این مقاله ترجمه ای است از یکی از مقالات شوپنهاور، فیلسوف بزرگ آلمانی که خشایار دیهیمی مترجم توانا، زحمت به پارسی برگرداندن آن را کشیده است. در چند فصل: 1- در تایید و نفی خواهشِ زیستن 2- درباره ی خودکشی 3- درباره ی فناناپذیری هستیِ جوهری با مرگ
Arthur Schopenhauer was born in the city of Danzig (then part of the Polish–Lithuanian Commonwealth; present day Gdańsk, Poland) and was a German philosopher best known for his work The World as Will and Representation. Schopenhauer attempted to make his career as an academic by correcting and expanding Immanuel Kant's philosophy concerning the way in which we experience the world.
Wille، خواهش، اراده نکته ی جالب ترجمه، این بود که مترجم (خشایار دیهیمی) "ویل" را به جای "اراده"، به "خواهش" ترجمه کرده بود.
در "خواهش" جنبه ای سلبی وجود دارد و ناشی از احتیاج و فقر است. اما "اراده" جنبه ای ایجابی دارد، و به حقیقتی انضامی که در نفس رخ می دهد اطلاق می شود. از این رو، به نظر می رسد که این دو کلمه، هر چند در ظاهر یکی، ولی در حقیقت یکی نباشند. از طرفی بسیاری از توضیحاتی که شوپنهاور راجع به "ویل" می دهد (مثل این که "ویل" اشتیاق سیری ناپذیری دارد و الی الابد انسان و موجودات دیگر را به سوی خواست های بی پایان خود سوق می دهد) با "خواهش" متناسب است. از طرف دیگر، از آن جا که این "ویل"، "شیء فی نفسه" است، نمی تواند و نباید ماهیتی سلبی داشته باشد، پس با "خواهش" متناسب نیست. البته می توان این طور گفت که این هر دو (اراده و خواهش)، اصطلاحاتی هستند که ما به کار می بریم، و منظور شوپنهاور نه این است و نه آن، بلکه او می خواهد از طریق این الفاظ آشنا برای ما، به وجودی نا آشنا برای ما اشاره کند، در نتیجه چندان تفاوتی نمی کند که کدام یک از این اصطلاحات را در برابر "ویل" شوپنهاور قرار دهیم.
مقاله مقاله ای هجده صفحه ای است، از کتاب "متعلقات و ملحقات" (کتاب "در باب حکمت زندگی" هم مقاله ای از همان کتاب است) و برای کسانی که آشنایی مقدماتی با فلسفه ی کانت و شوپنهاور ندارند توصیه نمی شود.
چه عجب که بالاخره مقالهای درگودریدز ثبت شده است. البته صرفا با پورتال جامع انسانی مشکل دارند. بههرحال، اگر آقای دیهیمی باورها و قضاوات اسلامی خود را کنار بگذارد، ارزش ترجمه-تألیفاتش بالاتر میرود.