فریبا وفی
Genre
|
پرندهی من
by
—
published
2002
—
21 editions
|
|
|
ترلان
by
—
published
2003
—
4 editions
|
|
|
حتی وقتی میخندیم
by
—
published
1999
|
|
|
رازی در کوچهها
by
—
published
2008
—
3 editions
|
|
|
در راه ویلا
|
|
|
بعد از پایان
by
—
published
2013
|
|
|
ماه کامل میشود
by
—
published
2010
|
|
|
بیباد، بیپارو
by
—
published
2016
|
|
|
در عمق صحنه
by
—
published
1996
—
2 editions
|
|
|
همهی افق
—
published
2010
|
|
“راه رفتن خوب است. همیشه خوب بوده است. همیشه به درد می خورد. وقتی که فقیری و کرایه ی تاکسی گران تمام می شود، وقتی که ثروتمندی و چربی های بدنت با راه رفتن آب می شود. اگر بخواهی فکر کنی، می توانی راه بروی. اگر هم بخواهی از فکر خالی شوی باز هم باید راه بروی. برای احساس کردن زندگی در شلوغی ِ خیابان ها باید راه بروی و برای از یاد بردن آزار و بی مِهری مردم باز هم باید راه بروی. وقتی جوانی، وقتی پیری، وقتی هنوز بچه ای. هر توقف یعنی یک چیز خوشمزه. و برای توقف بعدی باید راه رفت.”
― پرندهی من
― پرندهی من
“جدی پرسید «میدونی چهقدر مادرا توی این سن به آغوش احتیاج دارند؟»
یک ساعت تمام حرف زد تا روشنم کرد.
«اگه آدمهای پیر نوازش بشن کمتر از مرگ میترسند.»”
― بیباد، بیپارو
یک ساعت تمام حرف زد تا روشنم کرد.
«اگه آدمهای پیر نوازش بشن کمتر از مرگ میترسند.»”
― بیباد، بیپارو
Topics Mentioning This Author
| topics | posts | views | last activity | |
|---|---|---|---|---|
| The Seasonal Read...: 30.3 - Dlmrose's task: Celebrate Short Fiction | 50 | 152 | Jan 26, 2016 09:46AM |
Is this you? Let us know. If not, help out and invite فریبا to Goodreads.



























