Jump to ratings and reviews
Rate this book

امپراتور کوتوله‌ی سرزمین لی‌لی پوت

Rate this book
این کادو مال کیست؟

دارم با صدای بلند فکر می‌کنم. فکر فکر فکر… دارم فکر می‌کنم انگار مهم است که پشت آن روبان طلایی زیبا و کاغذی که نور روی آن بازتاب خیره‌کننده‌ای دارد چیست. بمب؟…
و یا واقعا امپراتور کوتوله‌ی سرزمین لی‌لی‌پوت؟

85 pages, Paperback

Published January 1, 2014

8 people want to read

About the author

جمشید خانیان

20 books22 followers
جمشید خانیان داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس است. کتاب‌های او افتخارات ملی و بین‌المللی زیادی برایش به ارمغان آورده‌اند؛ برگزیده‌ی شورای کتاب کودک، نشان طلایی لاک‌پشت پرنده و قرار گرفتن در فهرست افتخار IBBY لندن و مکزیک از آن جمله‌اند. خانیان نخستین نویسنده‌ی ایرانی ادبیات کودک و نوجوان است که در سال 2018 به فستیوال کلاغ سفید مونیخ دعوت شد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
4 (17%)
3 stars
7 (30%)
2 stars
5 (21%)
1 star
7 (30%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Sang Cast.
76 reviews5 followers
March 26, 2025
نمی‌دانم این کتاب بدترین اثر آقای جمشید خانیان است، یا یکی از بدترین‌هاست، یا صرفا همه آثارش در همین سطح است و هیچ‌وقت واقعا لایق جایزه‌ای جز «استمرار در زباله‌نویسی» نبوده، یا این بهترین اثر در جمع آثارش است یا چه؛ اما این اولین کتابی بود که من از او خواندم، و احساس حماقت، جنایت و مورد تجاوز واقع شدن به من دست داد...
حماقت برای این‌که بابت این کتاب ۱۸هزار تومان (با احتساب ۲هزار تومان تخفیف) هزینه کردم (چاپ سوم: ۱۳۹۸)، جنایت برای این‌که در پایان هر فصل حس این را داشتم که آقای خانیان از پشت جلد کتاب در آمده و بهم چاقو زده، و احساس پایانی‌ام برای این است که هنوز نمی‌دانم باید چه‌جور دردی را در کجایم حس کنم...

×××نقد و بررسی جدی‌تر کتاب (شاید با کمی اسپویل)×××

بیایید در ابتدا ویژگی‌های مثبت کتاب را بشمریم:

۱. این کتاب چاپ نشر افق است، پس می‌توانید مطمئن باشید که چاپ مناسب و تمیزی دارد. یعنی کمتر کتابی از افق را دیده‌ام که چاپ بدی داشته.

۲. با داشتن این کتاب می‌توانید کتاب‌خانه‌تان از مجموعه «رمان نوجوان» نشر افق را کامل کنید و به دیگران ثابت کنید که عاشق جمع‌آوری مجموعه‌ها هستید، تا وقتی بعدا برای دوستان صمیمی‌تان از آرشیو امضای نویسندگان یا گالری تصاویر شخصی دوست‌دخترهای قبلی‌تان یا آرشیو دندان کنده‌شده قربانی‌های‌تان رونمایی می‌کنید، شوکه نشوند.

۳. نویسنده کتاب ایرانی است و با خریدنش به نویسنده‌های فارسی‌زبان و ایرانی دیگر این امید را خواهید داد که روزی کتاب‌های آن‌ها هم خریداری خواهند شد، یا حتی ممکن است خودتان خریدار بالقوه آثارشان باشید.

۴. کل کتاب ۸۵ صفحه دارد، و به علتی که بعدتر شرح می‌دهم، خواندنش بسیار سریع و بی‌مشکل خواهد بود، و می‌توانید بین یک تا سه روز از زندگی خودتان را با آن «سرگرم» کنید. (بسته به سرعت خواندن‌تان و مقدار سردردی که می‌گیرید هم دارد.)

۵. این کتاب رمان نوجوان است و اگر با همین قیمت بتوانید پیدایش کنید، می‌تواند دم‌دستی‌ترین هدیه برای بی‌اهمیت‌ترین و بدبخت‌ترین و بی‌ارزش‌ترین نوجوان اطراف شما باشد.

۶. شخصیت اصلی کتاب دختری به نام «آیدا»ست و اگر دوستی به این نام دارید، می‌توانید بابت ماجراهای کتاب سر صحبت را با او باز کنید (توصیه شخصی‌ام این است که نکنید، چون ممکن است در پایان صحبت، به خاطر مقایسه او با شخصیت این کتاب، دیگر نخواهد ریخت شما را ببیند...).

۷. کتاب در فهرست «لاک‌پشت پرنده × ۴» قرار دارد و این باعث می‌شود که به فهرست لاک‌پشت پرنده هم شک کنید و دیگر گول جوایز بی‌شمار کتاب‌ها را در انتخاب‌های آینده‌تان نخورید.

۸. با کمی دقت، از نویسنده کتاب استمرار در نوشتن و ناامید نشدن از هیچ‌چیز را خواهید آموخت. (چیزی که از آثار دارن شان هم می‌توانید یاد بگیرید، اما با کیفیت بیشتر؛ و در واقع این کتاب شما را با سطح تازه‌ای از «هنر ظریف بی‌خیالی (یا همان اصطلاح معروف بی‌ادبانه)» آشنا خواهد کرد و شما می‌فهمید که مردم از آب هم کره می‌گیرند و شما هنوز لنگ ۱۸هزار تومان پول کتاب چاپ قدیم نشر افق هستید...)

۹. از خانم روشنک بهاریان‌نیکو که ویراستار کتاب بوده یاد می‌گیرید که یک ویراستار حرفه‌ای چه‌طور به نویسنده کمک می‌کند تا بهترین اثر ممکن را ارائه کند.

۱۰. از آقای کیانوش غریب‌پور یاد می‌گیرید چه‌طور کتاب را سرسری بخوانید و به جای کادویی که به وضوح و مکرر گفته شده به اندازه امپراتور کوتوله‌ی سرزمین لی‌لی پوت در کتاب گالیور کوچک است، برای روی جلد یک کادوی عظیم با ابعاد بزرگ‌تر از پاهای یک دختر ۱۶ساله را طراحی کنید که تقریبا می‌تواند سطحی‌ترین نوع طراحی جلد کتاب باشد، که بابتش پول هم به طراح می‌دهند و دعای خیر نویسنده هم پشت اوست.

۱۱. از نام فصل‌های کتاب خوانش اعداد فراتر از ملیون را نیز خواهید آموخت، و می‌فهمید در زبان انگلیسی اعداد با رسیدن به میلیارد (بلیون) متوقف نمی‌شوند. (ملیون، بلیون، ترلیون، کوادریلیون، کوینتیلیون، سکستیلیون، سپتیلیون، اکتیلیون، نونلیون، دسیلیون، آندسیلیون، دودسیلیون، تردسیلیون، کواتوردسیلیون، کوین‌دسیلیون، سکس‌دسیلیون، سپتن‌دسیلیون، اکتودسیلیون، نوم‌دسیلیون، ویجینتیلیون، سنتیلیون (جمعا ۲۱ فصل))

۱۲. و در نهایت از نشر افق یاد می‌گیرید (به خصوص اگر خودتان ناشر باشید) چه‌طور می‌توان کتابی را بدون نمونه‌خوانی و بدون بررسی در شورای چاپ و بدون هیچ‌گونه اهمیتی نسبت به محتوای آن چاپ کرد، و با جدیت تمام در ابتدای آن این تذکر را داد که: «کلیه حقوق چاپ و نشر این اثر برای مؤسسه نشر افق محفوظ است. هر گونه استفاده از کتاب‌آرایی و عناصر آرایشی و نیز تکثیر و تولید دوباره آن به هر شکل و شیوه از جمله چاپی، کتبی، صوتی، تصویری و الکترونیکی بدون اجازه مکتوب ناشر پیگرد قانونی دارد.»

حالا وقت آن رسیده که این کتاب را به اتاق اعترافات دانشمندان دوره حکومت کلیسا ببریم و در حین آشنایی او با خداوند رحمان و رحیم، هویتش را مورد بررسی قرار دهیم و انگشتان ملحدش را...

به نظر من، زباله‌ترین نوشته‌ها، آن‌هایی هستند که موقع خواندن‌شان یک بار خمیازه می‌کشید و بعد به خودتان می‌گویید که می‌شود بی‌خیال خواندنش شد و بروید بخوابید. اگر بخواهم توضیح کامل‌تری بدهم، این یعنی نویسنده نتوانسته از توانایی کلمات برای جذب مخاطب به درستی استفاده کند، و مخاطب از راه رفتن روی پوست محتوا فراتر نرفته و در محتوا جایی پیدا نکرده که برای ورودش تزئین شده باشد. برای دقیق‌تر توضیح دادن، لازم است به این متن توجه کنید:

این داستانی درباره ماجرای است که در زمان‌های بسیار دور, وقتی که پدربزرگ‌تان بچه بود، اتفاق افتاده. این داستان بسیار مهمی است، چون معلوم می‌کند که چطور تمام آن رفت‌وآمدهای میان دنیای ما و سرزمین نارنیا شروع شد.
در آن روزگار، آقای شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، هنوز در خیابان بیکر زندگی می‌کرد و خانواده بَستبِل هنوز هم در لوییشم رُد دنبال گنج می‌گشتند. در آن روزها اگر پسر بودی، بایستی یک یقه آهاری اتون را هر روز به گردنت می‌بستی و مدرسه‌ها هم معمولاً خیلی بدتر از امروز بود. ولی وضع خوراکی‌ها بهتر بود؛ همین‌طور شیرینی‌ها، ولی درباره این‌که چه‌قدر ارزان و خوش‌مزه بودند حرفی نمی‌زنم، چون فقط بی‌خودی دهان‌تان آب می‌افتد. در چنین روزهایی، دختری به نام پُلی پلامر در لندن زندگی می‌کرد.


این متن که سرآغاز کتاب «خواهرزاده جادوگر: ماجراهای نارنیا ٦» از محموعه «نارنیا» نوشته سی. اس. لوئیس و با ترجمه پیمان اسماعیلیان است، بعد از ده‌ها بار خوانده شدن، هنوز مرا در خیالم به دوران گذشته‌ای می‌برد که در آن هنوز شرلوک هلمز لای صفحات کتاب می‌چرخیده و پرونده‌ها را حل می‌کرده و سرگرمی چیزی جز کتاب و خوراکی و دورهمی نبوده. کتابی که حداقل ۶۰ سال از نوشته شدنش می‌گذرد.
اما وقتی کتاب آقای خانیان را که چاپ اولش مال سال ۱۳۹۴ بوده می‌خوانید، احساس می‌کنید هیچ‌چیزی نفهمیده‌اید و قرار نیست به سادگی چیزی دستگیرتان بشود. و این نکته‌ای‌ست که کتاب‌های کودک و نوجوان را به زباله‌های غیرقابل‌خواندن تبدیل می‌کند، و بچه‌هایی که سعی می‌کنند با این کتاب‌ها به دنیای کتاب وارد شوند را برای مدتی طولانی یا همیشه از کتاب خواندن متنفر می‌کنند...

از احمقانه‌ترین بخش‌های کتاب تکرارهای بیهوده و جملات بی‌معنای صفحه‌پرکن آن هستند. بعید می‌دانم کسی باور کند این تکرارها جزء اصلی داستان باشند و کاری جز زیاد کردن صفحات برای گران‌تر شدن قیمت آن انجام دهند.
اول فکر می‌کنید قضیه این است که شخصیت اصلی دچار فراموشی‌ست یا ذهن مشوش و غیرقابل‌اعتمادی دارد و مخاطب قرار است از جریان آشفته‌بازار ذهن او سعی کند خط اصلی وقایع را پیدا کند و به هم ربط‌شان بدهد، اما هرقدر که جلوتر می‌روید، بیشتر به خود خوش‌باور قبلی‌تان توهین می‌کنید؛ و وقتی کتاب تمام می‌شود می‌فهمید که این شما نبودید که باید بابت خوش‌باوری یا مثبت‌نگری‌تان مورد توهین واقع شوید، بلکه تمام آدم‌هایی که چاپ‌های قبلی این کتاب را خواندند و نگفتند چه‌قدر کتاب بدی است، در کنار تمام تیم انتشار این اثر هستند که باید مورد توهین و تحقیر واقع شوند.

در دنیای امروز، و اوضاع اخیر کشور بدبختی مثل ایران، که قیمت کتاب هر روز چندبرابر می‌شود و کک هیچ‌کسی هم نمی‌گزد و هر سال فقط بن خرید کتاب طلاب و حوزه‌های علمیه افزایش پیدا می‌کند و سبد خرید خانوار از کتاب و فرهنگ تهی و تهی‌تر می‌شود، دم نزدن از جنایتی که بر صفحات هدررفته با این محتوای بی‌معنی رفته، یک‌جور دامن زدن به قتل‌عام فرهنگی‌ست...
مثل این است که هر روز توی دهن خودتان بزنید و وقتی دردتان گرفت یا دندان‌تان شکست، همسایه را به خاطر صدای زیاد تلویزیونش یا هر شب نودل سبزیجات خوردنش در عین هم‌جنس‌گرا بودنش متهم کنید.

این کتاب پر از خطوطی‌ست که صرف نوشتن «جیک‌جیک‌جیک» و «قارقارقار» شده؛ خطوطی که هیچ بار افزوده‌ای، بیشتر از جمله «در تمام مدت صدای قارقار کلاغ‌ها (یا جیک‌جیک ریز و درهم گنجشک‌های شیربرنجی) به گوش می‌رسید و نمی‌گذاشت حرف هم را درست بفهمند»، برای کتاب ندارد.
و باقی کتاب هم با تکرار و تکرار و از معنا انداختن چیزها ادامه پرتر شده.

بخش‌بندی‌های کتاب هم بی‌خاصیت به نظر می‌رسند. مثلا فصل ۱۵ کتاب، فقط سه خط، شامل ۲۸ کلمه است، و به خواننده می‌گوید که شخصیت اصلی با آسانسور به طبقه اول آپارتمان رفته.

اشارات نویسنده به کتاب‌ها و آثار دیگر، یا خاطرات مشترک ایرانی‌ها [و شاید آدم‌ها]، با این‌که همیشه در کتاب‌های دیگر حس خوبی به مخاطب می‌دهند و او را به فهمیدن بیشتر ماجراها دعوت می‌کنند، اما در این‌جا جز ریختن قیمه در آش رشته نقشی ندارند و فقط همه‌چیز را بی‌معنی‌تر و تصویر نهایی را شلوغ‌تر می‌کنند. انگار که توی چرخه افکار ذهن یک دیوانه بدبخت گیر افتاده باشیم.

شاید بشود توجیهات فلسفی‌ای برای ماجراها و حرف‌ها سر هم کرد، اما برای این کار من ترجیح می‌دهم وقت و فکرم را برای کتابی مثل «دنیای سوفی» هزینه کنم، نه کتابی که از سر رفع تکلیف و سوءاستفاده از مخاطب و طرفداران [احتمالی] آقای خانیان نوشته شده است.

توصیه پایانی‌ام این است که به جای خواندن این کتاب، کتابی مثل «شگفتی!» اثر آر. جی. پالاسیو، «پی پی جوراب بلند» اثر آسترید لینگرن، «کورالین» اثر نیل گیمن، «راز فال ورق» اثر یوستین گوردر یا «چارلی و کارخانه شکلات‌سازی [و چارلی و آسانسور بزرگ شیشه‌ای]» اثر رولد دال را بخوانید؛ و از زمان‌تان لذت ببرید و خیال‌تان را تقویت کنید و چیدمان دل‌پذیر کلمات را بیاموزید.
Profile Image for Mahya Moq.
68 reviews28 followers
November 22, 2020
دیالوگ‌ها و افکار یخ و باورناپذیر.
Profile Image for مهرنوش تنهایی.
12 reviews
July 20, 2024
اگه می‌خواید از رمان نوجوان و ادبیات نوجوان زده شید، حتماً بخونیدش:/
تنها چیزی که باعث شد این کتاب رو تا آخر بخونم _بخونید تحمل کنم_ این بود که مدام با خودم تلقین می‌کردم: «بخون مهرنوش... طاقت بیار.... فقط هشتاد صفحه‌ست.... شاید تهش چیزی شد...»
توی شماره‌ی هجده فصلنامه‌ی نقد ادبیات کودک و نوجوان، شیدا آرامش‌فر کلی درباره‌اش نوشته که این کتاب درباره‌ی فرآیند هویت‌یابیه و فلانه و بهمانه و... . می‌خوام بگم شما هم مثل من اصلاً گول این نقدها و پایان‌نامه‌ها رو نخورید. هیچچچی نیست، هیچی... شاید این بحث هویت‌یابی‌ای که می‌گن از بغلش رد شده ولی حتی بوش هم نمونده توش‌...
دختر شانزده‌ساله‌ای که به‌زور ده ساله بهش می‌خورد... دیالوگ‌های مزخرف... تکرار‌های خسته‌کننده... رفتارهای عجیب و تصنعی... بدون داستان...
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.