«تاریخ ادبیات قرن بیستم روسیه» ترجمه یک کتاب درسی است که برای تدریس در مقطع کلاس یازدهم مدارس روسی زبان اوکراین تدوین شده است. سطح مطالب این کتاب در حدی هستند که در دانشگاه های این کشور نیز تدریس می شود. این اثر به قلم جمعی از اساتید دانشگاه های اوکراین نوشته شده است که هر یک در مورد جریان های یا شخصیت های ادبی معین، صاحب نظر هستند
کتاب پیش رو، پس از فروپاشی اتحاد شوروی نوشته است. به همین دلیل بسیاری از نام های ممنوع و موضوعاتی که تا پیش از دوره پروسترویکا در شوروی امکان مطرح شدن شان وجود نداشت، در آن گنجانده شده است. موضع گیری سیاسی نویسندگان در قبال بسیاری از رخدادهای تاریخی دوره اتحاد شوروی نیز در اغلب موارد، منفی و انتقادآمیز است. ادبیات روسیه در سده بیستم شاید بیش از هر دوره دیگر با سیاست گره خورده باشد. از این رو نوشتن تاریخ ادبیات این دوره بدون موضع گیری صریح سیاسی غیرممکن یا دست کم بسیار دشوار به نظر می رسد.
عناوین این کتاب به ترتیب عبارت اند از: ادبیات اواخر سده نوزدهم _ اوایل سده بیستم میلادی، سرنوشت رئالیسم در ادبیات اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم میلادی، ایوان بونین، آلکساندر کوپرین، ماکسیم گورکی، سمبولیسم، آلکساندر بلوک، آکمئیسم، نیکالای گومیلیوف، آنا آخماتوا، فوتوریسم، ولادیمیر مایاکوفسکی، ادبیات دهه ۱۹۲۰، یوگنی زامیاتین، میخاییل زوشنکو، سرگی یسنین، مارینا تسوتایوا، آسیپ ماندلشتام، میخاییل بولگاکوف، آندری پلاتونوف، ادبیات دهه ۱۹۳۰، میخاییل شولوخوف، باریس پاسترناک، نیکالای زابالوتسکی، ادبیات دهه ۱۹۴۰ _ اواسط دهه ۱۹۵۰، آلکساندر تواردوفسکی، ادبیات اواسط دهه ۱۹۵۰ _ دهه ۱۹۶۰، آلکساندر سالژنیتسین، ادبیات دهه های ۱۹۸۰ _ ۱۹۷۰، واسیلی شوکشین، ایوسیف برودسکی، ویکتور آستافیف، والنتین راسپوتین، ادبیات روسی خارج از مرز، برخی از ویژگی های جریان ادبی معاصر
این کتاب نمونه ی خارجی ندارد و همانطور که مترجم در مقدمه گفته است، گزینش و تنظیم و ترجمه ی کتاب توسط خودش صورت گرفته است. پر بیراه نیست اگر درباره ی این کتاب بگویم که آبتین گلکار خواسته است تسلط خودش در ترجمه از زبان روسی و توانایی اش در واژه سازی به زبان فارسی(که امری فراتر و دشوارتر از ترجمه می باشد) را به نمایش بگذارد. به راستی که می توان ترجمه از ادبیات روسیه را با خاطری آسوده و چشم های بسته به او سپرد. جدا از ادیبان و شاعران قرن بیستم روسیه، در این کتاب فصل هایی به مکتب های ادبی روسیه در قرن بیستم پرداخته می شود. به صورتی دقیق و منظم. به طوری که می شود این کتاب را کتابی درسی به شمار آورد. اما دلیل اینکه من به طرف این کتاب کشیده شده بودم شوق آشنایی با ادبیات مبارزه و علاوه بر آن، آشنایی با ادبیات بعد از «کلاسیک» روسیه بود. گفتارها از پرداختن به ادبای ابتدای قرن بیستم شروع می شوند، سپس به ادبیات انقلاب و پس از آن به ادبیات دوره ی وحشت می پردازند. به ادیبانی که ناچار شدند روسیه را ترک کنند و به تبعیدی خود خواسته بروند، تا ادیبانی که مانده بودند و یا سکوت کرده بودند، یا شجاعانه استالین را نقد کرده بودند و راهی اردوگاه های مرگ تدریجی شده بودند. و یا کسانی که چندین سال در فقر زیسته بودند و فقط برای کشوهای میزشان نوشته بودند. بعد از آنها هم به ادیبانی می پردازد که در دوره ی ذوب شدن یخ ها زیسته بودند. که فصول آخر به گیرایی فصول اول نبودند. در کل، خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات(به طور اعم) و به دوستداران ادبیات مبارزه یا ادبیات روسیه(به طور اخص) پیشنهاد می کنم.