دوستان گرانقدر... چنانچه آزادی را در ازایِ میهن فروشی در اختیار داشته باشید.. آن آزادی جزء ننگ و ذلت چیزی در بر نخواهد داشت... <ارتشبد فردوست>، با این حرکت کثیفی که در قبال میهن و سرزمین ایران انجام داد و این دروغ های چندش آوری که به زبان آورد... ادامه زندگی را با وجدان درد و سایهٔ سنگین بی غیرتی، سپری کرد... درود بر میهن پرستانی چون خلبان زیبا روی و مرد بزگوار و میهن پرست «سپهبد نادر جهانبانی» که حاضر به فروش شرف و سرزمین خویش نشد.. یادش گرامی باد درست است که دورانِ حکومت محمدرضا شاه همچون دوران حکومت پدر بزرگوارش رضاخان پهلوی.. بزرگترین و میهن پرست ترین مرد تاریخ بشریت، پر فروغ و درخشان نبوده است و محمد رضا شاه بی خرد و خرافاتی بود.. ولی دلیل نمیشود حرف ها و مشکلات درون خانوادگی و مربوط به سرزمینمان را به دشمن و عرب پرستان بیگانه، بگوییم و باعث شادی آنها شویم.. به چه بهایی؟ به بهایِ زنده ماندن؟؟!؟ ننگ بر آن زندگی و زنده ماندن که از بارها و بارها زیر خاک رفتن و پوسیدن بدتر است... چه برسد به آنکه در مورد سرزمینت اخباری دروغ به دشمن بگویی و خوراکِ خبری برای آنها تدارک ببینی در هرحال عزیزانم، این کتاب سرشار از دروغ های کثیف بود و ارزش وقت هدر دادن ندارد --------------------------------------------- امیدوارم این ریویو برای شما خردگرایان، مفید بوده باشه <پیروز باشید و ایرانی>
هر وقت ياد فردوست مي افتم غصه ام ميشود كه چرا فرصت گفتگو با ديگر رجال عصر پهلوي را از خودمان گرفتيم. تجربه شهبازي در تدوين خاطرات فردوست پوتكي ست كه همين الان هم بايد بر سر نهادهايي مثل مركز اسناد انقلاب اسلامي زد كه همينطور در حال توليد روزافزون كتاب هستند اما دريغ از يك كار خوب و قابل اعتماد. بگذريم. ظهور و سقوط سلطنت پهلوي از اولين كتاب هايي ست كه در دوره ي نوجواني ام خواندم و هنوز هم حس خوبي از يادآوري اش به من دست مي دهد.
کتاب ظهور و سقوط سلسله پهلوی در حقیقت نه به ظهور میپردازد نه به سقوط در اصل همان عنوان خاطرات ارتشبد فردوست گویا تر است اطلاعات مفصلی در باب مسائل امنیتی در دوران پهلوی در کتاب قرار دارد که میتواند محل رجوع برای دریافت اطلاعات علاقمندان باشد نثر کتاب در فصول ابتدایی شیرینو عامه پسند است اما در فصول میانی کتاب خسته کننده میشود اما ریتم کتاب در انتهای خاطرات مجدد به حالت مطلوب تبدیل میشود کتاب برای شخصی که قصد دریافت اطلاعات صحیح از تاریخ پهلوی داشته باشد توصیه نمیشود بسیاری از رخدادها که بعد از انقلاب اسناد متعدد درباره شان منتشر شده در کتاب خلاف واقع روایت شده است فردوست برخلاف ادعای خودش ،. بزرگترین خیانتها را به رژیم شاهنشاهی کرد پیش قدم شدن برای تسلیم ارتش ضربه نهایی به ساختار رژیم شاهنشاهی بود که توسط فردوست رقم خورد بنظر میرسد در ابتدای کتاب فردوست قصد جلب اعتماد مصاحبه کنندگان را دارد به همین دلیل تقریبا تمام اشخاص را نوکر انگلیس خطاب میکند از نظر فردوست همه « نوکر انگلیسیا» هستند اما به تدریج با پیش رفتن خاطرات این لحن کمرنگ میشود در روایت برخی رخدادها نظیر ۱۵ خرداد سال ۴۲ روایت فردوست با واقعیت اختلاف ۱۸۰ درجه ای دارد پیشنهاد میشود کتاب به عنوان اغازی برای مطالعه تاریخ عصر پهلوی مطالعه نشود اما پس از شناخت حتی شطحی از این دوره مطالعه کتاب مفید است
از جمله کتاب های بدی بود که خوندم علاوه بر این که خیلی خیلی خاطرات و نکات ضد و نقیض داشت به شدت خاله زنکانه هم بود و ارزش مندی تاریخی نداشت(البته به نظر من) وقتی که خوندمش کاملا متعجب شدم از این که چرا خیلی دیگه از کتاب های تاریخ معاصرمون از این کتاب به عنوان مرجع نام میبردند(شاید چون اون کتاب ها هم دنبال همین خاله زنک بازی ها بودند.) به هر جهت وظایفی که از یک روایت تاریخی انتظار میرفت بر آورده نشده بود و بیشتر شبیه خاطرات روزانه بود
خیلی از منظر اطلاعاتی بحث کرده بود که البته به خاطر شغل فردوست بوده ولی خیلی جامع و کامل نسبت به دوره پهلوی دوم بهتون دید میده که برای حداقل اطلاع داشتن خوبه و وضعیت همه افراد دربار رو نسبت به سرویس های اطلاعاتی مهم دنبا هم مشخص میکنه که جالبه البته بعضی جاهای کتاب که اواسط دایتان سروبی های اطلاعاتی ایران میشه خیلی روند کتاب کند و پر از اسامی غیر لازم میشه که منو حداقل خسته کرد ولی در کل منو خیلی نسبت به اون دوره روشن کرد . البته نا گفته نماند که یه جاهایی که میگه انقلاب رو پیش بینی کرده بود و به بختیار پیشنهاد داده که خودشو تسلیم امام کنه خیلی مشکوک بود که صحت داشته باشه ولی در هر صورت حتما به خوندنش می ارزید . یه چیز دیگه که فهمیدم اینه که تاریخ تکرار میشه همیشه
خاطرات ارتشبد حسین فردوست، هم کلاس و همدم محمدرضا شاه در طول سالیان دراز، که در زندان جمهوری اسلامی نوشته شده و توسط اطلاعات جمهوری اسلامی در سال 1370 در دو جلد منتشر شده است و... عمومن به محتوای آثاری از این دست، اعتمادی نیست. اینجا هم بسیاری از آنچه از قول یا قلم فردوست روایت شده، باورکردنی نیست. روشن است که این گونه خاطرات به این نیت منتشر می شوند تا هرچه به گذشته تعلق دارد را به شکلی به کثافت بکشند، و حتی کثافت ها را هم، زشت تر جلوه دهند. این گونه کتاب ها، ناسزانامه هایی ست، که تنها حس همدردی خواننده را نسبت به دزدان و جنایتکاران گذشته تحریک می کند. جز دو سه فصل آخر کتاب که مربوط به محاکمه و اعدام هویداست، تقریبن هیچ فصل و گفته ی دیگر این کتاب، سندیت معتبر تاریخی ندارد و گاه در حد اختلاط های خاله زنکی و شایعات مضحک است. لازم به توضیح است که فردوست نه در دوران شاه زندانی شد، و نه با وجودی که امکانش را داشت، مهاجرت کرد، و نه اخباری حاکی از تسلیم یا دستگیری او در رسانه های ابتدای انقلاب پخش شد. از یک جا گفتند فردوست دارد محاکمه می شود، و مدت ها پس از دیگر یاران شاه، نوشتند اعدام شد، مثل اعدام "قطب زاده"، نه عکس جسدی در روزنامه ها بود، و نه سر و صدایی و..
واقعیت این است که این شخص بیشتر به یک موجود خیالی می ماند، کمتر پست و موقعیتی آشکار داشته و در رسانه ها و اجتماعات پیش از انقلاب هم، اسم و رسم و تصویر چندانی از او نبوده ...
شاید بشه گفت این کتاب تونسته جان حسین فردوست رو نجات بده! از اونجایی که بعد از انقلاب 57 تقریبا تمام کلهگندههایی که از رژیم گذشته "در دسترس" بودند محاکمه انقلابی و نابود شدند اما این اتفاق برای حسین فردوست ـ که در دوران پهلوی آدم کمی نبود ـ نمیافته، شاید بشه ربطش داد به چیزهایی که او میدونسته و ظاهرا نسبت به نشرشون هم بیتمایل نبوده (خدا میدونه!). و ظاهرا موندن حسین فردوست در ایران و شایعه همکاریش با عوامل رژیم بعدی محمدرضا پهلوی رو در غربت به شدت ناراحت میکنه. اگه اینا برای خوندن چنین کتابی انگیزه کافی نمیدهد به اطلاع میرسونم که میتونید برید و فیلم اظهارات فردوست رو که این کتاب براساس اونا نوشته شده تهیه کنید و تماشا بفرمایید! تازه عرضه شده
در طول خوندن این کتاب همش ب این فکر میکردم ک حسین فردوست ب چ قیمتی ممکنه دستگاه حکومتی ک خودش یکی از افراد برجسته ی اون بوده و بهترین دوست و همدمش رو بفروشه، ب حرفای کسی ک صرفا برای نجات از کشته شدن زده میشه، ب حرفای ی خاین اعتمادی نیس! در کل میشه گفت نمیشه ب اطلاعات این کتاب ک کاملا مشخصه با غرض ورزی نوشته شده اعتماد کرد ولی برای داشتن ی دید کلی نسبت ب دوران پهلوی دوم خوبه، گفته هاش در مورد اشرف پهلوی خواهر محمدرضاشاه برام جالب بود.
ارتشبد حسین فردوست، دوست پنجاه ساله ی محمدرضا پهلوی، بعد از انقلاب ایران میمونه و خاطراتش رو می نویسه. این آدم از ده سالگی کنار محمدرضا بوده و شاه اونقدر بهش اطمینان داشته که بهش در مهمترین نهاد بازرسی کشور مسئولیت میده. یعنی فردوست میشه چشم و گوش شاه.!
فردوست به واسطه ی شغلهایی که داشته از اتفاقات پشت پرده ی زیادی خبردار بوده، و خیلی از اونها رو در کتاب آورده. لحن کتاب خاطراته. پس ما داریم اتفاقات رو از زاویه دید حسین فردوست می خونیم، یک جاهایی تحلیل به پای خودمونه.
به نظرم هرکسی که به تاریخ معاصر ایران علاقه داره حتما حتما حتما باید این کتاب رو بخونه. در ویراست جدید کتاب، هم طراحی جلد بهتره، هم فهرست نویسی و دسته بندی بخش ها و غیره حرفه ای انجام شده.
Weakly written memoirs of a traitor who bit the hands that fed him all his miserable life. His evidences and facts, however, are somewhat authentic when compared with his contemporaries and my own observation/recalling of the events.