به عنوان داستانی که در افغانستان می گذرد، خیلی خوب بود اگر روی فضاسازی بیشتر تمرکز می کرد و سعی می کرد هم جزئیات فیزیکی مکان ها، و هم حس و حال آن ها را بیشتر نمایش دهد، مخصوصاً برای یک خوانندهٔ غیر افغانستانی.
دیگر این که سرعت تغییر شخصیت اصلی (از یک خانزاده به یک دانشجوی ادبیات به یک کمونیست به یک اسلامگرا و خیانت به تمام این نقش ها) بیشتر از سرعت تغییر ذهنیت من خواننده بود. بیشتر تحول ها در یک صفحه با یک تکگویی درونی نه چندان قانع کننده اتفاق می افتاد و اجازهٔ همدلی به خواننده داده نمیشد.