Jump to ratings and reviews
Rate this book

آنجا که خانه ام نیست.

Rate this book
ننه اغلب توی دعواهای همیشگی اش پدر را سرزنش می کرد و از دین، اخلاق، کار و…همه چیز او ایراد می گرفت و گاه در پایان گریه هایش، نفرین می کرد. خیلی وقت بود که برای فرار از خانه، مشغول جمع کردن پول بودم. وقتی با یکی از همکلاسیها به نام حسام دوست شدم، قضیه فرار جدی تر شد؛ چرا که او هم برخلاف ظاهر زندگی اش، مشکلات و رنجهای خانوادگی خاص خودش را داشت. با این حال، عملی کردن این تصمیم، برخلاف فکر کردن به آن، ساده نبود....

104 pages, Paperback

First published January 1, 1982

4 people are currently reading
35 people want to read

About the author

رضا رهگذر

8 books3 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
12 (17%)
4 stars
12 (17%)
3 stars
17 (25%)
2 stars
15 (22%)
1 star
11 (16%)
Displaying 1 - 9 of 9 reviews
Profile Image for Susan.
271 reviews75 followers
April 29, 2015
خیلی کتاب دردناکی بود و خیلی آزارم داد.واقعا دلم برای پسر قصه می سوخت.تصویرهایش هنوز هم توی ذهنم مانده،پسر تنهای فراری توی کامیون،پسر تنهای فراری که برادرش چون خوابش می آید همراهی اش نمی کند،پسر تنهای فراری که ساعتی که پیدا کرده را دست می کند و...
خیلی توصیه اش نمی کنم.از آن کتابهاست که توی ذهن می ماند.
)لااقل برای من که اینطور بود)
و کتاب نوجوان به نظرم نباید اینقدر تلخ باشد.هرچقدر هم که بخواهد عبرت بدهد و "کلید اسرار"ی باشد،تا این حد تلخی لازم نیست واقعا.
داستان و نگارش خوب بودند.
Profile Image for Motahhareh .
116 reviews17 followers
July 20, 2020
اولین داستان بلندی بود که خوندم فکر میکنم اون موقع هشت سالم بیشتر نبود. یادمه با استرس داستان رو دنبال می کردم و واسم مهم بود که حتما ببینم چه اتفاقاتی واسه اون دوتا دوست می افته. اما دوست داشتم آخرش به یه جایی می رسیدند و بعدش پیش خانواده شون بر میگشتن نه اینکه آخر داستان نتیجه اخلاقی بگیریم که خانواده هر چقدر هم بد باشه نباید از دستشون فرار کنیم و بریم.
Profile Image for Fatemeh_fth.
7 reviews1 follower
January 6, 2021
دوباره می خوانم با اعماق وجودم با شوقی پایان ناپذیر آن را می خوانم هرچند بار که بشود .....
14 reviews1 follower
February 6, 2016
هیچی از داستان کتاب یادم نیست، جز اینکه داستان یه بچه ی فراری بود. حتی یادم نیست چرا داشت فرار می کرد. فقط می دونم هر وقت یادش می افتم، احساس می کنم یاد یکی از بهترین داستان هایی که به عمرم شنیدم می افتم. البته نمی دونم با روحیات بچه های امروز چقدر سازگاری داره. اما برای ما دهه شصتی ها خیلی مناسب بود.
Profile Image for Hamid.
50 reviews14 followers
January 15, 2016
این رو من در سن دوازده سیزده سالگی خوندم. بلکم یه کم بیشتر. اوائل انقلاب. مرتبه دوم سال هزار و سیصد و نود شاید با ورژن جدیدش.
Profile Image for Fatemeh RP.
31 reviews1 follower
January 12, 2021
دوست داشتم برنمی‌گشتند، دوست داشتم می‌موندند، یک کاره‌ای می‌شدند و به خانواده‌هاشون کمک می‌کردند نه نتیجه بگیرند خانواده، بدش هم خوبه.
نتیجه گیری رو دوست نداشتم. کاش می شد پدر جواد تصحیح بشه و جواد یاد بگیره باید جلوی آدم‌های زورگو و ظالم بایسته حتی اگر پدرش باشه.
کتاب خوبی بود، خوب تلخ بود ولی آخرش خوش نبود.
Profile Image for sanaz.
90 reviews189 followers
August 7, 2007
I read it hundred years ago and then lost it...
Displaying 1 - 9 of 9 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.