مخنویس نگاهی است به انسان و جهانِ او از پشت عینک ژن و نورون؛ نگاهی به مغز، جامعه، انسان، فرهنگ، تکامل و ژن وقتی همه را در یک سینی چیده باشند. اینجا قرار نیست همهی دیدگاهها مطرح شوند، بلکه بهخاطر شغل و تخصص نویسنده، قرار است اخلاق و جنسیت و مرگ و زندگی و جاودانگی و آینده و … همگی از نگاه عصبها و ژنها دیده شوند. مخنویس به همهی دیدگاهها بهصورت عادلانه نمیپردازد. مخنویس بیطرف نیست و از اول هم قرار نبوده باشد. چشم مخنویس فقط به جمال زیستشناسی روشن است و در طرف سلول و تکامل ایستاده است؛ نه به این علت که طرفهای دیگر را بر حق نمیداند، بلکه چون فقط بلد است از طرف خودش حرف بزند. این ایراد کتاب نیست، شناسنامهی آن است. مخنویس میخواهد دنیا را از سوزن باریک خواندهها و زیستههای یک پزشک مغز و اعصاب نخ کند، آن هم برای خوانندهای که حوصلهی خواندن کتابهای قطور را ندارد و به کوتاه خواندن عادت کرده است. نویسنده دوست دارد خوانندهاش کتاب را از وسط باز و متناسب با احوالاتش در آن تفرج کند
در اواسط همان ۱۲ روز کذایی بود که در گروه کتابخوانی دانشکدهمان یکی از استادان عزیز این کتاب و جلد بعدیش (مخنویس پلاس) را معرفی کردند که در این روزهایی که شاید فرصت بیشتری داشتیم به مطالعهشان بپردازیم. یکی دو هفته بعد که به دیدار استادمان رفتم، این دو جلد کتاب را به من امانت دادند و بالاخره فرصتی فراهم شد که بخوانمشان. نکته جالب توجه کتاب برای من این بود که نویسنده کتاب خودشان متخصص مغز و اعصاب هستند و با وجود مشغله زیاد و ادارهکردن مطب و بیمارستان فرصت خواندن کتابهای فراوانی که به آنها ارجاع دادهاند را داشته است. حتما نام جالب کتاب هم توجه شما را جذب کرده است، نویسنده در کتاب محتویات «مخش» را بیان کرده است. البته عنوان کتاب نام چنل تلگرامی نویسنده نیز هست که در آن نظراتش راجع به کتابهایی که خوانده و خاطرات شخصی خودش را در طی سالیان منتشر کرده است. ایده نوشتن کتاب هم جمعآوری و دستهبندی آن نوشتهها و نشرشان در قالب یک کتاب بوده است. کتاب از فصول متعدد و جذابی تشکیل شده که پیوستگی موضوعی چندانی به یکدیگر ندارند. شما میتوانید هر فصلی را که عشقتان کشید به هر ترتیبی که میخواهید بخوانید و خللی در سیر مطالعهتان ایجاد نشود. لحن نویسنده روان و صمیمی است و موضوعات ثقیل را به سادهترین شکل ممکن بیان کرده که خواندن کتاب را برای خوانندهای که چندان با موضوعات علمی به صورت تخصصی آشنایی ندارد، آسان کرده است. تنوع موضوعاتی که در کتاب بیان شده و همچنین ربط دادن آنها به زندگی روزمره و تعادلی که بین پرداختن به موضوعات علمی و صحبت راجع به تجربیات شخصی نویسنده در کتاب وجود دارد، خواندن کتاب را جذاب و لذتبخش میکند. اما از طرفی همین تنوع مطالب باعث میشود که حین مطالعه آن پیوستگی لازم را نتوان حس کرد و یا چند فصل را به صورت متوالی خواند و نیاز به فاصله گرفتن از کتاب احساس میشود. همچنین اگر سابقا کتابهای رفرنس این کتاب را خوانده باشید و یا با ایده کلی آنها آشنا باشید، خواندن کتاب ممکن است برای شما خستهکننده شود و یا اگر نیاز داشته باشید که موضوعی بیشتر و علمیتر برایتان بررسی شود، احتمالا این کتاب به نیاز شما پاسخ نخواهد داد. در مجموع اگر دنبال کتابی هستید که شما را با ایدههای کلی و عصاره چندین کتاب مهم غیرداستانی در زمینههای نسبتا متنوعی آشنا کند، این کتاب میتواند گزینه خوبی باشد.
جستارنویسیهای این کتاب هم زیبا بودن. هرچند کتاب اگر پزشک نمیشدم به لحاظ خوانش سبکتر بود و روانتر، اما این کتاب، مسائل و خاطراتی که بهشون اشاره کرده بود رو دوست داشتم و از خوندنش لذت بردم.
برخلاف میل نویسنده من کتاب را از اول تا آخر خواندم. مطالعه این کتاب برایم مانند مکالمهای بیدغدغه با غریبهای هم فکر و همنظر در موضوعات مختلف، ولی مرتبط بود. خودم آن بخشهای درون کادر که نقل خاطرات و ایدههای نویسنده بود را بیشتر دوست داشتم اما یکی از خوبیهای چشمگیر کتاب، مرور خوانده های قبلیام از کتابهای ارجاع داده بود و البته وسوسه دست گرفتن معدود کتابهای معرفی شده که هنوز نخواندهام. در مجموع کتاب طوری است که آرزو میکنید دکتر ابوتراب از دوستانتان باشد و بتوانید هر از گاهی با هم گپی بزنید
4 star این اثر دو ویژگی عمده دارد اول اینکه خواننده با مفاهیم زیست شناسی تکاملی یا مفاهیمی که امروزه به نئوداروینیسم از آن یاد می شود، آشنا می شود دوم اینکه نویسنده برخی کتابهای مهم در زمینه روانشناسی شناختی و ... را مثل کتابهای آنتونیو داماسیو نورولوژیست پرتقالی که شاید کتابهابش به زبانی سخت نوشته و ترجمه شده باشد را با زبانی ساده بیان می کند
نویسنده مخاطبش را به دنیای جذاب و متحیرکننده ژن می برد آنجا که انسان صرفا حامل ژن هایش هست نه چیزی بیش از آن بنابراین مفاهیمی همچون خود" یا " من" دیگر معنایی پیدا نمی کند آنچه مهم است ژن است
در بخش های دیگر کتاب نویسنده به مفاهیم دیگری اشاره می کند که سازنده دنیای تمدنی ما انسانها بوده اند... اثر گذاری انسان به واسطه ژن صرفا از طریق تولید مثل صورت می گیرد اما فکر و اندیشه انسانها فراتر از ژن عمل می کند.. میراثی که انسانها از اندیشه و هنر خود به جا می گذارند بسیار ساده تر و عمیق تر از به جا گذاشتن یک انسان دیگر است از طریق تولید مثل است... بنابراین آنچه که ما به واسطه فکرمان و هنرمان به ذخیره تمدنی بشر اضافه میکنیم شایسته تر و سهل تر از آن است که بخواهیم فرزندی تربیت کنیم و از خود به جا بگذاریم تا شاید آن فرزند کار نکرده ما را به سرانجام برساند... لذا می بایست از خودمان شروع کنیم نه اینکه انتظار عمل از دیگری داشته باشیم
با توجه به ایرانی بودن نویسنده، تصورم این بود که کتاب کیفیت کافی رو نداشته باشه. اما واقعا روان و خوشخوان نوشته شده بود و حقیقتا غافلگیر شدم. روایت طنزآمیز کیسهایی که اتفاقا از مراجعان خود نویسنده بودند، کشش بیشتری به متن میداد. با اینکه کتاب، بازنویسی مطالعات علمی و شبهعلمی نویسنده بود، وجود اظهارنظرهای خود نویسنده در لابهلای متن، جالب توجه بود. با وجود تمام نکات مثبت این کتاب، از اونجایی که پایه تمامی مطالب، ریشه در تکامل و اجداد شامپانزه ما!!! داشت کاملا برخلاف روایت صحیح از انسان بود. به عنوان کتابی از جنس متون شبهعلمی مطالعهاش خالی از لطف نیست اما تکیه به مطالب اون رو بدون توجه به روایتهای مخالف با آنچه در این کتاب بیان شده به هیچوجه توصیه نمیکنم...
بیشتر مطالب کتاب اورجینال نیست و برگرفته از سایر کتاب های مطرح هست که خب خود نویسنده هم میگه کاری به دید باریکش ندارم و اتفاقا خیلی هم دوست داشتم نادیده گرفتن متافیزیکیش رو.ولی توی همون محدوده باریک خودش نویسنده خوب تامل نکرده و جنبه های مختلف رو بررسی نکرده که به نظرم برا کتابی که قراره بازگویی کتب پیشین باشه ی ضعف بزرگه.همین موضوع عامل پارادوکس هایی هم بین بعضی مسایل مشترک بین فصل ها میشه که خب بدون توضیح می مونن.خاطرات شخصی نویسنده از بیمارهاش شدیدا دوس داشتنی هس و شاید جذاب ترین قسمت های کتاب. در کل کتاب رو پیشنهاد میکنم ولی فقط در حد سرنخ گیری که اگه متمایل بودین به موضوعاتش برید سراغ کتاب های اصلی
خوشخوان.. دوست داشتم بیشتر از تجربیاتش در مقام متخصص مغز و اعصاب بخوانم، ولی این بخش کتاب خیلی کمتر از انتظارم بود.. فصل امروز دیروز فردا خیلی فوق العاده بود و یک جورایی کل کتاب، یک طرف این فصل یک طرف. در مجموع خواندنی و دلچسب