Jump to ratings and reviews
Rate this book

یحیی

Rate this book
کتاب حاضر مجموعه ای از اشعار سید حمیدرضا برقعی می باشد

112 pages, Paperback

First published January 1, 2019

21 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
25 (58%)
4 stars
15 (34%)
3 stars
3 (6%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
Profile Image for Mohammad Hosein.
134 reviews20 followers
June 14, 2019
زنی از خاک، ‌از خورشید، از دریا،‌ قدیمی‌تر
زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمی‌تر
زنی از خویشتن حتی، از أعطینا، قدیمی‌تر
زنی از نیّت پیدایِش دنیا، قدیمی‌تر

که قبل از قصۀ ‌قالوا بلی این زن بلی گفته‌ست
نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفته‌ست

ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه
به سوی جانمازش می‌رود سلانه سلانه
شبی در عرش از تسبیح او افتاد یک دانه
از آن دانه بهشت آغاز شد، ریحانه ریحانه

نشاند آن دانه را در آسمان با گریه آبش داد
زمین خاکستری بود، اشک او رنگ و لعابش داد

چه بنویسم از آن بی‌ابتدا، بی‌انتها، زهرا
ازل زهرا، ابد زهرا، قدر زهرا، قضا زهرا
شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا
چه می‌فهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا!

مرا در سایۀ خود بُرد و جوهر ریخت در شعرم
رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم

مدام او وصله می‌زد، وصلۀ دیگر بر آن چادر
که جبرائیل می‌بندد دخیل پر بر آن چادر
ستون آسمان‌ها می‌گذارد سر بر آن چادر
تیمّم می‌کند هر روز پیغمبر بر آن چادر

همان چادر که مأوای علی در کوچه‌ها بوده‌ست
کمی از گرد و خاکش رستخیز کربلا بوده‌ست

غمی در جان زهرا می‌شود تکرار در تکرار
صدای گریه می‌آید به گوشش از در و دیوار
تمام آسمان‌ها می‌شود روی سرش آوار
که دارد در وجودش روضه می‌خواند کسی انگار

برایش روضه می‌خواند صدایی در دل باران
که یا أماه! أنا المظلوم، أنا المقتول، أنا العطشان

خدا را ناگهان در جلوه‌ای دیگر نشان دادند
که خوبِ آفرینش را به زهرا ارمغان دادند
صدای کودکش آمد، تمام عرش جان دادند
ملائک یک به یک گهوارۀ او را تکان دادند

صدای گریه آمد، مادرم می‌سوخت در باران
برای کودک خود پیرُهن می‌دوخت در باران

وصیت کرد مادر، آسمان بی‌وقفه می‌بارید
حسینم هر کجا خُفته، قدم آرام بردارید!
تن او را به دست ابری از آغوش بسپارید
جهان تشنه‌ست، بالای سر او آب بگذارید

زمان رفتنش فرمود: می‌بخشید مادر را
کفن‌هایم یکی کم بود، می‌بخشید مادر را

بمیرم بسته می‌شد آن نگاه آهسته آهسته
به چشم ما جهان می‌شد سیاه آهسته آهسته
صدای روضه می‌افتد به راه آهسته آهسته
زنی آمد به سوی قتلگاه آهسته آهسته

بُنَّیَ تشنه‌ای مادر برایت آب آورده...
Profile Image for Mohammad reza khorasanizadeh.
781 reviews65 followers
September 16, 2019
مجموعه اشعار جدید سید حمیدرضا برقعی. عالی، پر حس و اهل بیتی
خدا خیرش دهاد
Profile Image for Niloufar Lily Hassanzadeh.
115 reviews72 followers
January 4, 2022
چهار ستاره برای اشعار آیینی آقای برقعی. باقی اشعار کتاب جذبم نکرد و حرف خاصی نداشتند. اما اشعار آیینی و مذهبی مثل همیشه فوق العاده و یک سر و گردن بالاتر از باقی اشعار آیینی شاعران دیگر بودند.
Profile Image for Mohammad Sadegh Rasooli.
558 reviews41 followers
November 1, 2022
https://delsharm.blog.ir/1401/08/10/yhy

مشت نمونهٔ خروار:



"ابتدای باران"

من ِ شکسته، منِ بی قرار در اتوبوس
گریستم همهء جاده را، اتوبان را

نگاه خستهٔ من تا به آسمان برسد

کشانده است به دنبال خویش باران را

ولی نخواسته در بین راه سوزاندم
دل اهالی محروم چند استان را

بر آن سرم که کنار ضریح یاد کنم
ولو به قدر نگاهی، تمام آنان را

نگاه‌های پر از حسرت کشاورزان
میان دشت، تکان‌های دست چوپان را

و آن غریبه که در قهوه خانۀ سر راه
همان که خم شد و بوسید تکۀ نان را

همان که نام تو را برد زیر لب وقتی
که روی میز غذا می‌گذاشت، لیوان را

همان که گفت ببینم تو زائری؟ گفتم:
خدا بخواهد... آهی کشید قلیان را

همان که گفت به آقا بگو غلط کردم
بگو ببخشد، رانندۀ بیابان را

بگو از آنچه که می‌داند او، پشیمانم
خودش نشان دهد ای کاش راه جبران را

چقدر بغض، چقدر آه با خود آوردم
و التماس دعاهای مرزداران را

خلاصه این که به قول رفیق شاعرمان
"چقدر سخت گذشتیم مرز مهران را"


"همچنان باران"

نجف شروع زمین بود و ابتدای سفر
نجف به روی سر من گرفت قرآن را

مرا گرفت در آغوش، موکب اول
منِ دچار تحیر، منِ پریشان را

در این طریق فقط میزبان به سجده شده ست
که توتیا بکند خاک پای مهمان را

فقط حسین به آغوش هم رسانده چنین
برادران تنی را، عراق و ایران را

چه با غرور نشاندند روی سینه خود
عمودها همه تصویری از شهیدان را

قدم قدم غم تو زنده می کند دل را
خدا زیاد کند این غم فراوان را

یکی گرفته پدر را به روی دوش خودش
یکی کشانده به سویت عصازنان جان را

چه جذبه ای ست در آغوش تو که اینگونه
کشانده ای به تماشا جهان حیران را

زمین به سوی تو برخاسته است، می خواهد
به ما نشان بدهد رستخیز انسان را

در ازدحام تو گم کرده ام خودم را هم
در ازدحام ندیدم عمود پایان را

تو را گرفته در آغوش خویش شش گوشه
چنان که جلد طلاکوب، متن قرآن را

از این حرم به حرم های دیگری راه است
اگر که باز کنی چشمِ غرق باران را

دوباره داغ دلم تازه شد کنار ضریح
خدا کند که بسازیم قبر پنهان را

برای حضرت زهرا ضریح می سازیم
و دست فرشچیان طرح می زند آن را

من از امام رضا کربلا طلب کردم
و اینک از تو طلب می کنم خراسان را





Profile Image for Hannane Meghdadi.
38 reviews
August 6, 2022
این کتاب را، از کتابفروشی حرم رضوی خریدم. بعد هم نیمهٔ اولش را داخل حرم خواندم. نمی‌دانم چقدر تحت تاثیر حال و هوای حرم و دههٔ اول محرم بوده‌ام، اما بعضی شعرها، در عین اینکه با رعایت ادب عزاداری سروده‌شده‌بودند، مرا عمیقاً به گریه انداختند.

علی را استخوانی در گلو بود و تو را تیری
چه تضمینی، چه تلمیحی، چه ایجازی، چه ایهامی…
Profile Image for Farjaneh_.
258 reviews123 followers
May 24, 2024
(هو النور)
بعد از سال‌ها فاطمه رو دیدم. فاطمه‌ای که هنوز عاشق خنده‌هاشم، خاطره تعریف کردن‌هاش، شعر خوندن‌هاش... انگار نه انگار که از دبیرستان چند سال گذشته، انگار نه انگار که از اون موقع هم رو ندیدیم و اون قدرها هم پیگیر هم نبودیم.
با فاطمه توی اون سه روز عزیز گفتیم و خندیدیم و برای هم شعر خوندیم... از یادگارهای اون سه روز توی ذهنم شد تعریف و تمجیدهای فاطمه از دفتر شعرهای آقای برقعی که تا قبلش خودم فقط ۲تاشون رو خونده بودم، حالا از نمایشگاه ۲ جلد دیگه هم گرفتم و توی این چند روز به یاد فاطمه و دبیرستان و اعتکاف خوندم.

💫دوستش داشتم. بیشتر شعرها به دلم نشست اما کاش برای بعضی لغات سخت یا عربی اعراب گذاشته بودن.
Profile Image for Maryam Peyrovi.
196 reviews4 followers
July 9, 2025
مثل همیشه، مثل خنکای آب در دل تابستان، مثل بوی شکوفه‌ها در نسیم بهار، مثل صدای تق‌تق باران روی کولر در فصل پاییز و مثل هیاهوی بی‌صدای برف شبانگاهی، شعرهای برقعی همیشه حالم را خوب می‌کند. انگار که شعرهایش نرم و لطیف باشند و حتی اشکی که به چشمت می‌آورد، از همه‌ی اشک‌های زیباتر است.
قلم‌تان مانا، آقای برقعی!🌱
3 reviews
December 20, 2019
جدی‌ترین کتاب برقعی؛ شاعری که اندیشه و محتوا را با فرم درآمیخته.
Profile Image for Zeinab Ghadimi.
108 reviews13 followers
August 13, 2023
شعرهای آیینی پخته و لبریز از احساس نشان داده که تجربه‌ی شاعر زیاد شده اما تصنعی نشده. پر از فکرهای جدید و سرشار از آرایه‌های به‌جا که خسته‌کننده نیست.
منتظر کتاب‌های جدیدشان هستم!
Displaying 1 - 10 of 10 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.