنت طلب ها می ره و برمیگ رده، ولی به هیچ نتیجه ای نمی ��سه.

دوم این که جنگی که جنگ و صلح حولش نوشته شده بود، یکی از جنگ های بزرگ بود و یک طرفش ناپلئون و طرف دیگه اش تزار الکساندر بود و فتح مسکو و سوختن مسکو و اتفاق های بزرگ دیگه.
اما جنگ این کتاب، فقط شورش قسمت هایی از منطقه ی "دُن" علیه شوروی بود. پس از اساس خواننده ی غیر روسی از وجود این جنگ مطلع نیست، چه برسه به این که علاقه داشته باشه راجع بهش اطلاعاتی کسب کنه.

در نتیجه، سوم: این که بخش بسیار زیادی از کتاب پر بود از شرح و توضیح پیشروی ها و عقب نشینی ها و تفصیل عملیات های این جنگ. انگار یه کتاب تاریخی-نظامی نوشته بود و نه رمان. در حالی که اصل جنگ هم برای خواننده ی غیر روس هیچ اهمیتی نداشت. جنگ و صلح هم چند فصل منحصراً به شرح جنگ و توضیح کارهای فرمانده "کوتوزوف" پرداخته بود که اون ها هم راحت می تونست از جنگ و صلح حذف شه.

چهارم. پس از پایان رمان، احساس بیهودگی به آدم دست می داد. زندگی های مختلفی رو با شور و حرارت دنبال کردی، بدون این که هیچ کودوم به نتیجه ای برسه. تقریباً همه ی افراد خانواده ی ملخوف بدون هیچ دستاورد قابل توجهی، بیهوده مردن. البته مرگ داریا در اثر خودکشی خوب بود، ولی مرگ های دیگه، مثل مرگ ناتالیا، اثر قابل توجهی در داستان نداشت. مقطعی بود. در حالی که مرگ، مخصوصاً مرگ کسی که نسبت بهش ظلم شده، منطقاً باید تأثیر زیادی توی رفتار و افکار شخصیت ظالم داشته باشه.


خلاصه این که وقت زیادی روی رمان گذاشتم، ولی چندان لذتی نبردم ازش.
Profile Image for Simona  Cosma.
129 reviews57 followers
February 21, 2018
Un roman uriaş, (uriaş atât la propriu cât şi la figurat, cu peste 1800 de pagini în 4 volume, listat pe Goodreads ca volum unic), cea mai masivă operă literară pe care mi-a fost dat să o duc până la capăt până acum.
O lectură copleşitoare şi tulburătoare, o poveste amplă şi foarte detaliată despre apusul unei lumi, despre câteva destine simple de cazaci, ce îşi vor fi pierdut pentru totdeauna liniştea în confruntarea nemiloasă cu plaga roşie a sovietelor ruseşti, care aveau să schimbe pentru totdeauna soarta întregii omeniri.
Sub acest aspect, în ceea ce mă priveşte, nu pot sa trec cu vederea similitudinea atmosferei descrise de Margaret Mitchell in Pe aripile vântului cu cea descrisa de Şolohov in Donul liniştit, despre destine frânte, familii risipite de război, moarte sau boală, iubiri adulterine convulsive, ezitări, şovăieli existenţiale într o epocă istorică ce face ca nimic să nu mai fie ca înainte.
Lectura poate fi uşor disconfortantă pentru cititoarele de sex feminin, scenele de război sunt masive şi foarte minuţios descrise. Pe de altă parte, aflăm numele si obârşia tuturor personajelor principale, secundare sau colaterale, de natură să sugereze o meticuloasă informare din partea autorului (numarul numelor proprii folosite in roman este de ordinul câtorva sute de mii), dar care, la un moment dat devin năucitoare şi apăsătoare.
Pe scurt, Donul liniştit este o mărturie a imensului potenţial literar al autorului, care scrie primele doua volume la vârsta de 23 de ani. În faţa acestui neobişnuit talent literar însuşi Sartre s-a plecat, spunând ca nu se cuvine a primi el însuşi premiul Nobel înaintea lui Mihail Şolohov, care îl va primi, la rândul, său în anul următor (1965).
Dacă cele 1800 de pagini vi se vor părea o încercare prea temerară, puteţi opta pentru ecranizarea din 1957, extrem de fidelă şi cu intervenţii regizorale şi de scenariu minime.
După părerea mea, acest roman trebuie inclus în lista cărţilor care chiar merită a fi citite o dată în viaţă. Nu îl ocoliţi.
Profile Image for ArturoBelano.
99 reviews287 followers
September 6, 2017
Şolohov'un bu nehir romanı devrim sonrası Rusya'sında yazılmış en önemli sosyalist gerçekçi eserdir. 1917 sonrası yazılan ve devrimi ya da iç savaşı anlatan romanlarda kurgu genellikle şöyle ilerler; komünizm davasına iman etmiş biri bir çok zorluğa göğüs gerer,tutuklanır,işkence görür, başına gelmedik kalmaz ve sonu zafer ya da ölümle biten bir süreç yaşar. Bu aslında klasik bir kahraman anlatısıdır. Şolohov'un edebi büyüklüğü bu büyük yıkımlara gebe günleri sıradan insanların gözünden hatta anti-kahramanın gözünden sunmasındadır. Şolohov'da kahramlar yoktur, gündelik yaşam gayesiyle boğulmuş küçük insanların büyük dertleri ve bir türlü çözümü bulamayışları vardır. 1917-20 iç savaş günlerine dair hakiki bir okuma yapmak isteyenlere tavsiye olunur, Gogol'un Ölü Canlar'ındaki don kazakları ile tekrar karşılaşmak için daha iyi bir kitap olamaz bence.
Profile Image for Ratko.
227 reviews59 followers
June 25, 2020
Много се претходних дана причало о обавезној и изборној лектири коју имају наши основно- и средњошколци. „Тихи Дон“ се у мојој гимназији није уопште обрађивао, па ево, да исправим тај пропуст.

На основу судбине породице главног јунака Григорија Мелехова, као и односа према околним ликовима, Шолохов (или неко други, пошто му се оспорава ауторство) је представио слику целокупног тадашњег совјетског друштва. Одлично су описани сурови козачки живот и превирања која су владала у смутна времена Првог светског рата и Октобарске револуције у Русији. Доста је ту алкохола, банчења, страсти, ниских побуда, несреће... уосталом, све што се може и иначе наћи код великих руских писаца :-).
Највећи део романа запр��ма грађански рат који се у Русији водио од 1917. до 1920. године (односно, 1922. године). Имам утисак да је овај део могао бити краћи бар за једно 300-400 страница. Много је рукаваца невезаних за главни ток приче, понекад изгледа као да се слике понављају, тако да би роман одлично функционисао и са сажетијим овим делом.

Много се питања покреће у „Тихом Дону“ и то би свакако заслуживало један већи приказ. Могло би се надугачко и нашироко говорити о мотивацији Мелеховљевих поступака, о његовим политичким и личним превирањима, о томе да ли страсти заиста могу толико да управљају нечијим животом; могло би се дискутовати о питању женске еманципације с почетка ХХ века у Русији, затим o узроцима козачког незадовољства „социјалном револуцијом“, истражити узроке друштвеног раслојавања итд. итд.
Поред силе свих ових „озбиљних“ тема које се покрећу при читању романа, издвојио бих једну цртицу која ми је била занимљива – Мелеховљево гађење и страх када је убио („посекао“) прву особу, првог „непријатеља“, неког непознатог аустријског војника на самом почетку Првог светског рата. Детаљно се описује страх у очима жртве, али и самог Мелехова, њихови покрети тела; превирања у души младог и неискусног Мелехова и његов немир, да би затим, како рат и суровости одмичу и он постао грубљи, суров и хладнокрван. Психолошки прелаз изузетно је описан.

Осим меандрирања радње, описи степског пејзажа и природе су такође повремено наивни и репетитивни. За неке поступке појединих ликова недостајала ми је јасно изражена мотивација (самоубиство Дарје, Наталијин абортус нпр.), међутим, и поред овога што бих узео као недостатак, „Тихи Дон“ је једно заиста монументално дело.
Profile Image for Mohammed.
430 reviews534 followers
April 26, 2020
وقفة أخيرة مع هذا العمل الأدبي الخالد، لطرح بعض النقاط العامة كتتمة للمراجعات المستقلة للأجزاء السابقة:

الكتاب الأول
my link text
الكتاب الثاني
my link text
الكتاب الثالث
my link text
الكتاب الرابع
my link text

والآن فلنتحدث عن العمل ككل:

1- للعمل قيمة أدبية وإنسانية لا تُقدّر، بل قد تمت مقارنتها بتحفة تولستوي "الحرب والسلم"، من حيث أن الروايتيّن تناقشان منعطفًا تاريخيا مهمًا مع وصف تاريخي/عسكري للمعارك الدائرة. هذا إلى جانب تأثر شخوص الرواية بمجريات الحرب.

2- استغرقت كتابة هذه الرواية من شولوخوف حوالي 12 عامًا، وتنقسم إلى 4 كتب بما مجموعه 2164 صفحة. قرأتها خلال شهر. ولولا العزل الصحي لاستغرقت مني مالا يقل عن 3 أشهر. أساسًا كنت أحدق بها وهي في المكتبة فأظن أنني لن أتمكن من الفتك بها إلا بعد التقاعد، ولكن الظروف تهيأت كما ذكرت.

3- من نقاط القوة في الرواية تعدد شخصياتها التي تربو على 600 شخصية، تتمتع الغالبية منها بعمق إنساني ولا يمكن تنميطها من حيث الخير والشر. على رأس تلك الشخصيات يأتي غريغوري وأكسينيا وتعتبر قصتهما هي القصة الرئيسية التي تمتد من أول الرواية حتى نهايتها.

4- هذا النص الطويل مزخرف بوصف ساحر وحيوي للطبيعة على ضفاف نهر الدون والتغيرات التي تطرأ عليها في مختلف المواسم. هذا مع تفاصيل غنية عن الحياة الطبيعية مثل أنواع السمك والطيور، ولكن بطريقة خفيفة لا تثقل على القارئ البتة.

5- الأمر الوحيد الذي قلل من استمتاعي بالرواية هو الإسهاب في سرد مجريات الحرب وتوضيح خارطتها وأسماء قادتها بشكل متصل دون أحداث تشد الانتباه، خاصة في الكتاب الثاني. على كلٍ هو أمر ينطبق على ذوقي الشخصي فحسب وقد لا يتضايق منه الآخرون.

6- حصل شولوخوف على جائزة نوبل في الأدب عام 1965 وذلك لقاء "قوته وصدقه الفني عند تسجيله لحقبة من حياة الشعب الروسي". تفوق بذلك على مرشحين لامعين مثل نيرودا، بورخيس ونابوكوف.

7- اتُهم شولوخوف بانتحاله للرواية من مخطوطة للكاتب القوزاقي فيودور كريوكوف. بُنيت التهمة على عدة حيثيات منها أن شولوخوف كان صغير السن عندما نشر الرواية، وأن النص يدل على كاتب له خبرة طويلة في التأليف والنشر، وكذلك أن الرواية تنقل خبرات لأشخاص عاصروا الحرب العالمية الأولى. بالنسبة لي تبدو جميعها حجج واهية، ولكن لدي حجة شخصية وهي أن كريوكوف كان من الحرس الأبيض أي أنه حارب ضد الثورة البلشفية، والنص الذي قراته لم يحتوي على دعاية شيوعية بل بيّن الكثير من الفظاعات التي ارتكبها "الحمر" أثناء الحرب. عمومًا ذكرَت الكثير من المصادر بأنه قد تم دراسة النص وتحليل طول الجمل وعليه ��قد تم تأكيد أحقية شولوخوف بالرواية بشكل رسمي. الجدير بالذكر أن ستالين أشاد بشولوخوف وروايته، مما منحه حصانة مطلقة ضد أي اتهام.

8- قرأت في بعض المقالات أن الرواية احتوت على مقاطع فيها دعاية صرفة للعقيدة الشيوعية، كتلك الواردة في طيات رواية الأم لغوركي على سبيل المثال. وهو مالم أجده قط. وكما ذكرت آنفًا هو أمر غريب بالنسبة لكاتب ينتمي للحزب الشيوعي ورواية نُشرت في العهد الستاليني. يقال أن المقاطع الدعائية أُقحمت في الكاتب في وقت لاحق، ربما أكون قد قرأت ترجمة لنسخة سبقت ذلك الإجراء. ومن ناحية أخرى، لو أن الرواية اجتهدت في تمجيد النجمة الحمراء، لربما كان ذلك عائقًا في طريق فوزها بنوبل. ما رأيته هو أن النص كان محايدًا، بل أنه في كثير من الأحيان بدا وكأنه يتعاطف مع التمرد القوزاقي أكثر من الحكم السوفياتي. وهذا أيضًا يدعم الاتهام في النقطة 6. مايزال الأمر محيرًا بالنسبة لي.

9- لسبب ما، تعتبر هذه الرواية خارج دائرة الأضواء إذا ماقارناها بالحرب والسلم أو الدكتور زيفاجو على سبيل المثال لا الحصر. ليست الظاهرة مقتصرة على العالم العربي – على الرغم من أن هناك شعبية كبيرة للأدب الروسي وامتعاظًا أقل من الحكم السوفيتي- بل أيضًا في العالم الغربي.

10- نقل هذا العمل إلى العربية ثلاثة مترجمين من بينهم أمجد حسين الذي ترجم "حرب نهاية العالم" ليوسا. وجدت الترجمة سلسة. على عكس ماتوقعت من لغة مغرقة في الكلاسيكية، خلا النص من أي تكلف أو مفردات غريبة باستثناء ألفاظ عتيقة هناك وهناك مثل "شذر مذر" و"قاعًا صفصفًا".

11- أنصح جميع عشاق الأدب الروسي بقراءة هذا العمل الذي لا يتكرر. نوصي كل قارئ يحرص على قراءة عيون الأدب العالمي أن يقرأها، لكن –حضرتك- قبل أن تعرّف بنفسك على أنك عاشق للأدب الروسي، يجب أن تضيف هذه الرواية إلى سيرتك الذاتية.
Profile Image for Malacorda.
506 reviews310 followers
June 15, 2019

Ho deciso di passare direttamente dal Dnestr di Lilin al Don di Šolochov, e senza volerlo ho già trovato la mia saga per l'estate 2019.
Piatto come una tavola da surf, lento come un lumacone alle prese con l'attraversamento di una piazza d'armi... e mi sta piacendo da matti. Traduzione comprensibilmente antiquata vista la vecchiezza dell'edizione ma la cosa non disturba, anzi è intonata con il genere di racconto e di ambientazione.

Il paragone da fare non è con Tolstoj: l'autore qui non fa un elaborato approfondimento psicologico sui personaggi, lo lascia fare al lettore. Non si dà la briga di specificare in che anno siamo (lo si capirà poi), e nemmeno in che stagione (tanto lo si capisce dal lavoro nei campi) e neanche in che ora del giorno (anche questo più o meno si arriva ad intuirlo): questo modo di dare le informazioni per scontate, che tante volte in altri autori mi ha profondamente irritata, qui invece non mi ha dato alcun fastidio, come se fossi tranquillamente nel mio elemento. Poche le descrizioni fisiche: lì si accenna a un baffo biondo per gli uomini, là una treccia per le donne, un naso camuso, il taglio degli occhi, poco di più. Qualcosina in più per il loro abbigliamento, ma anche in questo ambito viene dato per scontato che il lettore abbia già un'idea dei capi e degli accessori tipici dell'abbigliamento cosacco. Il carattere e la psicologia dei personaggi sono puzzle che vanno semplicemente costruendosi sulla base delle loro parole e delle loro azioni: e non ci vorrà molto per capire che tutti essi hanno più aspetti negativi che positivi, non ci si immedesima con nessuno di loro e non si parteggia per nessuno di loro. Però si vuole ugualmente sapere come procede la storia: e allora ecco a cosa si deve paragonare questo libro, a I Viceré di De Roberto. Alcuni definirebbero questo un romanzo maschilista, ma io trovo che sia solo inserito nel suo contesto: lo stupro è una piaga che esiste purtroppo ancora oggi, l'attenuante per il delitto d'onore esisteva anche da noi fino a poco tempo fa, e lo stesso dicasi per un certo modo di vedere una moglie come una sorta di "acquisto"; figurarsi dunque come poteva essere l'inizio del ventesimo secolo in una società arcaica e contadina e adorante dei fasti del passato come quella dei cosacchi.

Il giovane protagonista Grigorij inizialmente mi faceva pensare ad un giovane Consalvo; con il procedere della lettura questa somiglianza è andata affievolendosi per farne emergere una ben più forte: è una Rossella O'Hara al maschile. Parlo ovviamente della Rossella del romanzo della Mitchell, che ha molto poco a che vedere con quella - più popolare - del film. E' un ingenuo, opportunista, capriccioso, ignorante ed egoista, spesse volte indeciso per quanto alla fine caschi sempre in piedi. Dall'inizio alla fine del libro, si inizia però a vedere la sua trasformazione e maturazione, e com'è ovvio supporre la partecipazione alle azioni terribili della prima guerra mondiale gioca un ruolo fondamentale in questa maturazione. La sua formazione non sarà solo psicologica e di crescita tout-court, ma anche politica: in guerra incontrerà chi gli farà guardare il mondo da un punto di vista opposto a quello da lui adottato fino al quel momento. Da qualche parte qua in giro ho letto la battuta che se l'autore ha vinto un Premio Lenin, ciò basta come motivazione per starsene alla larga: in questo romanzo devo dire che non lo vedo per nulla prono e/o succube al regime sovietico. Nei confronti del regime zarista ci sono personaggi leali e fedeli sino alla morte, e ce ne sono altri che sparano frecciate e sarcasmo e infine aperte critiche; allo stesso modo nei confronti dell'incipiente ideologia comunista ci sono personaggi che già durante questo primo anno di guerra ci credono fermamente, ma vi è anche un passaggio in cui questa ideologia viene definita come "parole avvelenate". Insomma, io ci trovo tutto un equilibrio finalizzato alla costruzione di una buona opera letteraria. D'altro canto, l'idea di invocare una maggiore fratellanza delle popolazioni a cavallo dei confini, e ciò a dispetto di regnanti/capi politici che sventolano a più non posso i vessilli di nazionalismi e sovranismi e altri mille *ismi che vengono in mente, beh, credo che un tema più attuale di così non ci possa essere (leggasi anche: sono passati cento anni esatti ma siamo quasi al punto di partenza...!).

A proposito di cambiamenti tra l'inizio e la fine del libro: devo annotare anche come la stessa voce narrante (esterna e onnisciente) vada via via acquistando sempre maggior precisione: aumentano i riferimenti di tempo e di luogo, diventano più dettagliate le descrizioni fisiche dei personaggi, anche di quelli secondari. Questa scelta di partire in maniera nebulosa e indefinita per poi, procedendo con la storia, tirar fuori tutto dalla nebbia in maniera lenta e progressiva e irrobustire la sostanza della narrazione, credo sia una precisa scelta dell'autore che rivela così capacità narrative e di costruzione che lo avvicinano a quel livello di requisiti minimi per essersi meritato il Nobel...
Queste capacità si dimostrano anche nella costruzione del cast dei personaggi: non saranno del tutto verosimiglianti, ma sono certamente dei gran bei personaggi dal punto di vista letterario. Ora che ci ripenso, il paragone con Guerra e pace non è poi tanto campato per aria: personaggi molto solidi dal punto di vista letterario, inseriti in un contesto storico ben preciso e ben ricostruito. Natalia, la moglie che il padre ha imposto per forza a Grigorij, come personaggio non ha nulla da invidiare alla Lucia del Manzoni, anzi è pure meglio, perché anche se può sembrare una lagna e una pappamolla, di fronte alle difficoltà in due situazioni che la vedono vittima di tutto e di tutti, si risolverà ad adottare decisioni forti. Acsinia, la vicina di casa e amante di Grigorij, è nientemeno che la Lupa di Verga: il suo dialogo con il padre di Grigorij, all'inizio del libro, è una scena succosissima e che dà proprio la giusta spinta, la voglia di proseguire. Da qualche altra parte qualcuno ha scritto che qui non c'è costruzione psicologica, ma in verità ci sono tante scene dove la psicologia è ben pensata e ben costruita: ad esempio quando si troveranno faccia a faccia le due rivali in amore - Acsinia e Natalia - con la prima che aggredisce la seconda più per sfogare le proprie paure che non per il fatto avere un qualcosa di concreto contro di lei. Grasse le risate che mi sono fatta nelle scene domestiche che vedono protagonisti i due futuri compari, il padre di Grigorij e il padre di Natalia, con le grandi bevute per le imminenti nozze. Con l'inizio della guerra comincerà invece a farsi tutto più cupo: il rombo del cannone, i cadaveri umani ed equini abbandonati in putrefazione lungo le strade, e la natura spossata per l'innaturale abbandono, saranno gli elementi che accompagneranno il lettore fino al termine di questo volume. La trama in estrema sintesi si può riassumere come la somma delle vicende del triangolo amoroso con le prime azioni di guerra. Lentamente il racconto introduce ai disastri della guerra, a più ondate, descrivendo azioni diverse in luoghi diversi, per poi portarsi su uno sviluppo del triangolo di cui sopra: con mia sorpresa, scopro che il romanzo può stare in piedi anche per conto suo, come opera singola. Certo che se si considerano tanti rapidi accenni al futuro, tanti personaggi minori che, c'è da scommetterci, riappariranno in seguito, è impossibile non avere voglia di proseguire. Come romanzo a sé stante è eccellente, ma come prologo è una vera cannonata. Appena Poste Italiane si sbriga a consegnarmi gli altri tre volumi, procedo di gran carriera.
Profile Image for L.S. Popovich.
Author 2 books323 followers
December 29, 2019
There are so many versions of this book on Goodreads because this book has been reprinted so many times. It's one of those classics, like War and Peace, that endures. It is a multi-volume epic, and aside from its intimidating size, how is an American reader supposed to choose an edition? Many of the editions I've come across claim to be abridged, and the unabridged novel series goes under varying titles. It's all rather confusing. Giving up after a while of browsing, I finally read the Signet Classics edition, at just over 500 pages. I'm not worried about how "abridged" it is, because the content of those 500 pages was brimming, bursting at the seams with human endeavor, war set-pieces, nature meditations, tragic and poetic elegance, intense action and a narrative which flowed like a river.

The author was in love with the Don river, one would assume from its presence in all of his titles, but people take center stage in his epic. In fact, the author was concerned with portraying the mountains, fields, farms, and battlegrounds with equal facility - but these reflections are nothing without their inhabitants. The Cossacks who people this landscape are as well-rounded, flawed and "human" as many of the characters from Tolstoy. If I had to pinpoint another author who could compare to Sholokhov, it would have to be Tolstoy. Except there are some fundamental differences. Sholokhov had to stop his education in high school, and worked many years on his 4-volume novel of the Don, which he eventually serialized in a major publication after much hemming and hawing on the part of publishers. After the novel's merit was recognized universally, it became a bestseller, was condemned by the Soviet authorities, who wanted to cut it down to safer proportions, until it finally won the author a Nobel Prize.

Like Tolstoy's novels, you will find too many characters to count here. It takes place during the Bolshevik Revolution, mainly out in the fray, against the breathtaking backdrop of the goose-sprinkled countrysides, the cow-studded farms, the poor and downtrodden villages, and always, like a subdued meta-protagonist, the Don river flows through it all, connecting the people to the land and the history to the land. There are many memorable deaths, cinematic triumphs, and intimate familial spats. It possesses a balanced pace and a jam-packed cast of everyday men and women, lost in the harrying tempest of war, and swept up in the history unfolding before their eyes.

The only issue may be that the complexity of the political climate and many historical details may be lost on some contemporary readers. I won't pretend I remember every last tripartite Russian name and the intricate conflicts of their idiosyncratic domestic and professional bonds. But digging a little deeper will likely reward you, if you're astute. This is not War and Peace Lite. This is another beast of equal scope and length, equally challenging, fun, and a fundamentally important work of world literature.
Profile Image for Asad Asgari.
119 reviews16 followers
November 14, 2022
یک رمان تاثیرگذار و شگفت انگیز، اثری که آرام آرام همچون رود عظیم دُن در فکر و ذهن خواننده جاری می‌شود و او را در خود غرق می‌کند و به کام خود می‌کشد. رمان بازگو کننده سیر حوادث تاریخی طی سال‌های 1914 الی 1921 در روسیه است، تمرکز اصلی داستان بر روی شخصیتی به نام گریگوری ملوخوف قرار گرفته و اتفاقاتی که بر وی و خانواده‌اش طی این سال‌ها در هنگام جنگ با آلمان، انقلاب روسیه، شورش و جنگ داخلی رخ داده را به تصویر می‌کشد. شولوخوف به زیبایی هرچه تمام‌تر شوق و تمنای زندگی مردمان را در کنار رنج‌ و حرمان‌های ایشان طی سال‌ها جنگ‌ها و بردارکشی‌های بی‌تمام به قلم آورده بی آنکه قضاوت خود را از این اتفاقات مهم تاریخی در داستان دخیل نماید. به عبارتی دُن آرام یک اثر حماسی است که نه تنها شرح بیرحمی‌، رویارویی انسان‌های بیشمار با گرسنگی، بیماری و مرگ است بلکه روایت کننده جانفشانی‌ها، دلسوزی‌ها و امیدهای بزرگ و چه بسا خیال‌های موهوم آن‌ انسان‌هاست. نثر کتاب ساده و برخوردار از یک روایت خطی از دید سوم شخص است با این وجود چنان اجزای داستان به زیبایی در هم تنیده‌اند که خواننده از خواندن این سیر خطی هیچ ملالی در خود احساس نمی‌کند و از گذر زمان در هنگام غرق شدن در لابه‌لای سطور کتاب غافل می‌شود. این را هم باید اضافه کنم که ترجمه به آذین از کتاب دُن آرام بسیار شیوا و خواندنی بود.
اگر کسی از دوستان نسخه پی دی اف کتاب با ترجمه به آذین را خواستن می‌تونم براشون ارسال کنم.
Profile Image for Ahmed.
911 reviews7,389 followers
November 19, 2017
الدون الهادئ…..ميخائيل شولوخوف

إنما الأدب الخصب حقًا ، هو الذي يلذّك حين تقرؤه ، لأنه يقدّم إليك ما يُرضي عقلك وشعورك ، ولأنه يوحي إليك ما ليس فيه ، ويلهمك ما لم تشتمل عليه النصوص ، ويعيرك من خصبه خصبًا ، ومن ثروته ثروة ، ومن قوته قوة ، و يُنطقك كما أنطق القدماء ، ولا يستقر في قلبك حتى يتصور في صورة قلبك أو يصور قلبك في صورته ، وإذا أنت تعيده على الناس فتلقيه إليها في شكل جديد يلائم حياتهم التي يحيونها ، وعواطفهم التي تثور في قلوبهم ، و خواطرهم التي تضطرب في عقولهم.

هذا هو الأدب الحي . هذا هو الأدب القادر على البقاء ومناهضة الأيام. فأما ذلك الأدب الذي ينتهي أثره عند قراءته ، فقد تكون له قيمته وقد يكون له غناؤه ، ولكنه أدب موقوت يموت حينينتهي العصر الذي نشأ فيه . ولو أنك نظرت في آداب القدماء والمحدثين لرأيت منهم طائفة لا يمكن أن توصف بأنها آداب عصر من العصور أو بيئة من البيئات أو جيل من الأجيال ، وإنما هي آداب العصور كلها والبيئات كلها والأجيال كلها ، لا لأنها تعجب الناس على اختلاف العصور والبيئات و الأجيال فحسب ، بل لأنها مع ذلك تلهم الناس وتوحي إليهم ، وتجعل منهم الشعراء والكتاب والمتصرفين في ألوان الفن على اختلافها.

لا نعرف شئ عن هذه الرواية إلا أنها كُتبت في اثنا عشر عامًا، واحتوت على ستمئة شخصية خلقها الكاتب ونسجها في لوحة حيّة لا يضاهي جمالها شئ، وتحكم في أقدارها وتصرفاتها بتمكن واحترافية غريبة، تقع في القلب موقع حسنا، أرواح مئات البشر سطرها شولوخوف على أوراقه ونقلها لنا ليترك أثره الخالد، ونعرف حينها سحر الأدب الخالص، يُكتب من القلب ليصل إلى القلب.

الروس وعظمة أدبهم وروعته، سلسلة من الإبداع كل حلقة فيها أقوى وأكثر متانة ، فنتجت لنا تراثهم الخالد.

الدون الهادئ: نهر صغير مليء بالبشر والاحداث، تسبح فهي لتكتشف تيار الحياة الجارف، فيه حروب البشر وبشاعتهم، ولوعة الحب وقلوب البشر الغريبة العميقة، فيها كل شئ، لتنتهي من قرائتها لتعرف حينها أنك قرأت مالم يشبهه شئ في عظمته.

لكأن أيام البحث عن الحقيقة ، و التأرجح ، و التقلب ، و الصراع الداخلي المؤلم لم تكن قط . لقد مرت كما يمر السحاب ، و ها هو سعيه صار يبدو جزافًا لا طائل تحته . ما الذي كان يشغل أفكاره؟ علام تقلبت روحه كالذئب الطريد ، بحثًا عن سبيل للخلاص ، عن حل للتناقضات ؟

لقد بدت الحياة حكيمة و سخيفة معًا في بساطتها . و غدًا يعتقد بأن ليس هناك حقيقة واحدة يستطيع الكل أن يستظلوا تحت جناحها ، وبات يعتقد أن لكل امرئ حياته الخاصة به و سبيله الخاص . فمن أجل كسرة خبز ، أو رقعة أرض ، أو من أجل الحق في الحياة ، كان الناس يحتربون منذ الأبد ، و لسوف يقتتلون منذ أبد الدهر ما دامت الشمس تسطع فوق رؤوسهم ، وما بقي الدم حارًا في عروقهم .ينبغي أن يحارب أولئك الذين يريدون حرمانه من حياته ، من حقه في الحياة ، ان يحاربهم بثبات لا يعرف الكلل ، بسلاح الكراهية البارد . ينبغي الا ��كبح مشاعره ، بل يطلق لها كل العنان .

Profile Image for امیر.
194 reviews23 followers
February 27, 2017
بی شک نویسنده های روس از بهترین نویسنده های دو قرن اخیر هستند و شلوخف یکی ازبزرگترین های روس.
کتاب من ترجمه ی شاملو بود خیلی ها پیشنهاد دادن که ترجمه ی اذین از شاملو بهتره (دلایلشونم کاملا منطقی بود مثل این که اذین یه مترجم عالی و صرفا مترجمه برعکس شاملو ذوق خودش را وارد ترجمه هاش نمیک��ه و ...) ولی ترجمه ی شاملو به من بشتر چسبید.مرحوم شاملو البته اگه بیخودی هی اصطلاحات کوچه و بازاری را واردکتاب نمیکرد بهتر بود (مثلا شمبه ,امباری,و ....) همینطور قسمت زیادی از کتاب به نظامی و نظامی گری مربوطه اگه درجه ها را مثل ادم گفته بود خیلی بهتر میشد (قزاق,نایب فلاب و ... اصطلاحات زمان حضور نیرو های روس در ایران مثلا زمان پهلوی و قاجار).یه ایراد دیگه ام که به ترجمه دارم اینه که توی کجای روسیه شعرای کوچه و بازاری با گویش تهران قدیم خونده میشه؟ مرحوم شاملو توی ترجمه دیگه اونطرف بام ام رد کرده در حال افتادن بوده....
ولی در مورد کتاب تا اینجا دو جللد اول پر از زندگی ,کار ,عشق, ازدواج, خیانت ,مریضی ,سربازی, جنگ و ...بوده. فقط اول کتاب یه کاغذ بردارید اسم ها را روش بنویسید زود با همقاطی میشه . من که مجبور شدم برگردم دوباره سی چهل صفحه بخونم تا دستم بیاد کی به کیه. مشکل از کتاب نیست خاصیت اسمای بلند روسی برای من همینه.تا اخر اسم راهیچ وقت نمیخونم اگه ام بخونم هر بار خوندن یه تلفظ یکتا داره. همین میشه توی ذهنم نمیمونن شخصیت ها.
بعد خوندن این کناب میتونم بگم من چند ماهی زمان تزار ها روسیه زندگی کردم .کتاب فوق العاده گیرا و جذاب با روند متوسط و سنگینه.کتابی نست که بخونی تموم بشه میخونی و از هر صفحه لذت میبری. توصیفات بلند و با وقار ولی در عین حال کاملا به اندازه ای داشت . نه کم بود نه زیاد. تا اینجا شیفته ی اخلاق گریگوری شدم
Profile Image for Babak.
2 reviews
September 25, 2007
The most impressive novel that I have read. it is a masterpiece.
Profile Image for Tamoghna Biswas.
269 reviews108 followers
August 8, 2020
You know this one has 2444 pages, right? Okay I'm not complaining or anything, but the Penguin edition or all other current editions are 576-600 pages; and I don't want you to read that to form a wrong opinion on the masterpiece. As for me, I hardly remember anything of the novel right now, except the brutal and heartwrenching delineation(not even the year when I read it first)...but I just started rereading it, because...if not now? Then when?? I will try to keep up reviewing in small parts along with my progress. (Best of luck to me)
Profile Image for امیر.
194 reviews23 followers
April 12, 2017
اوف بلاخره تموم شد
جلد اول بیشتر زندگی روستایی قزاق ها پیش از انقلاب روسیه و پخش شدن تفکرات انقلابی و زندگی معمولی مردم پیش از جنگ, گریگوری عاشق زن همسایه اکسینا میشه و ماجرا های بعد از اون که بهتره زیاد داستان را لو ندم.
جلد دوم جنگ جهانی اول و درگیری المان با روسیه است جنگ معمولی دور از خانه که جد اندر جد قزاق ها بهش عادت دارن کم کم مقدمات انقلاب اماده میشه.
جلدسوم بعد از انقلاب نمایش دهنده ی وضعیت گیج مردم و گسترش افکار انقلابی و رها شدن جنگ و بازگشت و چهره ی شوم حکومت شوروی برای مردم عادیه که با شورش به اوج خودش میرسه.
جلد چهارمم مردی سعی داره بعد از پشت سر گذاشتن 7 سال جنگ و بدبتی و دوری از خانه پیش خانوادش برگرده ولی بار سنگین گذشته نمیذاره به خونه و خانوادش نردیک بشه ....
بعد خوندن این کتاب میتونم ادعا کنم دو ماه توی روسیه زندگی کردم, در جنگ جهانی اول در جبهه ی روسیه جلو المان ها جنگیدم , شاهد انقلاب شوروی بودم و در شورش علیه مسکو شرکت کردم.
ظولانی ترین کتابی بود که الان خوندم. خوشحالم که خوندمش , لذت زیادی ام بردم ولی کتابی نیست که به کسی توصیه کنم بخونه . کتابیه که اگه توش غرق شدید به این راحتیا به زندگی عای برنمیگردید. بار ها شد توی جبهه روی اسب بودم که برای شام صدام زدن یا وسط رانندگی متوجه شدم دارم به این فکر میکنم امشب چجوری میتونم مثلا کاملا اتفاقی گریشا را ببینم و ....
مطمعنا کتابی که دست من خواننده ی فارسی زبان رسیده کتاب سلاخی شده است ولی بازم با تعجب باید بگم که فخشا چارواداری زیادی شاملور توی کتاب گذاشته بود.
اخر کتاب تقریبا تمام شخصیتایی که علاقه بهشون پیدا کرده بودم زنده نبودن: داریای شیطون ,آکسینای عاشق, پترو اروم و مظلوم, ناتالیای سر به زیر حتی بابابزرگ ناتالیا , بدتر از همه دیگه پیری بد اخلاق نق نقو ام مرده بودن.
انتهای داستان گریگوری ملوخوف تفنگ و فشنگ هاش را داخل دن ریخت و به سمت خونه ی پدریش حرکت میکنه.
در پشت جلد کتاب این مطلب ذکر شده که سال ها بخاطر جایگاه حزبی و مقام بلند شولوخف در دولت شوروی نظر نویسندگان و منتقدان این بوده که ممکن نیست این کتاب با این سبک بیطرفانه و حتی بعضی جاها با گرایش به سمت افراد ضد انقلاب و سلطنت خواه کار شولوخوف باشه بلکه این اثر متعلق به کس دیگری است که در دهه های اخیر با پردازش کلمات کار های شولوخف و نویسنده هایی که حدس زده میشده این امر ردشده. در ضمن پیدا شدن نسخه ی دستنویس دو جلد اول به کلی این نظریه رد شده است. در انتها ام به خاطر همپوشانی زیادی که با ریوی جلد اول بقیه ی کتاب داره اون رویو را بعد از پاراگراف بعدی میارم.
و اما در مورد نویسنده با استفاده از ویکیپدیا:
میخائیل آلکساندروویچ شولوخف (به روسی: Михаи́л Алекса́ндрович Шо́лохов) ‏ (۲۱ فوریه ۱۹��۵ - ۲۴ مه ۱۹۸۴) نویسنده روس و برنده جایزه ادبی نوبل بود.در سال ۱۹۱۸ به سبب در گرفتن جنگ داخلی در ناحیه دن ناچار درسش را ناتمام گذارد و به ارتش سرخ پیوست تا در نبردهایی در برابر آخرین بازماندگان از هواخواهان ارتش سفید شرکت جوید. تاثیر این تجربه در آثار وی بطرز محسوسی آشکار است. وی نویسنده‌ای واقع‌باور بود و در داستان‌هایش به مردم و انقلاب اکتبر پرداخته‌است.
رمان حماسی «دن آرام» از مهم‌ترین آثار وی به شمار می‌رود که در چهار جلد از سال ۱۹۲۸ تا ۱۹۴۰ به نویسندگی آن مشغول بود. از معروف‌ترین داستان‌های کوتاه او داستان خال است که در دهه چهل شمسی در کتاب هفته ترجمه و چاپ شد. از دیگر آثار وی «آنها برای سرزمین پدریشان جنگیدند» و «زمین نوآباد» می‌باشد.
بی شک نویسنده های روس از بهترین نویسنده های دو قرن اخیر هستند و شلوخف یکی ازبزرگترین های روس.
کتاب من ترجمه ی شاملو بود خیلی ها پیشنهاد دادن که ترجمه ی اذین از شاملو بهتره (دلایلشونم کاملا منطقی بود مثل این که اذین یه مترجم عالی و صرفا مترجمه برعکس شاملو ذوق خودش را وارد ترجمه هاش نمیکنه و ...) ولی ترجمه ی شاملو به من بشتر چسبید.مرحوم شاملو البته اگه بیخودی هی اصطلاحات کوچه و بازاری را واردکتاب نمیکرد بهتر بود (مثلا شمبه ,امباری,و ....) همینطور قسمت زیادی از کتاب به نظامی و نظامی گری مربوطه اگه درجه ها را مثل ادم گفته بود خیلی بهتر میشد (قزاق,نایب فلاب و ... اصطلاحات زمان حضور نیرو های روس در ایران مثلا زمان پهلوی و قاجار).یه ایراد دیگه ام که به ترجمه دارم اینه که توی کجای روسیه شعرای کوچه و بازاری با گویش تهران قدیم خونده میشه؟ مرحوم شاملو توی ترجمه دیگه اونطرف بام ام رد کرده در حال افتادن بوده....
ولی در مورد کتاب تا اینجا دو جللد اول پر از زندگی ,کار ,عشق, ازدواج, خیانت ,مریضی ,سربازی, جنگ و ...بوده. فقط اول کتاب یه کاغذ بردارید اسم ها را روش بنویسید زود با همقاطی میشه . من که مجبور شدم برگردم دوباره سی چهل صفحه بخونم تا دستم بیاد کی به کیه. مشکل از کتاب نیست خاصیت اسمای بلند روسی برای من همینه.تا اخر اسم راهیچ وقت نمیخونم اگه ام بخونم هر بار خوندن یه تلفظ یکتا داره. همین میشه توی ذهنم نمیمونن شخصیت ها.
بعد خوندن این کناب میتونم بگم من چند ماهی زمان تزار ها روسیه زندگی کردم .کتاب فوق العاده گیرا و جذاب با روند متوسط و سنگینه.کتابی نست که بخونی تموم بشه میخونی و از هر صفحه لذت میبری. توصیفات بلند و با وقار ولی در عین حال کاملا به اندازه ای داشت . نه کم بود نه زیاد. تا اینجا شیفته ی اخلاق گریگوری شدم
Profile Image for Mahmoud Masoud.
275 reviews434 followers
August 18, 2020
على ضفاف نهر الدون تقع قرية تتارسكي، إحدى القرى الصغيرة التي تقع في سهوب الدون ، حيث يتخذ شولوخوف أرضاً خصبة مليئة بالحكايات لروايته العظيمة والتي سيحصل بسببها على جائزة نوبل فيما بعد ..

"عبر الدون، انتشر ضوء القمر متراقصاً، لا يطاله الموج أبدا. وتعلّق فوق النهر ضباب، وفوق الضباب نجوم، كحبات قمح متلألئات. وفي حذر شديد تهجس الحصان طريقه بحوافره، فالمنحدر إلى النهر صعب الارتياد، ومن الجانب الأقصى للنهر تناهى صياح البط. وقفزت سمكة قرموط محدثة رذاذاً على الشاطئ الطيني الضحل، تبحث على غير هدى عن سمكات أصغر."

في المجلد الأول من رواية شولوخوف الضخمة، يضع لنا أسس حكايته و يكتب عن شخصياته الرئيسية أبطال روايته الأثيرة، حيث نجد عائلة ( ميليخوف ) المكونة من الأب بانتلاي الذي ولد من أم تركية و أب قوزاقي، وزوجته و ولديه بيوتر و جريجوري و إبنة واحدة اسمها دونيا، و تلعب شخصية جريجوري دور البطل في هذه الرواية و هذا الجزء تحديدا ، حيث تدور معظم أحداث المجلد الأول حوله، وفي البيت القريب منهم حيث يعيش جارهم ستيبان وزوجته إكسينيا.. و على الرغم من كثرة الشخصيات في الرواية حيث تصل إلى 600 شخصية تقريبا إلا أنها كلها مهمة و كتبت لسبب ما .. تدور الأحداث في هذا الجزء بانسيابية حول شخصية جريجوري و زواجه من ناتاليا و التحاقه بالجيش و بداية الحرب العالمية الأولى..
"إن ثورة واحدة لم تكن كافية. انتظر حتى تكون لنا 1905 أخرى، وآنئذ سنسوي الحساب !!"

يكتب شولوخوف روايته بتأني و حرفية عالية ، حيث يصور لنا مشاهد وكأنه يرسم في كل مشهد لوحة واقعىة كبيرة ، ستشعر بأحاسيس الشخصيات و انفعالاتهم و كأنك معهم في كل تفصيلة ..
"سنجد أنفسنا في وسط المعمعة حالما يبدأونها. وسواء شئنا أم أبينا، فسوف يجروننا إليها من شعورنا.."

قد تجد أن الرواية ضخمة بحق، و لكن بمجرد أن تبدأ في القراءة ستنجرف معها بهدوء و كأنك نزلت في مياه نهر الدون الهادئ..

"و مضى عقد الأيام ينفرط مع ذلك الحزن المقيم الذي لا عزاء فيه، والذي لا تعرفه إلا النساء.."

إلى الجزء الثاني من الرواية

ريفيو الجزء الثاني
ريفيو الجزء الثالث
ريفيو الجزء الرابع
Profile Image for AiK.
491 reviews112 followers
April 3, 2022
В гражданских войнах нет правых, но виноваты все. Это для нас роман исторический. Шолохов был современником этих событий и многие его читатели были очевидцами, а то и участниками этой войны. Фальшь или ложь не прошли бы, столько боли перенесла страна. Казаки мечтали о собственном наделе земли, но лозунг «Земля крестьянам» означала грабеж в виде продразверстки и модифицированное крепостное право в виде колхозов с ограничениями передвижения путем невыдачи паспортов, и тяжким трудом за зарплату или трудодни. Силой, кровью и смертями насаждались новые порядки. Гений Шолохова в том, что он нам показал это.
Profile Image for Sarah ~.
700 reviews784 followers
May 9, 2020
الدون الهادئ | الجزء الأول - ميخائيل شولوخوف

بدأت بقراءة الرباعية في بداية العام، وهذا هو جزئي المفضل حتّى الآن .
في هذا الجزء؛ أجواء الدون والقرية الصغيرة وأحداث يومية بسيطة ومفصلة ومكتوبة بشكل مدهش وقصة آل ميليخوف المكتوبة بإتقان. وبداية الحرب العالمية الأولى .
شولوخوف الذي استغرق 12 عامًا في كتابة الرباعية بارع في نقله لزخم الحياة في منطقة الدون .
5 reviews1 follower
November 3, 2012
In Russian, the most beautifully written and original prose I've ever read, by a mile. The language is simply stunning and makes even inanimate objects appear as alive as most human characters in average novels. It would be a monumental task to translate it into other languages, I suspect..

Aside from the language, it's an epic read about a very interesting people in a crucial time in Russian history -- Cossacks during the Russian Revolution. It depicts the life of ordinary but fierce and colorful characters trying to make it through a merciless historical tsunami. Passion, need for freedom, all-consuming civil war, people of great earthly spirit who are willing to endure suffering but not submission.

Profile Image for Manray9.
379 reviews101 followers
June 23, 2016
I am glad to see Quiet Flows the Don is back in print in English. Sholokhov won the Nobel Prize for this novel of war and revolution among the Don Cossack host. Although painted across a backdrop of history, it is primarily the love story of Gregor and Aksinya. As much of great 20th century Russian literature, the style harks back to Tolstoy, but the subject matter is undeniably Soviet. Published in 1929, Quiet Flows the Don was the pinnacle of Sholokhov's career. He never again produced a work to compare, although to be fair to him, his career coincided with the height of Stalinist conformity in the arts. This was an era when simply being a famous writer was dangerous - think of the careers of Pasternak, Babel, and Pilnyak. If Sholokhov descended into the role of a party hack churning out the obligatory Socialist Realist pap, at least he lived to a ripe old age.

I have never understood the conventional English translation of the book's title as Quiet Flows the Don. In Russian it is Тихий Дон, literally The Quiet Don. Did the original translator, Stephen Garry, believe it would be confused with a story of a taciturn British academic?
Profile Image for Mostafa.
332 reviews30 followers
July 25, 2022
4.3 stars
مدت خوانش: 30 روز
دُن آرام، اثر برجسته میخائیل شولوخوف استکه نوشتار آن ۱۲ سال به طول انجامید
این اثر به بررسی دوران سالهای ۱۹۱۱ تا ۱۹۲۰ قوم کازاک می پردازد.... سرنوشت این قوم که در بخش شمالی گرجستان در مرز اکراین و حاشیه رود دُن ساکن بودند در سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۴۵ یکی از غم انگیز ترین حوادث تاریخی است
نویسنده با بیانی موجز در سبک ناتورالیسم ضمن توصیف طبیعت و فرهنگ قوم کازاک به شرح جریان تاریخی این قوم در بازه زمانی ده ساله در ۴ جلد می پردازد به طوری که با شح و وقوع حوادث پی در پی خواننده را فعال و پی گیر نگه می دارد
سبک نوشتاری، به شکل داستانهای کلاسیک و به روش خطی است که مناسب رمان های حجیم و تاریخی است
اثر کاملا منطبق با احساسات، دلبستگی ها، رفتار و ویژگی های برجسته این قوم است
در کتاب "راز بزرگ" به سرنوست این قوم که که از ظلم استالین به ستوه آمده بودند بر اساس اسنادی که وزارت امورخارجه انگلستان از طبقه بندی محرمانه خارج کرده است( و به تفصیل در نقد این اثر در گودریدز آورده ام) اشاره شده است
Profile Image for Fahim.
232 reviews108 followers
April 11, 2019
نیمه کاره رهاش کردم و چون مطمئنم که دیگه سراغش نخواهم رفت، یه ستاره شو همین الان تقدیمش میکنم.!واقعا چقدر عذاب آور بود خوندنش! یه رمان 1900صفحه ای که بیشتر گزارش لحظه به لحظه ی جنگ بود تا رمان! به نظرم حتی ارزش تاریخی هم نداشت چون کلیت موضوع (جنگ جهانی اول) رو هم نتونسته بود درست و کامل شرح بده که از کجا شروع شد و به کجا رسید... فقط به جزئیات و توصیفات غیرضروریِ و حوصله سربر پرداخته بود که هرچقدر دندون رو جیگر گذاشتم که بتونم تمومش کنم نشد! اولین کتابی بود که وادارم کرد نیمه رهاش کنم. 😾
Displaying 1 - 30 of 599 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.