What do you think?


زن در مسیحیت
در این کتاب هانس کونگ با بررسی تاریخ مسیحیت به توصیف نقش زنان در آن میپردازد و از سوی دیگر الهیاتی جدید را در خصوص زنان در کلیسا ترسیم میکند که در آن، نقش زنان را در تحول نهاد کلیسا و در تبلیغ انجیل مسیحی، نقشی حیاتی قلمداد میکند.
در این کتاب موضوعاتی نظیر: زنان در صدر مسیحیت، زنان در کلیسای اولیه، زنان در کلیسای قرون وسطا، زنان در عصر نهضت اصلاحات دینی، زنان در مدرنیته و پسامدرنیته واکاوی شده است.
در این کتاب موضوعاتی نظیر: زنان در صدر مسیحیت، زنان در کلیسای اولیه، زنان در کلیسای قرون وسطا، زنان در عصر نهضت اصلاحات دینی، زنان در مدرنیته و پسامدرنیته واکاوی شده است.
182 pages, Hardcover
First published June 1, 2001
About the author
Hans Küng
341 books151 followersHans Küng was a Swiss Catholic priest, controversial theologian, and prolific author. Since 1995 he had been President of the Foundation for a Global Ethic (Stiftung Weltethos). Küng is "a Catholic priest in good standing," but the Vatican has rescinded his authority to teach Catholic theology. Though he had to leave the Catholic faculty, he remained at the University of Tübingen as a professor of Ecumenical Theology and served as Emeritus Professor since 1996. In spite of not being allowed to teach Catholic theology, neither his bishop nor the Holy See had revoked his priestly faculties.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 9 of 9 reviews
May 8, 2019
زيرا همگیِ شما بوسيله ايمان در مسيح عيسي، پسران خدا میباشيد. زيرا همه شما كه در مسيح تعميد يافتيد، مسيح را دربر گرفتيد؛ هيچ مهم نيست كه يهود باشد يا يونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن، زيرا كه همه شما در مسيح عيسي يک میباشيد. غلاطیان 3: 26 - 27
زن چه جایگاهی در مسیحیت دارد؟ موضع عهد جدید، کلیسا و سنت در ارتباط با موارد مرتبط با حقوق زنان (خدمات کلیسایی، سقط جنین، پوشش، حقوق اجتماعی و ...) چیست؟ بطور کل، مسیحیت ناقض حقوق زنان است یا مدافع؟
اینها چند نمونه از سوالاتیست که هانس کونگ، مشاور معزول پاپ ژان بیست و سوم، در این رساله پاسخ میدهد. پیچیدگی عهد جدید از یک سو و تغییرات وسیع کلیسایی در تاریخ دو هزارسالهی مسیحیت از سوی دیگر سبب شده که هر گونه پاسخ کوتاه، غیرتحلیلی و در عین حال صحیح به سوالاتی از این دست غیرممکن باشد. نویسنده ضمن در نظر گرفتن این موارد، با نگاهی نسبتا منصفانه، متدولوژی مناسب و دقیقی برای نیل به مقصود خویش اتخاذ کرده است. او با تقسیم تاریخ کلیسا به 4 پارادایم 1-یهودی مسیحی 2-یونانیمآبی 3-لاتینی قرونوسطایی 4-انجیلی لوتری، جایگاه زنان در هر دوره را با نیمنگاهی به نص عهدجدید و عتیق واکاوی میکند. در مورد کتاب باید به این موضوع توجه داشت که این اثر یک رساله درون کلیسایی محسوب میشود و به نیت روشنگری در باب اجحاف تاریخی در حق زنان و ارائه راه حل جهت برونرفت از بحران تبعیض علیه زنان به نگارش درآمده است. از این رو اولا بهتر است کتاب را با پیشزمینه و اطلاعات مکفی خواند و دوما نباید انتقادات تند و تیزتری را از نویسنده متوقع بود
اما چند نکته
اول - موضع مسیح نسبت زنان
موضع مسیح نسبت به زنان جامعه یهودی آن زمان، انقلابی و آوانگارد محسوب میشود. مسیح بر خلاف عرف رایج، با زنان از هر طبقهای رابطهای دوستانه داشت. او از زنان دعوت کرد تا او را دنبال کرده و شاگردش شوند. از همین رو زنان در میان پیروان او شمار قابل توجهی دارند و از قضا، همان یارانی هستند که تا آخرین لحظات، در پای صلیب، به عیسی وفادارند. زنان در دوران عیسی توانایی حضور آزاد و فعال را در جامعه کوچک پیروان او یافتند. از دیگر اقدامات عیسی در مورد زنان، میتوان به الغای حق طلاق مردان اشاره کرد. در آیین یهود زنان حق طلاق نداشتند و در عوض مردان براحتی میتوانستند با ارائه یک طلاقنامه، زن را بطور یکجانبه از زندگی خود خارج سازند، هرچند عیسی از اعطای این حقوق برابر به زنان خودداری کرد، اما در عوض این حق را از مردان نیز سلب نمود
دوم - موضع کلیسا در ادوار مختلف
رسولان مسیح که نخستین کلیساهای دنیا را پایه ریزی کردند (پارادایم یهودی مسیحی و اوایل پارادایم یونانیمآبی)، ساختار ساسلهمراتبی نداشتند و جماعتمحور بودند. تا پیش از وصلت کلیسا و دربار امپراطوری روم، کلیسا عموما در دست طبقه مستضعف بود و خشونت نهایتا در سطح کلام بروز میکرد و محدود به دفاعینامهها بود. زنان نیز در این محیط، بسته به فرهنگ مادر، از آزادی و حقوق همتراز جامعه و حتی گاها بالاتر برخورد بودند. با ورود به پارادایم لاتینی قرونوسطایی، تبعیض در سطوح مختلفی علیه زنان اعمال شد. در دوران نهضت اصلاح دینی وضعیت زنان بهبود نسبی پیدا کرد، اما با این حال بیشتر زنان اشرافی از نتیجه این اصلاحات بهرهمند میشدند. این موضوع محدود به پارادایم مسیحی نیست و حتی در دوران روشنگری نیز بدون دخالت دین، ادامه پیدا کرد
سوم - ریاضت و نفرت از جسم
ثنویت جسم و روح بطور خاص میراث فرهنگ یونانی برای مسیحیت بوده است. تحقیر جسم و لذات جسمانی که در ادامه منجر به تحقیر ازدواج و نهایتا زنانگی گشت، ریشه در اندیشه یونانی وقت و بخصوص رواقیون داشت. در بستر جامعهی یونانیمآبی که مسیحیت در آن نمو یافت، ریاضت و تحقیر جسم در مقابل تعالی روح ارزش محسوب میگشت. نمیتوان و نباید تبادل دوسویه فرهنگ و مذهب را نادیده گرفت و صرفا مذهب را مقصر شرایط قلمداد کرد
چهارم - نقد منصفانه
به نظر من در نقد جایگاه زنان در مسیحیت و موضع کلیسای مسیحی نسبت به مسائل زنان باید با دید انصاف نگریست. به عنوان مثال، زنستیز نامیدن افرادی نظیر پولس و آکویناس درست نیست. پولس در رساله به قرنتیان در مورد پوشش زنان نظر میدهد و بر محرومیت آنان از وعظ تاکید میکند. این را براحتی میتوان نقض حقوق زنان تفسیر کرد. اما اگر این موضوع منصفانه نگریسته شود، اولا باید به وضعیت فرهنگی شهر قرنتس در آن زمان اشاره کرد که مثلا رابطه جنسی در معبد، جزئی از آیین عبادی مردم بود و دوما میتوان به نیمه پر لیوان هم نگریست: پولس میگوید زنان هنگام نبوت باید سر خود را بپوشند و این یعنی به رسمیت شناختن نبوت زنان. ارجح دانستن تجرد بر ازدواج را هم میتوان در سایه تفکر اشاتالوژیک رسولان مسیح توجیه کرد، زیرا آنان خود را در آخرالزمان و پایان تاریخ تصور میکردند. در مورد آکویناس هم هرچند او زن را ذاتا ناقصتر از مرد میدانست اما در کنار ذکر این موضوع، بد نیست اشاره کرد که او در این عقیده، کاملا از نظر ارسطو در باب زنان تاثیر گرفته بود
نتیجهگیری
شوهر حق زن را ادا نمايد و همچنين زن، حق شوهر را. زن بر بدن خود مختار نيست بلكه شوهرش، و همچنين مرد نيز اختيار بدن خود ندارد بلكه زنش. از يكديگر جدايي مگزينيد مگر مدتي به رضای طرفين تا برای روزه و عبادت فارغ باشيد و باز با هم پيونديد مبادا شيطان شما را به سبب ناپرهيزی در تجربه اندازد. اول قرنتیان 7: 3 - 5
نمیتوان منکر تبعیض علیه زنان در کلیسا، بخصوص در ادوار خاصی از تاریخ مسیحیت شد. به عنوان مثال در طول دوران جادوگرسوزی، دست کم یکصد هزار زن بیگناه به اتهام واهی جادوگری سوزانده شدند. اما تاریخ مسیحیت نقاط روشنی را نیز در زمینه حقوق زنان در کارنامه خود دارد: نگاه غیرجنسی به زن (در بهشت مسیحی لذت جنسی وجود ندارد)، عدم هویتدهی به زن به سبب زایش، عدم تاکید بر پسرزایی و ارجح دانستن پسران بر دختران، تاکید بر حقوق جنسی زن در مقابل شوهر، عدم وجود خشونت فیزیکی علیه زنان در عهد جدید، عدم به رسمیت شناختن پلیگامی (چند همسری برای مردان). در نهایت آنکه اولا مسیح در عصر خود نسبت به فرهنگ یهودی، در بسیاری موارد از جمله برخورد با زنان پیشرو بود و دوم آنکه عهد جدید بدلیل انعطافپذیری، همواره پذیرای تفاسیر مدرن نواندیشان دینیست. با این تفاسیر، به باور من، نمیتوان بدون هیچ توضیحی، صرفا در یک کلمه مسیحیت را زنستیز نامید، بخصوص در قیاس با دیگر باورهای دینی
February 14, 2023
کدام مسیحیت؟
نویسنده در این کتاب پنج عصر را معرفی میکند که مسیحیت تغییراتی بنیادین را از سر گذراند: عصر مسیحیت یهودی، عصر مسیحیت یونانی، قرون وسطی، نهضت اصلاح دینی، عصر مدرن. باورهای مسیحی در هر دوره به طور اساسی مورد بازبینی قرار گرفت و در نهایت چنان تغییر کرد که مسیحیت دورههای پیشین به سختی برای دورههای بعد قابل قبول بود. برای مثال بعضی مسیحیان اولیه همچون استیفان، اولین شهید مسیحی، معتقد بودند موسی تورات را از خدا دریافت نکرده بود، باوری که در دورانهای بعد به وضوح کفرآمیز تلقی میشد.
زنان حواری
یکی از این تفاوتهای مهم در مورد جایگاه زن است. جایگاه زن در مسیحیت اولیه و مسیحیت قرون وسطی به شدت متفاوت بود. بین پیروان عیسی مسیح زنان و مردان به یک اندازه حضور داشتند. بنا به انجیل لوقا و بر خلاف تصور ما، فقط دوازده حواری نبودند که در شهر و روستا عیسی را همراهی میکردند، بلکه علاوه بر آن دوازده نفر گروهی از زنان هم همراه سفرهای تبلیغی عیسی بودند: مریم مجدلیه، یوآنا، سوسن «و بسیاری زنان دیگر». این زنان همچنین عیسی و حواریون را از لحاظ مالی تأمین میکردند (لوقا ۸: ۱-۳)، در پای صلیب حضور داشتند (متی ۲۷: ۵۵) و نخستین شاهدان رستاخیز عیسی بودند (متی ۲۸: ۱). با وجود دیدگاه تنگنظرانۀ یهودیت به زن، به نظر میآید مسیح به دنبال تأسیس جماعتی برابریخواه بود، جماعتی که زن و مرد در آن تفاوتی از نظر جایگاه نداشته باشند، چون به زودی با رسیدن قیامت مردی و زنی از بین خواهد رفت:
این اساس تعلیم مسیح بود: از الان شبیه دوران قیامت زندگی کنید.
این به خصوص در آموزۀ تجرّد و اجتناب از زندگی خانوادگی نمود پیدا میکند. هم مسیح و هم پولس پیروان خود را به تجرّد تشویق میکردند، هرچند الزامی در کار نبود. در کتب غیررسمی همچون «اعمال پولس و ثِکلا» زنان مسیحی تصویر شدهاند که به پیروی از پولس تجرد اختیار میکنند و از زندگی خانوادگی تن میزنند.
زنان کشیش
جنبۀ مهم برابریخواهی مسیحیت اولیه، برابری در مناصب کلیسایی است که در رسالههای پولس به خصوص زیاد به چشم میخورد. پولس در ابتدا و انتهای نامههایش از مخاطبان نامه اسم میبرد و به ایشان سلام میرساند، و همیشه اسم و عنوان چند زن اینجا دیده میشود که منصبهای مهمی در کلیسای ابتدایی داشتند. زنان رسول (مبلّغ مسیحیت از طرف کلیسا)، رهبر و خادم کلیسا بودند:
زنان پیامبر
منصب دیگر زنان نبوت بود. تورات وعده داده بود که در آخرالزمان، روحالقدس بر دختران و پسران نازل خواهد شد و همگی نبوت خواهند کرد (یوئیل ۲: ۲۸-۲۹) و مسیحیان معتقد بودند که آن آخرالزمان موعود اینک فرارسیده و زین پس زنان و مردان نبوت خواهند کرد (اعمال ۲: ۱۸). پولس تنها شرط میگذارد که زنان به هنگام نبوت کردن گیسوان خود را بپوشانند (۱قرنتیان ۱۱: ۵).
نبوت زنانه در بعضی شاخههای غیر راستکیش مسیحی باقی ماند، به خصوص نهضت مونتانی که سه پیامبر رهبرش بودن: یک مرد و دو زن، پریسکا و ماکسیمیلا.
کلیسای مردانه
اما همزمان با این نگاه برابریخواه، نگاه دیگری نیز در مسیحیت اولیه وجود داشت که خواهان محدودیت مناصب زنانه بود. این به خصوص در متون غیرپولسی پیداست:
به مرور با سازمانیافته شدن کلیسا، این نگاه دوم هر چه بیشتر به نگاه مسیحیت راستکیش تبدیل شد و تا قرون وسطی دیگر به طور کامل تثبیت شده بود. هرچند صومعههای زنانه وجود داشتند که رهبران آنها گاه جایگاه مهمی در جهان مسیحیت کسب میکردند، اما این استثنا بود نه قاعده. در سازمان کلیسا زنان به کلی حذف شدند.
آگوستین و گناه نخستین
در این مسیر به خصوص نظریات آگوستین به عنوان بنیانگذار مسیحیت کاتولیک اهمیت اساسی داشت. آگوستین در جوانی از مسیحیت رویگردان شده بود و با معشوقههایش گذران میکرد. هنگامی که خواست دوباره به مسیحیت برگردد، روابط عاشقانهاش مانعی بر سر راهش بودند و به گفتۀ خودش تنها با فیض الهی توانست از زن محبوبش دل بکند و مسیحی شود. پس از مسیحی شدن، همچون دیگر توّابها، از طرف دیگر به افراط افتاد و تقبیح میل جنسی را در سرتاسر عمر ادامه داد. او حتی این نظریه را پروراند که میل جنسی همان گناه نخستین است که آدم و حوا به سبب آن از بهشت اخراج شدند و نسل به نسل به تمام آدمیان رسید. گناهی که اصلاً مسیح به خاطر پاک کردن آن خودش را فدا کرد. و همان طور که در باغ عدن، حوا بود که آدم را به گناه انداخت، حالا هم زن و بدن زن عامل اصلی گناه هستند.
ساحره و قدّیسه
در طول چند قرن بعد این آموزه در تار و پود کلیسای کاتولیک رسوخ کرد و منجر شد به شکلگیری ذهنیت قرون وسطایی که زن و بدن زن را ابزار شیطان میدانست و دور نیست که سوزاندن زنان ساحره را نیز در نتیجه همین ذهنیت بدانیم: کشیشهای مجرّد دادگاه تفتیش عقاید، چنان تصورات جنسی اغراقآمیزی از زن داشتند که آماده بودند هر گونه مناسک جنسی-شیطانپرستانه را به زنان نسبت دهند. زن از پیش در نظرشان هممعنی انواع گناهان ناشناخته بود.
درست در همین زمان مسیحیان شروع کردند به بالا بردن جایگاه مریم به عنوان زنی آسمانی و غیر بدنمند. اینک میتوان فهمید که این قدیسهسازی از مریم نیز دنبالۀ خوارداشت جایگاه زن بود و نه جبران آن: زن برای ارزشمند شمرده شدن باید به کلی از زنانگی و بدن زنانه تهی شود. همچنان که مریم بدون گناه نخستین (که هر چه بیشتر با میل جنسی تناظر پیدا میکرد) زاده شد، بدون آمیزش صاحب فرزند شد و سپس با بدنی روحانی به آسمان صعود کرد.
نویسنده در این کتاب پنج عصر را معرفی میکند که مسیحیت تغییراتی بنیادین را از سر گذراند: عصر مسیحیت یهودی، عصر مسیحیت یونانی، قرون وسطی، نهضت اصلاح دینی، عصر مدرن. باورهای مسیحی در هر دوره به طور اساسی مورد بازبینی قرار گرفت و در نهایت چنان تغییر کرد که مسیحیت دورههای پیشین به سختی برای دورههای بعد قابل قبول بود. برای مثال بعضی مسیحیان اولیه همچون استیفان، اولین شهید مسیحی، معتقد بودند موسی تورات را از خدا دریافت نکرده بود، باوری که در دورانهای بعد به وضوح کفرآمیز تلقی میشد.
زنان حواری
یکی از این تفاوتهای مهم در مورد جایگاه زن است. جایگاه زن در مسیحیت اولیه و مسیحیت قرون وسطی به شدت متفاوت بود. بین پیروان عیسی مسیح زنان و مردان به یک اندازه حضور داشتند. بنا به انجیل لوقا و بر خلاف تصور ما، فقط دوازده حواری نبودند که در شهر و روستا عیسی را همراهی میکردند، بلکه علاوه بر آن دوازده نفر گروهی از زنان هم همراه سفرهای تبلیغی عیسی بودند: مریم مجدلیه، یوآنا، سوسن «و بسیاری زنان دیگر». این زنان همچنین عیسی و حواریون را از لحاظ مالی تأمین میکردند (لوقا ۸: ۱-۳)، در پای صلیب حضور داشتند (متی ۲۷: ۵۵) و نخستین شاهدان رستاخیز عیسی بودند (متی ۲۸: ۱). با وجود دیدگاه تنگنظرانۀ یهودیت به زن، به نظر میآید مسیح به دنبال تأسیس جماعتی برابریخواه بود، جماعتی که زن و مرد در آن تفاوتی از نظر جایگاه نداشته باشند، چون به زودی با رسیدن قیامت مردی و زنی از بین خواهد رفت:
در قیامت کسی ازدواج نمیکند، بلکه همه چون فرشتگان خواهند بود.
متّی ۲۲: ۳۰
مرد و زنی وجود ندارد، در مسیح شما همه یکی هستید.
غلاتیان ۳: ۲۸
این اساس تعلیم مسیح بود: از الان شبیه دوران قیامت زندگی کنید.
این به خصوص در آموزۀ تجرّد و اجتناب از زندگی خانوادگی نمود پیدا میکند. هم مسیح و هم پولس پیروان خود را به تجرّد تشویق میکردند، هرچند الزامی در کار نبود. در کتب غیررسمی همچون «اعمال پولس و ثِکلا» زنان مسیحی تصویر شدهاند که به پیروی از پولس تجرد اختیار میکنند و از زندگی خانوادگی تن میزنند.
زنان کشیش
جنبۀ مهم برابریخواهی مسیحیت اولیه، برابری در مناصب کلیسایی است که در رسالههای پولس به خصوص زیاد به چشم میخورد. پولس در ابتدا و انتهای نامههایش از مخاطبان نامه اسم میبرد و به ایشان سلام میرساند، و همیشه اسم و عنوان چند زن اینجا دیده میشود که منصبهای مهمی در کلیسای ابتدایی داشتند. زنان رسول (مبلّغ مسیحیت از طرف کلیسا)، رهبر و خادم کلیسا بودند:
خواهرمان فیبی از خادمان کلیسای شهر کِنخْریه است. او را در خداوند، آنگونه که شایستۀ مقدسین است، بپذیرید و از هیچ کمکی که از شما بخواهد دریغ مورزید، زیرا او به بسیاری، از جمله خود من، کمک فراوان کرده است... یونیا که با من در زندان بود، در میان رسولان از چهرههای برجسته است که پیش از من در مسیح بوده است.
رومیان ۱۶
زنان پیامبر
منصب دیگر زنان نبوت بود. تورات وعده داده بود که در آخرالزمان، روحالقدس بر دختران و پسران نازل خواهد شد و همگی نبوت خواهند کرد (یوئیل ۲: ۲۸-۲۹) و مسیحیان معتقد بودند که آن آخرالزمان موعود اینک فرارسیده و زین پس زنان و مردان نبوت خواهند کرد (اعمال ۲: ۱۸). پولس تنها شرط میگذارد که زنان به هنگام نبوت کردن گیسوان خود را بپوشانند (۱قرنتیان ۱۱: ۵).
نبوت زنانه در بعضی شاخههای غیر راستکیش مسیحی باقی ماند، به خصوص نهضت مونتانی که سه پیامبر رهبرش بودن: یک مرد و دو زن، پریسکا و ماکسیمیلا.
کلیسای مردانه
اما همزمان با این نگاه برابریخواه، نگاه دیگری نیز در مسیحیت اولیه وجود داشت که خواهان محدودیت مناصب زنانه بود. این به خصوص در متون غیرپولسی پیداست:
زن را اجازه نمیدهم که تعلیم دهد یا بر مرد مسلّط شود، بلکه باید [در کلیسا] سکوت کند.
۱تیموتائوس ۲: ۱۲
امّا این ایراد را بر تو دارم که بر آن زن ایزابل نام که خود را پیامبر میخواند، آسان میگیری، هماو که با تعلیم خود بندگان مرا میفریبد.
مکاشفه ۲: ۲۰
به مرور با سازمانیافته شدن کلیسا، این نگاه دوم هر چه بیشتر به نگاه مسیحیت راستکیش تبدیل شد و تا قرون وسطی دیگر به طور کامل تثبیت شده بود. هرچند صومعههای زنانه وجود داشتند که رهبران آنها گاه جایگاه مهمی در جهان مسیحیت کسب میکردند، اما این استثنا بود نه قاعده. در سازمان کلیسا زنان به کلی حذف شدند.
آگوستین و گناه نخستین
در این مسیر به خصوص نظریات آگوستین به عنوان بنیانگذار مسیحیت کاتولیک اهمیت اساسی داشت. آگوستین در جوانی از مسیحیت رویگردان شده بود و با معشوقههایش گذران میکرد. هنگامی که خواست دوباره به مسیحیت برگردد، روابط عاشقانهاش مانعی بر سر راهش بودند و به گفتۀ خودش تنها با فیض الهی توانست از زن محبوبش دل بکند و مسیحی شود. پس از مسیحی شدن، همچون دیگر توّابها، از طرف دیگر به افراط افتاد و تقبیح میل جنسی را در سرتاسر عمر ادامه داد. او حتی این نظریه را پروراند که میل جنسی همان گناه نخستین است که آدم و حوا به سبب آن از بهشت اخراج شدند و نسل به نسل به تمام آدمیان رسید. گناهی که اصلاً مسیح به خاطر پاک کردن آن خودش را فدا کرد. و همان طور که در باغ عدن، حوا بود که آدم را به گناه انداخت، حالا هم زن و بدن زن عامل اصلی گناه هستند.
ساحره و قدّیسه
در طول چند قرن بعد این آموزه در تار و پود کلیسای کاتولیک رسوخ کرد و منجر شد به شکلگیری ذهنیت قرون وسطایی که زن و بدن زن را ابزار شیطان میدانست و دور نیست که سوزاندن زنان ساحره را نیز در نتیجه همین ذهنیت بدانیم: کشیشهای مجرّد دادگاه تفتیش عقاید، چنان تصورات جنسی اغراقآمیزی از زن داشتند که آماده بودند هر گونه مناسک جنسی-شیطانپرستانه را به زنان نسبت دهند. زن از پیش در نظرشان هممعنی انواع گناهان ناشناخته بود.
درست در همین زمان مسیحیان شروع کردند به بالا بردن جایگاه مریم به عنوان زنی آسمانی و غیر بدنمند. اینک میتوان فهمید که این قدیسهسازی از مریم نیز دنبالۀ خوارداشت جایگاه زن بود و نه جبران آن: زن برای ارزشمند شمرده شدن باید به کلی از زنانگی و بدن زنانه تهی شود. همچنان که مریم بدون گناه نخستین (که هر چه بیشتر با میل جنسی تناظر پیدا میکرد) زاده شد، بدون آمیزش صاحب فرزند شد و سپس با بدنی روحانی به آسمان صعود کرد.
September 29, 2021
Velmi stručný ale zároveň nesmírně odborný úvod do problematiky postavení žen v dějinách křesťanství. Hans Küng prochází chronologicky vývoj křesťanského myšlení o ženách a přehledně jej člení do jednotlivých paradigmat. Závěr knihy přechází k normativním doporučením určeným (nejen) katolické církvi. Küng ukazuje, jak a proč by církev měla transformovat své aktuální postoje týkající se role ženy v církevním životě i ve světě obecně.
January 1, 2020
Tenké, koupené v Levných knihách za 99.
Autor hovoří o církvi, která upíra ženám přirozené právo na církevním chodu. Odvolávat se na “tradici” u Římskokatolické a Pravoslavné církve je neadekvátní.
Možné i pro teologicky neznalé.
Autor uvádí, ze Ježíš rozhodne ženy ze svého kolektivu nevylucoval, vyloučila je až další “doba”, “patriarchální zřízení”.
Zajímavý fakt: církev během čarodějnických procesů udělala druhý největší pogrom v Evropě dle počtu obětí.
Autor hovoří o církvi, která upíra ženám přirozené právo na církevním chodu. Odvolávat se na “tradici” u Římskokatolické a Pravoslavné církve je neadekvátní.
Možné i pro teologicky neznalé.
Autor uvádí, ze Ježíš rozhodne ženy ze svého kolektivu nevylucoval, vyloučila je až další “doba”, “patriarchální zřízení”.
Zajímavý fakt: církev během čarodějnických procesů udělala druhý největší pogrom v Evropě dle počtu obětí.
March 5, 2018
Historicko-teologické dielo o postavení žien v kresťanstve naprieč dejinami. Švajčiarsky liberálny teológ rozoberá postavenie žien (primárne) v katolíckej cirkvi od jej počiatkov až do 21. storočia a volá po rovnoprávnosti žien a po ich začlenení do všetkých štruktúr v RKC a pravoslávnej cirkvi. Svoje tvrdenia podkladá veršami z Biblie, prácami rôznych mysliteľov i novšími štúdiami.
April 16, 2021
A fairly nice introduction into the history of women in Christianity.
April 22, 2018
Super interessant boek, over hoe de rol van de vrouwen in het christendom vanaf het begin is geweest en hoe dit verloop de kijk van veel kerken en kerkleden (onbewust) heeft beïnvloed. Het is niet simpelweg gebaseerd op een paar Bijbelteksten, maar staat op de gedachtegangen van veel mensen en het is het waard om daar kritisch over na te denken en zo nodig te herzien. Aanrader voor alle christenen!
April 24, 2022
Interesantisimo analisis de la situacion de la mujer frente a las diferentes epocas de la historia y su psrticipacion en las iglesias cristianas. Muy recomendado para todos fem8nistas y quienes busquen la igualdad d3 sexos.
January 6, 2015
Aj katolícka cirkev sa v postmodernom svete, v zápasoch ideologických paradigiem často odvoláva na tradície, pričom v konfrontácii s modernosťou, často vyťahuje minulosť, argumentujúc dvojtisícročnou tradíciou a kontinuitou. Popis tohto konfliktu som objavil v knihe švajčiarskeho teológa Hansa Künga – Žena v kresťanstve, v ktorej autor poukazuje na fakty, ako je rímsko-katolícka cirkev aj v otázkach napr. ženského kňazstva, manželstva či cirkevnej politiky v oblasti sexuality, dlhodobo uväznená vo svojej minulosti, pričom v niektorých témach sa dostala dokonca do vlastnej historizujúcej pasce.
http://jozefkuric.blog.sme.sk/c/37202...
http://jozefkuric.blog.sme.sk/c/37202...
Displaying 1 - 9 of 9 reviews








