کتاب کافه پاریس شامل هجده داستان کوتاه برگزیده از چهارده نویسندهی بزرگ جهان است. این داستانها در سبکهای ادبی گوناگون میباشد. نیکلای گوگول، امیل زولا، ادگار آلنپو، آلبر کامو، دوریس لسینگ، آلیس مونرو، آنتون چخوف، فئودور داستایوفسکی، لئون تولستوی، جومپا لاهیری و... نویسندگان کتاب را تشکیل میدهند.
مجموعه هجده داستان کوتاه از بهترین نویسنده های ادبیات جهانه...کسانی که هر کتابخوانی آرزوشه فرصت کنه و اثری ازشون بخونه و حالا اگه مثل من فرصت نکرده و موقعیتش پیش نیومده، کادو گرفتن این کتاب بهترین وقت ممکنه
کتاب هم از نظر انتخاب نویسنده و هم از نظر انتخاب آثارشون خیلی خوب عمل کرده و این حسن انتخاب باعث شده با وجود این که خیلی طرفدار داستان کوتاه نیستم، این مجموعه ی خاص رو خیلی دوست داشته باشم
با این کتاب آثاری از چخوف، تولستوی ، داستایوسکی ، فالکنر، زولا، دوریس لسینگ ، کامو ، اکانر و ... رو امتحان خواهید کرد و بدون شک دوست خواهید داشت. آثاری که هرکدوم جداگانه جای بحث و نظردهی دارند
عققده ادیپ من ، کار امیل زولا و دو داستان فالکنر رو بسیار زیاد پسندیدم
پ.ن: کتاب انتخاب مناسبی برای کادو دادن به دوستیه که علاقمند به مطالعه س :دی
به شخصه داستان کوتاه را به رمان و ناولت ترجیح میدم نوشتن یک داستان کوتاه به مراتب سخت تر از یک رمان است. این مهارت نویسنده را نشان میدهد که چگونه مقصود خود را با استفاده از تکنیک های ادبی گوناگون در در قالب یک داستان شاید 3 و 4 صفحه ای بیان میکند بالاخص داستان هایی که کارکتر محور بوده و نویسنده بار عمیقی از مسائل روانشناسی ، فلسفی، اعتقادی ، و ... در داستان می گنجاند.
کتاب بسیار خوب با ترجمه عالی برای آشنایی با نویسندگان بزرگ جهان و داستان های خوب آنان اما بهتر بود توضیحاتی برای هر نویسنده و سبک داستان نویسی آنان و همچنین نقدی برای هر داستان قرار میدادند. چون داستان ها معروف اند، پیدا کردن نقد برای آنان دشوار نبوده است
مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی نویسندگان بزرگ جهان که توسط اشخاص مختلف ترجمه شده است. بعضی از داستان ها رو بیشتر دوست داشتم و مشتاقم بقیه ی کار های نویسنده رو بخونم. کلا مجموعه ی داستان کوتاه برای فصل امتحانات بهترین انتخابه :)
مشکلِ همیشگی من با داستانهای کوتاه، همین کوتاه بودنشونه! :)) باید خیلی عالی باشه تا بره جزو داستانهای محبوبم که کم اتفاق میافته. این کتاب مجموعهای از ۱۸ داستان کوتاه از چندین نویسندهی معروفه که برای آشنایی با سبک نوشتاریشون میتونه شروع خوبی باشه. با اینکه حجمش زیاده ولی خوندن یا شنیدنش وقتِ کمی رو میطلبه چون خب داستان کوتاهه و تمرکز زیادی هم نمیطلبه چون تا مییایید درگیرش شید تموم میشه! از دومین داستان که از فرانک اوکانر بود خیلی خوشم اومد: عقدهی اُدیپ من. که همین باعث شد تصمیم بگیرم از فرانک اُکانر در آینده بیشتر بخونم. همینطور داستانِ پرتره از نیکولای گوگول که توصیفاتش اونقدری دقیق بود که واقعا ترس بَرَم داشته بود چون نصفه شب داشتم تو تاریکی گوش میکردمش! :)) پ.ن: دو داستان آخرش جا مونده بود موقع نوشتن ریویو و ستاره دادن! کم حجمترین داستان کوتاهِ این مجموعه «قلب افشاگر» از ادگار آلن پو هست... که چقدر عالیه.. من کتاب صوتیش رو شنیدم و راوی خیلی خوب این داستانِ کوتاه ولی پیچیده رو روایت میکنه..
اینکه اولین کتاب امسال کتابیه که تو کتابخونی گروهی خوندیم خیلی حس خوبی میده بهم. همینطور هم اینکه این کتاب، چهاردهمین کتابی بود که با بچهها خوندیم و تونستیم چراغ این خونه رو روشن نگه داریم :-)
از این گذشته، خود کتاب هم داستانهای خوبی توش داشت از نویسندههای خوب و خیلی خوب. بخش منفی کتاب برای من، تعدد مترجما بود. اینکه نمیشد به اجماع رسید که ترجمهی این کتاب خوبه یا بد، اذیت کننده بود برام.
داستانهای بی نظیری انتخاب شده. مجموعه ای از مترجم ها کار ترجمه رو انجام دادن. نوسان کیفیت ترجمه خیلی زیاده. اصلا یکدست نیست. در نتیجه به خاطر ترجمه ضعیف و سانسورهای بی مورد، طوری که به بُن داستانها واقعا لطمه زدن، کتاب ضعیفی از کار در اومده. حیف از این نویسنده ها با عالیترین داستانهاشون که اینطوری در حق کاراشون ظلم شده
شاید تا با یکی دو تا مترجم دیگه مقایسه نکنید، متوجه عمق فاجعه نشید منم تصادفا با مجموعه داستان و نقد داستان احمد گلشیری قیاس کردم. اونم یکم خشک ترجمه کرده بود ولی حداقل سانسورش صداسیمایی نبود
دوست نداشتم نق بزنم. ولی وقتی دیدم 13بار تجدید چاپ شده یکم مغزم سوت کشید.... حیف از وقتی که روی ترجمه های بی کیفیت تلف میشه
چند تا داستان خوب از چخوف و امیل زولا و لئو تولستوی هست که تقریبا ترجمه قابل قبولی دارند و میشه در این کتاب خوند و لذت برد. نکته منفی که اکثرا در کتاب های انتشارات کوله پشتی وجود دارد عدم کیفیت در ترجمه هاست و این باعث میشه این نشر به آثاری که منتشر میکنه حق وفاداری و اعتماد یک ناشر و به نویسنده و به خواننده، درست ادا نکنه. به شخصه تا جایی که میشود از این نشر فاصله میگیرم.
...علت عصبانیتش این نبود که او نمی توانست آنگونه خرید کند یا لباس بپوشد، بلکه به این خاطر که این الگویی بود که دخترها باید مانند آن میشدند. این چیزی بود که مردها، مردم همه از دختران انتظار داشتند: زیبا، عزیز دردانه، لوس، خودخواه و بی مغز. دختر باید چنین باشد تا عاشقش بشوند. بعد مادر میشود و تمام وجودش را وقف بچه هایش میکند. دیگر خودخواه نخواهد بود، ولی تا ابند بی مغز باقی می ماند.
داستانهایی که دوست داشتم: شرط بندی چخوف، از جهنم تا بهشت جومپا لاهیری، پرتره گوگول، مرگ اولیویه بکی زولا، به خاطر یک وجب خاک تالستوی، دوشیزه فی فی موپاسان، گل سرخی برای امیلی فاکنر.
اگر مدتهاست که کتاب نخوندید و عادت کتاب خوندن از سرتون افتاده و یا تازه میخواید شروع کنید به کتاب خوندن,به نظرم "کافه پاریس" از بهترین انتخاباست! چون بهترینا رو جمع کرده کنار هم و همه ی داستان ها هم از یک فاز یکنواخت پیروی نمیکنن.
مجموعه داستان که البته خیلی از داستان ها برام تکراری بود به طور مثال اگر این کتاب ها را دارید این مجموعه داستان چندان مورد نیاز شما نیست... پرتره از نیکلای گوگول مرگ الیور از زولا گل سرخی برای امیلی از فاکنر میهمان از کامو به خاطر یک وجب خاک از تولستوی رویای مردی مضحک از داستایفسکی حتما به فهرستش نگاه بیندازید.
مجموعهای از چند داستان کوتاه از نویسندگان مختلف جهان با چند مترجم مختلف. با اینکه بعضی داستانها واقعاً کسلکننده و شاید بیمعنا بودند، اما در مجموع کتاب رو دوست داشتم و سرگرمکننده بود. ترجمه هم، به جز در یکی دو مورد، خوب بود. داستان «رؤیای مرد مضحک» به نظرم از همه قابل تأملتر بود، اما متأسفانه ترجمهش نسبت به بقیه ضعیفتر بود.
"پدر در تمام مدت جنگ جهانی اول در ارتش خدمت میکرد؛ یعنی تا پنج سالگیام او را آنقدرها ندیده بودم که مایۀ نگرانیام بشود. بعضی وقتها شبها که از خواب بیدار میشدم جثۀ بزرگی را در لباس نظامی میدیدم که زیر نور شمع با دقت به من نگاه میکند. گاهی صبح زود صدای بسته شدن در ورودی و کشیده شدن چکمههای میخدارش را بر سنگفرش خیابان میشنیدم. اینها چیزهایی بود که از رفتوآمدهای پدر متوجه میشدم. پدر مثل بابانوئل به شکل سحرآمیزی میآمد و میرفت.
در حقیقت، با اینکه صبح زود در تختخواب بزرگ بین او و مادرم له می شدم، این سر زدنهایش را دوست داشتم. سیگار میکشید که رایحۀ خوشایندی به او میبخشید و صورتش را اصلاح میکرد که به نظرم دلیل جاذبۀ عجیبش همین بود."
این کتاب بهت کمک میکنه با فضای فکری و قلم معروفترین نویسندگان جهان آشنا بشی و تصمیم بگیری از کدومشون کتاب های بیشتری بخونی
به نظرم تک تک داستان ها منتقل کننده مفاهیم ارزشمند انسانی بودن و برام بسیار قابل تامل بودن هرچند بعد از خوندن خیلی هاشون گُنگ و مات میشدم ازنفهمیدم و عمق و پیچیدگی داستان در عین سادگی بیان.😃
از اونجا که به داستان کوتاه علاقه خاصی دارم سراغ این کتاب رفتم. در مجموع میشه گفت کتاب خوبی بود، اما به نظرم میشد داستان های بهتری رو از این نویسنده ها جمع آوری کرد، شخصا داستان های چخوف رو بیشتر دوست داشتم. . به دلیل اینکه هر داستان رو یک نفر ترجمه کرده، سبک ترجمه ها یکسان نیست (و متاسفانه بصورت یکپارچه هم نظارت و ویراستاری نشدن)، بعضی ها کمی ضعیف هستن و بعض دیگه معمولی. این مورد یکم باعث ایجاد حس ناخوشایند هنگام خواندن میشه.
من به شخصه نتونستم درست با داستان ها ارتباط برقرار کنم از جایی ک این داستان ها از نویسنده های مشهوری نقل شده اند احتمال میدم به خاطر ترجمه بد و سانسور های بی مورد باشه ولی در کل میشه گفت داستان های قشنگی بودن و چند تاشو خیلی دوست داشتم
کتاب فوق العاده قشنگیه و به همه توصیه میکنم بخش شرط بندیش رو بخونید بعدش تا یه تایمی گیج به دیوار خیره میشید که چه زیبا تموم شد به همه توصیه می کنم این کتاب رو بخونن https://taaghche.com/book/10604
در انتخاب داستان خوب عمل کرده بودن، اما بنظرم بعضی از ترجمه ها و سانسورهای بیخود ارزش کار نویسنده رو زیرسوال بردن. داستان مورد علاقهام هم پاییز داغ بود.