دوستانِ گرانقدر، این کتاب مجموعه ای از اشعارِ زنده یاد « نیما یوشیج» است و شاملِ اشعاری از دفاترِ: فریادهایِ دیگر، ناقوس، عنکبوت رنگ، شهرِ شب، شعرِ من، قلم انداز و ماخ اولا، میباشد
ابیاتی از این کتاب را به انتخاب، در زیر برایِ شما بزرگواران مینویسم
------------------------------------------------------------------------------
هنوز از شب دمی باقیست، می خواند در او شبگیر
و شب تاب، از نهانجایش، به ساحل میزند سوسو
به مانندِ چراغِ من که سوسو میزند در پنجرۀ من
به مانندِ دلِ من که هنوز از حوصله وز صبرِ من باقیست در او
به مانندِ خیالِ عشقِ تلخِ من که می خواند
------------------------------------------------------------------------------
فریاد میزنم
من چهره ام گرفته
من قایقم نشسته به خشکی
مقصودِ من از حرفم معلوم بر شماست
یک دست بی صداست
من، دستِ من کمک زِ دستِ شما میکند طلب
------------------------------------------------------------------------------
یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان قربان
ای آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید
------------------------------------------------------------------------------
خانه ام ابریست اما
ابرِ بارانش گرفته ست
------------------------------------------------------------------------------
آتشی را روی پوشیده به خاکستر
چه بسا خاکستر او را گشته بستر
هیچکس پایانِ این روزان نمی داند
بُرد پرواز کدامین بال، تا سویِ کجا باشد؟
کَس نمی بیند
------------------------------------------------------------------------------
دیریست که در زمانۀ دون
از دیده، همیشه اشکبارم
عمری به کدورت و الم رفت
!تا باقی عمر چون سپارم
------------------------------------------------------------------------------
!زبانِ آنکه با دردِ کسان پیوند دارد بادگویا
!باد آمین
!و هر آن اندیشه، در ما مُردگی آموز، ویران
!آمین! آمین
------------------------------------------------------------------------------
نیما خطاب به یک دوست، نوشته: عزیزِ من! باز میگویم ادبیاتِ ما باید از هر حیث عوض شود. موضوعِ تازه کافی نیست و نه این کافی است که مضمونی را بسط داده و به طرزِ تازه بیان کنیم. نه این کافی است که با پس و پیش آوردنِ قافیه و افزایش و کاهشِ مصراع ها یا وسایلِ دیگر، دست به فرمِ تازه زده باشیم. عمده این است که طرزِ کار عوض شود و مدلِ وصفی و روایی که در دنیایِ با شعورِ آدمهاست، به شعر بدهیم... تا این کار نشود، هیچ اصلاحی صورت پیدا نمیکند، هیچ میدانِ وسیعی در پیش نیست
------------------------------------------------------------------------------
فکرِ من در پیرامونِ آن چیزی است که مانندِ میراثی از من، ممکن است برایِ دیگران باقی بماند
امیدوارم این انتخاب ها را پسندیده باشید
«پیروز باشید و ایرانی»